افکار شلخته میلانی و هوسی که احساس پاک خوانده می شود!

صحبت های تهمینه میلانی در برنامه دیشب هفت خیلی خوب بود، از این جهت می گم خوب که خیلی واضح و مشخص عقاید و اندیشه های خودش رو نشون داد... کسی که معتقده بچه هایی که  پس از انقلاب دنیا اومدن همه عقده ای هستند ، طبیعیه که در فیلم "یکی از ما دو نفر" هوس یک زن شوهر دار ( سارا) به یک مرد خوش تیپ (بابک) رو احساسات پاک و طبیعی عنوان کنه.

خانم فمینیسمی که غرب تمام آمال و آرزوهاشه و افرادی که در اجتماع غربی رشد پیدا می کنن و با دلایل شاذ خودش پایبندترین افراد به اصول اخلاقی معرفی می کنه ، تمام معادلات زندگیش رو  حتی نقدهای فنی فراستی رو ناشی از نگاه مردسالارانه تعبییر می کنه.

خانوم میلانی که خودش رو جامعه شناس نمی دونه ولی احکام قاطع اجتماعی صادر می کنه که "همه جوون های بعد از انقلاب عقده ای هستند" و مثل فروید این عقده رو ریشه در تمایلات جنسی می دونه تا به حال به  جایگاه زن تو دین اسلام توجه کرده ؟

آیا تهمینه میلانی این حدیث رو خونده که المراه الریحانه ...

آیا به این روایت نگاه انداخته که سبب آفریننش هستی حتی علت وجودی مبارک پیامبر اعظم و امام علی (ع)، حضرت فاطمه (ع) است .

آیا می دونه بر اساس روایت احترام به مادر باید بیشتر از پدر باشه  و ...

هیچ وقت نخواستم و نمی خوام مثل تهمینه میلانی به  موضوعات نگاه جنسیتی داشته باشم چون "هيچ فرقى ما بين گروه و گروهى در اسلام نيست فقط به تقوا و به اتقاء به على‏الله تعالى فرق‏است" صحيفه نور، ج 16، ص 185.

خانوم میلانی که معتقده سیستم تربیتی غرب ، ادم با اخلاق پرورش می ده و نگاه اصولی به رابطه زن و مرد داره، میشه درباره عکس زیر یه کم توضیح بدن.

 اعتراض زنان به تبعیض جنسیتی در غرب

من نگاهم به زن مثل نگاه فمینیست ها نیست چون " زن مظهر تحقق آمال بشر است. زن پرورش‏ده زنان و مردان ارجمند است. از دامن زن‏مرد به معراج مى‏رود. دامن زن محل تربيت‏بزرگ زنان و بزرگ مردان است.  صحيفه نور، ج 13، ص 219.

من برخلاف خانوم میلانی معتقدم زن‏هاى انسان‏ساز از جوامع غربی گرفته شده است، و برای همین است که آنها "شكست‏ خواهند خورد و منحط خواهند شد"

چه قدر برای من شبیه هم هستند...

نمی دونم حاج منصور و شهید آوینی توی جبهه با هم برخورد داشتند یا نه ... عقل آدمی تایید می کنه راوی فتح هم زمانی که حاج آقا منصور برای رزمنده ها توی حسینیه حاج همت می خونده و دلها رو کربلایی میکرده مثل شهدا ، مثل رزمنده ها اشکی ریخته و با نوای حاج آقا منصور عزارداری کرده.

صدای حاج منصور برای من مثل نوشته های آوینی می مونه ، و این دو برای من چقدر شبیه هم هستند.

سید شهیدان اهل قلم

چه زیارتی کردم امیرالمونین(ع) را !

سال نو مبارک...

امسال لحظه سال تحویل جنوب بودم.

شاید خیلی ها بهم حسرت بخورن. اتفاقا من هم قبل از سفر به حال یکی از دوستام حسرت خوردم. همکارمم اسمش یکی دو ماه قبل از عید عتبات در اومده بود... یه جوری زمان سفرش رو برنامه ریزی کرد لحظه سال تحویل تو حرم حضرت امیر المونین (ع) باشه. خیلی حسرت خوردم . خیلی گله کردم . به شهدا گفتم ما که ایام عید قراره بیام به زیارتتون ولی زیارت حضرت امیر اونهم لحظه سال تحویل یه مزه دیگه ای داره ؛ به شهدا گفتم فربونتون برم اگر واقعا شهیدید و پیش خدا آبرو دارید یه جور برنامه ریزی کنید من هم لحظه سال تحویل زیر زبونم بمونه.

چند هفته گذشت ... تا اواسط اسفندماه قرار بود سفرمون به جنوب روز دوم فروردین شروع بشه ؛ ولی هماهنگی ها طوری شد که کاروان پایگاه ما می بایست 27 اسفند عازم می شد؛ خوشحال بودم ، خوشحال از این بابت که لحظه سال تحویل حداقل تو یکی از مناطق عملیاتی جنوب هستم ولی همچنان خیال حضور تو حرم حضرت علی (ع) یه چیز دیگه ای بود. طبق برنامه ریزی ها 29 اسفند چند ساعت قبل از سال تحویل منطقه عملیاتی فتح المبین بودیم... چون در قالب یک کاروان رهسپار شده بودیم  و کار دست خودمون نبود طبق همین برنامه ریزی ها موقع سال تحویل اما تو هیچ منطقه عملیاتی نبودیم و باید تو شهر شوش سال جدید رو تحویل می کردیم.

به شهدا گفتم دمتون گرم حالا ما حرف دلمون رو بهتون زدیم گفتیم "دوست داریم تو حرم امیرالمونین باشیم" چرا به شما برخورده و ما رو از مناطق عملیاتی انداختید بیرون؛ بهشون گفتم شما اگر خودتون هم نخواین من خودم رو از شوش می رسونم فتح المبین و لحظه سال تحویل پیش شما می مونم ، با چند تا از بچه های پایگاه قرار گذاشتیم به محل اسکان بر گردیم و بعد از یه استراحت کوتاه دوباره بیایم فتح المبین.

استراحت کوتاه همانا و بیدار شدن نزدیک ساعت دو شب همان. اگر خیلی خوشبینانه می خواستیم خودمون رو به قتح المبین برسونیم حدود ساعت سه و ربع می رسیدیم.

با کلی دلخوری از شهدا با 70 ؛ 80 تا از بچه های پایگاهمون رفتیم به سمت حرم حضرت دانیال(ع) ... همون لحظه اول ورود به حرم چشمم خورد به این حدیث از امیرالمونین علی (ع) که "«من زار اخي دانيال کمن زارني؛ هر کس برادرم دانيال را زيارت کند مرا زيارت کرده است». "

پس از خوندن حدیث، تمام حرف و حدیث ها ، تمام اون دلخوری و در درد دلم با شهدا و خواسته ام از اونها تمام فکرهایی که کرده بودم و بازی که شهدا تو این مدت سر من درآورده بودند و بالا و پایینم کردند همه اومد تو ذهنم.

کلی شرمنده حضرت دانیال شدم . کلی شرمنده شهدا هم. بغض شدیدی تو گلوم بود ولی نمی خواستم گریه کنم. به خاطر اینکه اصلا نمی خواستم تعجب کنم . از شهدا با این مقام ...

***

بهاری که به خون شیعیان بحرین سبزی خود را از دست داده هیچ لطفی نداره " اکنون که جهان مرده است آیا وقت آن نرسیده که مسیحای موعود سر رسد"