مشتاقان خدمت و سهم بندی های اصولگرایانه!

یک:

جدیدا این استدلالیون جریان اصولگرایی چه می کنند .

دقت کنید :

باهنر در گفتگو با اعتماد :

ما در این دوره از انتخابات تشکیلاتی به اسم حامیان آقای احمدی‌نژاد نداریم و هیچ اصولگرایی با این عنوان نمی‌خواهد وارد انتخابات شود که ما بخواهیم با آنها کار بکنیم یا نکنیم.

خبرنگار: پس تشکیلات سیاسی اطراف آقای احمدی‌نژاد قرار است با چه عنوانی وارد انتخابات شوند؟

ما اصل را صحبت‌های آقای احمدی‌نژاد گرفتیم. ایشان در مصاحبه تلویزیونی گفتند در انتخابات مجلس دخالت نمی‌کنند و تاکید کردند قوه مجریه ورودی به انتخابات مجلس ندارد و به همین دلیل هم ورود نماینده‌یی از آنها در تیم انتخاباتی ما منتفی است. به هر حال توقع ما هم همین بود که قوه مجریه واردانتخابات نشود.

بنا بر استدلال باهنر پس شهرداری تهران و رییس مجلس که تو شورای عجیب و غریب اصولگرایان از 8 سهم یک سهم دارند، کلا قصد دخالت در انتخابات را دارند.

رییس قوه مقننه و یا شهردار می توانند درانتخابات دخالت کنند؟


دو:

واقعا از چنین شورای اصولگرایانی چنین سهم بندی هایی در می آید.

توجه کنید:

جریان تحول خواه به سرپرستی حسین فدایی ، یک هشتم سهم دارد  یعنی 37 نفر

گروه فداییان به سرپرستی زاکانی که یک هشتم سهم دارد 37 نفر

آقای شهردار محمد باقر قالیباف هم که یک هشتم سهم دارد 37 نفر

آقای لاریجانی ریییس مجلس نیز که یک هشتم سهم دارد 37 نفر

آقایون سنتی ها تحت لوای جبهه پیروان خط امام و رهبری که اصلا با هاشمی رابطه ندارند دو هشتم 74 نفرسهم دارند

آقایون سوم تیری که احمدی نژاد هم جز اونها حساب نمی شه ، دو هشتم 74 نفر سهم دارند

اگر بخوایم یک مقدار تقسیم بندی ها رو شفاف کنیم:

تحول خواه و فداییان و قالیباف که در واقع با همدیگر یک جریان هستند: 111 نفر سهم

جبهه پیروان خط امام و رهبری و لاریجانی که اصلا با هاشمی رابطه ندارند:‌111 نفر سهم

جریان سوم تیر که فعلا چیزی از اون مشخص نیست و احتمالا نماینده دیگر گروه ها نیز در اون سهیم اند 74 نفر سهم

واقعا شما از آقایون انتظاری بیش از این داشتید؟

سه :

وقتی رجز خوان می‌شوی، انگار حیدر می‌رسد
یک لافتای دیگر از نسل علی سر می‌رسد
ای نسخه دوم! ـ که با اصلش برابر می‌رسد ـ
پیش تو می‌لرزد زمین، گویی که محشر می‌رسد

 میلاد حیدر دشت کربلا مبارک!

دلم برای تو تنگ است...

 در آن کرانه که دل با ستاره همزاد است

به من اجازه در اوج پر زدن داده است

در ان کرانه که همواره یک نفر آنجاست

که در پذیرش مهمان همیشه آماده است

در آن کرانه که خورشید پیش یک گنبد

بدون رنگ ز بازار حسن افتاده است

همیشه از تو سرودن چه سخت و شیرین است

شبیه تیشه زدن های سخت فرهاد است

سوال می کند از خود هنوز آهویی

که بین دام و نگاهت کدام صیاد است

دلم که دست خودم نیست این دل غمگین

همان دلی است که جامانده در گوهر شاد است

بدون فن غزل بی کنایه می گویم

دلم برای تو تنگ است شعر من ساده است...

(سید حمیدرضا برقعی)