وقت مجلس خيلي طلاترِ!

 امروز مجلسيان عزيز  از ساعت 30/8  تا ساعت  45/9 صبح درگير اين مسئله بودند كه كلمه "پرچم ملي" ايران رو از قانون كشتيراني حذف كنند و به جاي اون كلمه "پرجم جمهوري اسلامي" ايران رو جايگزين كنند. قانون كشتيراني قبلي مربوط به  نظام شاهنشاهي بود و اينكه در قانون جديد كشتيراني تغيير لفظ "ملي" به "جمهوري اسلامي" رخ بده ، اقدام پسنديده اي است اما مسئله اينكه فرآيند اين تغيير لفظ  چرا بايد 90 دقيقه وقت مجلس رو بگيره؟ 
جالب اينجاست كه در ابتدا بررسي اصلاح اين قانون و پس از گذشت ده دقيقه ، از نمايندگان براي تغيير لفظ "ملي" به "جمهوري اسلامي" راي گيري بعمل اومد كه بسياري از مجلسيان احتمالا بدون اينكه بدانند درباره چه موضوعي راي گيري صورت گرفته ،‌به اين تغيير لفظ راي منفي دادند. بعد از اين اتفاق تعداي از نماينده ها پشت تريبون آمدند و با يادآوري تبعات منفي اين اقدام بهارستان نشينان! از همكارانشون خواستند به اين تغيير لفظ راي مثبت بدهند. اين فرآيند چند خطي كه در بالا گفته شد يك ساعت و نيم وقت قوه مقننه رو گرفت .
اما تاسف زماني بيشتر مي شود كه بدونيد به قول مصطفي كواكبيان براي هر دقيقه از وقت جلسه علني مجلس حدود 10 الي 15 ميليون تومان هزينه صرف مي شه.
يعني براي تغيير لفظ "ملي" به "جمهوري اسلامي " بيش از يك ميليارد تومان از جيب مجلس پول رفته. البته اين مبلغ جداي از هزينه پخش مستقيم راديويي، ‌وقت خبرنگاران و اصحاب رسانه و ... است. 
جناب نماينده عزيز!  صيانت از بيت المال فقط اين نيست كه ما حواسمون به اين باشه كه از امكانات مجلس براي مصارف شخصي خودمون استفاده نكينم، يا داد بزنيم فلاني دزده يا دزد نيست ،  صيانت يعني اينكه بيخود و بي جهت دستمون رو روي دكمه موافق يا مخالف فشار نديم، وقت گران مجلس رو با تذكرات خارج از دستور بيخود نگيريم ، وقتمون رو به جاي گوش دادن به نطق ها و تذكرات و دستور جلسه به لابي كردن براي كانديداي رياست جمهوري تلف نكنيم، يا چرت نزنيم ، عكس يادگاري نندازيم، بيكار نشينيم و مجله بخونيم و ...  ‌

همه خوشدل اين كه ...


همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي
چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي؟!
به كسي جمال خود را ننموده‏يي و بينم
همه جا به هر زباني، بود از تو گفت و گويي!
غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم
تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از ميانه، گويي!
به ره تو بس كه نالم، ز غم تو بس كه مويم
شده‏ام ز ناله، نالي، شده‏ام ز مويه، مويي
همه خوشدل اين كه مطرب بزند به تار، چنگي
من از آن خوشم كه چنگي بزنم به تار مويي!
چه شود كه راه يابد سوي آب، تشنه كامي؟
چه شود كه كام جويد ز لب تو، كامجويي؟
شود اين كه از ترحّم، دمي اي سحاب رحمت!
من خشك لب هم آخر ز تو تَر كنم گلويي؟!
بشكست اگر دل من، به فداي چشم مستت!
سر خُمّ مي سلامت، شكند اگر سبويي
همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه، بنشين كنار جويي!
نه به باغ ره دهندم، كه گلي به كام بويم
نه دماغ اين كه از گل شنوم به كام، بويي
ز چه شيخ پاكدامن، سوي مسجدم بخواند؟!
رخ شيخ و سجده‏گاهي، سر ما و خاك كويي
بنموده تيره روزم، ستم سياه چشمي
بنموده مو سپيدم، صنم سپيدرويي!
نظري به سويِ (رضوانيِ) دردمند مسكين
كه به جز درت، اميدش نبود به هيچ سويي‏