یه حس خوب/ یه حس بد

فردای روز خبرنگار؛ همین طوری که داشتم از پیاده رو اتوبان مدرس میومدم سمت دفتر روزنامه و همین طوری خیلی خوشحال داشتم به برخی از دل مشغولی های ذهنم فکر می کردم، از بغل یه آدم که خودشو توی درخت ها و بوته های بغل اتوبان قائم کرده بود رد شدم ... چون خیلی در بحر تفکر غرق شده بودم چند ثانیه بعد تونستم این صحنه رو برای خودم تحلیل کنم و این سئوال رو بپرسم که "نکنه این آدمه خودشو لای بوته های قائم کرده و می خواد مقدمات فضانوردیشو فراهم کنه؟ " خودم بلافاصله جواب دادم "نه بابا دیگه نیروی انتظامی هم اینقدر فشل نیست که معتادین جرات بخودشون بدن و تو روز روشن- حدود ساعت 11 ظهر- علنا بیان تو خیابون و مواد مصرف کنن!"

همین طوری که خودتون حدس زدید گزینه یک درست بود و نیروی انتظامی این قدر فشل هست که معتادین تو روز روشن جرات کنن علنا بیان تو خیابون و مواد مصرف کنن"

وقتی مطمئن شدم طرف فضانوردی می کنه با خودم گفتم برم با هاش خیلی دوستانه صحبت کنم که حیف جونیت نیست (آقای معتاد تقریبا 30 ساله بود) که داری با اعتیاد به تباهی می کشیش ؟ بعد ازش بخوام این اعتیاد رو کنار بذاره و مثل فیلم های ایرانی همه چیز با خوبی و خوشی تموم بشه...

البته بلافاصله پس از این تفکرات بود که با خودم گفتم آخه مرد حسابی ! سرت درد می کنه دنبال دردسر می گردی ، می کشه که می کشه ، نیروی انتظامی پول می گیره که این افتضاح ها تو جامعه رخ نده حالا تو سر پیازی ته پیازی کلا پیازی که می خوای عشق و حال طرف رو زهر مارش کنی ...

شاید حدس زده باشید که کدوم گزینه اتفاق افتاد ، مثل فیلم قیصر ته کفشمو دادم بالا رفتم بالا سر آقای معتاد و خیلی مودبانه گفتم آقا... آقا این چه کاری که دارین می کنین ؟

آقای معتاد که اصلا هیکلش شبیه معتادا نبود سرشو آورد بالا انگار یه کم جا خورده بود با حالت حق به جانبی گفت شما؟ (از اون شما هایی که یعنی خفه شو)

گفتم خفه شو مرتیکه این چه غلطیه که داری تو خیابون می کنی؟‌ بلند شو الان پدرت و درمیارم ... آقای معتاد که کلی جا خورده بود به تته پته افتاد .... من همین جوری  که داشتم سرزنش می کردم نگاهم خورد به ابزار فضا نوردی که شامل "پایپ" و " فندک اتمی" بود.

آقای معتاد که رد نگاهمو گرفته بود فوری دستاشو پشتش قایم کرد و من هم با حالتی که می دونستم چیه تو دستش بهش گفتم " بده بیاد اون چیزی و که پشتت قایم کردی... "

اقای معتاد که همه چیز و تموم شده می دید با حالت ملتمسانه ای که مطمئنا دل تمامی نسوان را به درد می آورد به من گفت : اینو از من نگیر براش خیلی زحمت کشیدم!! بعد یواش یواش چند قطره اشک تو چشماش حلقه زد و تا می خواست سرازیر بشه "گفتم :

ای خاک بر سرت که به برای مزخرفاتی مثل این زحمت می کشی حقته که تحویل پلیست بدم تا حداقل زحماتت هدر ندره " یارو که فهمید حنای گریه و زاری برای من رنگی نداره ... رفت تو فاز پاچه خواری و گفت : آقا دمت گرم خوب شد از من گرفتی ... بعد با دستش چند بار محکم زد تو سرش و همین جوری می گفت ای خاک بر سر من کنن که ...

گفتم برو .... گم کن دیگه اینجا ها ببینمت کاری میکنم تمام خاطرات ، جلوی چشات زنده شه.

همین جوری از تهدیدی که کرده بودم یه حالت خاصی بهم دست داد و تا می خواستم ادامه بدم گفت : به خدا دیگه نمی کشم به ابالفضل دیگه ... گفتم اسم اباالفضل و تو دهن نجست نیار مرتیکه برو ... گم کن تا حالا و روزم از این بدتر نشده (کلا خشن شده بودم)

تو همین اثنا فندک و پایپ شو ضبط کردم و اون آقای معتاد هم سوار موتورش شد و رفت ...

بعد ازاون قضیه خوشحال بودم یا ناراحت نمی دونم ... ولی از اینکه جلوی سوراخ کردن یه قایق رو گرفتم حس خوبی داشتم ( اشاره به داستان پیامبر درباره فردی که توی یک قایق داشت محل نشست خودش رو سوراخ می کرد و هنگامی که دیگر مسافرهای قایق مانع اون شدند با این استدلال که محل اسکان خودم و به کسی ربط نداره کل قایق رو غرق کرد) و از اینکه جامعه طوری شده که یه آدمی اینقدر بدون ترس میاد تو خیابون و مواد میکشه، یه حس بد.

این اتفاق هر چی بود باعث شد تا فکر نقل و انتقالات به حوزه اجتماعی به تمامی دلمشغولی های ذهنم اضافه بشه ... هر چند که اصلا جدی به نظر نمی رسه.

 

بازوان داخلی تحریم دست به کار شدند

در حالی که از «چالش اجرای تحریم‌ها» به‌عنوان معضل اصلی قطعنامه‌های شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی یاد می‌شود، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در آخرین دیدار خود از صدور قطعنامه اخیر ابراز نگرانی کرده و آنرا سبب آسیب وارد آمدن به کشور عنوان کردند. به گزارش سایت کلمه، در دیدار موسوی و کروبی که با هدف بررسی حوادث و رخدادهای اخیر کشور برگزار شد، موسوی با ابراز نگرانی از تحریم‌های اخیر و پیامدهای ناشی از آن گفت: «تحریم‌های اخیر که به صورت گسترده و در سطحی وسیع در حال برنامه‌ریزی و اجراست، موجب وارد آمدن آسیب‌های شدید به مردم، بویژه کارگران، کشاورزان و اقشار محروم جامعه خواهد شد. کشور هم اکنون با مشکلاتی نظیر تورم، رکود اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری روبه‌روست که این تحریم‌ها می‌تواند این عوامل را تشدید کند». تاکید میرحسین موسوی بر اثرگذاری تحریم‌های شورای امنیت بر جمهوری اسلامی در حالی است که روز یکشنبه رادیو فردا به نقل از دکتر «یوخن برنس تورف» کارشناس و تحلیلگر آلمانی اعلام کرد: «برخی مفاد قطعنامه‌ها لازم‌الاجرا نیست و توصیه‌ای است و اصولا اجرای تحریم‌های لازم الاجرا هم کار دشواری است چرا که وقتی پای عمل می‌آید کشورها عملکرد متفاوتی دارند و برخی کشورها به قطعنامه عمل نمی‌کنند. شورای امنیت هم نهادی برای اجرای تحریم‌ها ندارد». البته این کارشناس آلمانی تنها تحلیلگر مسائل سیاسی نیست که تحریم‌ها را علیه ایران غیر قابل اجرا می‌داند، چرا که «تاثیر‌پذیری اندک ایران از معادلات اقتصادی جهانی که نمونه آن در بحران مالی سال 2009 به اثبات رسید» بسیاری از کارشناسان و حتی مسؤولان سیاسی دیگر کشورها را به همین نتیجه رسانده است. در همین راستا نوزدهم اسفندماه سال گذشته رهبران ترکیه و برزیل - از اعضای غیردائم شورای امنیت سازمان ملل متحد- تحریم ایران را بی‌فایده خوانده بودند. موسسه اقتصاد بین‌الملل نیز سیزدهم مهرماه سال پیش اعلام کرد: سیاست تحریم علیه ایران و هر کشور دیگری شکست خورده است. عدم تاثیر‌پذیری ایران از تحریم‌های غرب موضوعی است که روزنامه نیویورک تایمز نیز بر آن تاکید دارد. این روزنامه آمریکایی در گزارشی که پیش از تصویب قطعنامه چهارم شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی، منتشر کرد با اشاره به بی‌فایده بودن تحریم‌ها علیه ایران آورد: «اعمال تحریم علیه تهران اغلب پیامدهای برنامه‌ریزی نشده‌ای را به دنبال دارد که به ضرر منافع آمریکا و اروپا خواهد بود». نیویورک‌تایمز با اشاره به این مطلب اعلام کرد: «اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه ایران بی‌فایده است زیرا شبکه‌های خارجی مالی ایران بسیار پیچیده‌تر و جامع‌تر از آن است که با اینگونه تحریم‌ها مختل شود».

این روزنامه آمریکایی تصریح کرد: «ایرانیان به رشد رسیده‌اند و قدرت‌نمایی می‌کنند. در ماه دسامبر 2006 زمانی که شورای امنیت سازمان ملل دارایی‌های گسترش سلاح هسته‌ای در ایران را مسدود کرد، بازار سهام ایران 7 درصد افت کرد. در دور بعد تحریم‌ها در سال 2007 این شاخص تنها 3 درصد افت داشت و در دور سوم تحریم‌ها که سال 2008 اعمال شد، شاخص بازار سهام ایران به هیچ عنوان دچار افت نشد».

 

حال سوالی که مطرح می‌شود آن است که چرا شورای امنیت در حالی که گزینه تحریم را سه بار امتحان کرده است، برای چهارمین بار نیز قطعنامه تحریم علیه ایران را به تصویب رساند و پس از آن، اتحادیه اروپایی نیز با صدور قطعنامه‌ای این تحریم‌ها را تشدید کرد ؟

یک روز پس از تصویب قطعنامه چهارم تحریم علیه ایران در شورای امنیت، نشستی در «بنیاد ملی دموکراسی» به مناسبت آنچه سالروز اعتراضات در ایران نام نهاده بودند در آمریکا برگزار شد. در این نشست سناتور جان مک‌کین با تقدیر از اقدامات آشوبگران در ایجاد اغتشاش و ناآرامی در ایران، گفت: «من بر این باورم که این خود مردم ایران خواهند بود که سرانجام تغییراتی را که ما در سیاست‌های ایران در انتظارش هستیم؛ انجام خواهند داد». این سناتور جمهوریخواه در بخش دیگری از سخنان خود با استقبال از تصویب چهارمین قطعنامه تحریم علیه ایران، آن را ناکافی دانست و خواستار تصویب لایحه تحریم‌های کنگره علیه ایران شد. اما نکته قابل تامل و درخور توجه در سخنان این سیاستمدار آمریکایی، توجیه و دلیل وی برای اعمال اینگونه تحریم‌ها علیه ایران بود. جان مک‌کین طبق گفته خود نه به دنبال متقاعد کردن ایران برای نشستن پای میز مذاکره است و نه توقف برنامه هسته‌ای ایران، بلکه هدف وی تغییر رژیم در ایران است. این سناتور جمهوریخواه در تکمیل سخنان خود گفت: «من هدف و مقصد دیگری را پیشنهاد می‌کنم؛ ما می‌توانیم تمام دوستان و متحدان خود را در بخش خصوصی و بخش عمومی و در کشورهایی که با ما همفکری معنوی دارند، تجهیز کنیم تا حقانیت رژیم ایران را به چالش طلبند و از مردم ایران برای آنکه نهاد دولت خود را به گونه‌ای صلح آمیز و با شرایط خود تغییر دهند؛ حمایت کنیم». مک‌کین برای توجیه این ایده خود به شعارهای حامیان فرقه موسوی استناد کرد و گفت: «وقتی جوانان ایرانی در شعارهای خود به زبان انگلیسی می‌نویسند «اوباما با اونایی یا با ما» این نشانه خوبی است برای اینکه ما هم بیشتر باید حمایت کنیم. ما باید درکنار مردم ایران بایستیم. لازم است که اهداف آنان را اهداف خود بدانیم. منافع آنان منافع ما است و تلاش‌هایشان، تلاش‌های ما». وی سپس با اشاره به حوادث سال گذشته گفت که اگر تردیدی هم درباره تغییر رژیم در ایران داشتند اکنون متقاعد شده‌اند که چنین اقدامی امکان پذیر است.

پیش از این نیز جو لیبرمن، سناتور دیگر کنگره آمریکا که خود را سناتوری مستقل می‌داند، در گفت‌وگو با شبکه خبری سی‌ان‌ان گفته بود: «اعتراضات در ایران می‌تواند نشان ‌دهنده سر آغاز پایانی برای دولت ایران باشد.» وی در ادامه، افزود: «من معتقدم ما باید هر آنچه را که می‌توانیم انجام دهیم. نه تنها باید تحریم‌های اقتصادی را به دلیل برنامه هسته‌ای بر ایران اعمال کنیم بلکه از مردم ایران نیز حمایت کنیم و خواستار آزادی شهروندان معمولی ایران شویم». به همین دلیل بود که برخی کارشناسان، تحریم اخیر علیه جمهوری اسلامی را مولود اتفاقات سال گذشته عنوان کردند، به عقیده این کارشناسان «تصویب قطعنامه‌های جدید علیه جمهوری اسلامی» به‌عنوان راهبرد کشورهای مخالف جمهوری اسلامی به تصویب می‌رسد و از سوی دیگر اپوزیسیون داخل کشور با اثرگذار کردن این تحریم‌ها از طریق «عملیات روانی» در نقش بازوان اجرایی کشورهای غربی ظاهر می‌شود و این پازل با قدرتمند شدن جریان سبز که ماحصل نابسمانی‌های اجتماعی و اقتصادی است، تکمیل می‌شود. در همین راستاست که عباس عبدی در گفت‌وگو با رادیو زمانه این پیشنهاد را مطرح کرد که مسؤولان داخلی با امتیاز دادن به اصلاح‌طلبان مانع حمله آمریکا به ایران بشوند. این در حالی است که روز یکشنبه رئیس‌جمهور در جلسه هیات وزیران با بیان اینکه دشمنان ما با ایران عزتمند و پیشرفته مخالف هستند چرا که ایران عزتمند هیمنه استکبار را می‌شکند، گفت: دشمن درصدد است با جنجال، نمایشی را اجرا کند بدین منظور که نشان دهد در ایران ضعف و سستی است و باید عقب‌نشینی کرد و متاسفانه عده‌ای در داخل هم با دشمن بیرونی همراهی می‌کنند.

برخی به دنبال احیای طرح وحدت ملی

روز گذشته محور ديدار حبيب‌الله عسگراولادي با احمدي‌نژاد منتشر شد. بر اساس خبري كه فارس بر روي خروجي خود قرار داد از محورهاي اصلي ديدار عسگر اولادي و احمدي نژاد مباحث كلي جبهه اصولگرايي و راهكارهاي وحدت بيشتر اين جبهه بود. ديداري كه به گفته دبيركل جبهه پيروان خط امام و رهبري صميمي و رضايت‌بخش بوده است . اين در حالي بود كه پيش از اين خبري درباره ديدار خصوصي عسگر اولادي با محمود احمدي‌نژاد منتشر شد كه گمانه‌‌زني‌ها و برداشت‌هاي متفاوت رسانه‌ها را در پي داشت. به گونه اي كه برخي رسانه ها " بروز اختلافات " در جبهه اصولگرايي را علت اصلي اين ديدار عنوان كرده بودند. البته تلاش اين دست از رسانه ها براي دميدن اختلاف ميان اصولگريان تنها به ديدار عسگر اولادي و احمدي نژاد مربوط نمي شد چرا كه بيش از اين نيز سفر اعضاي جامعه روحانيت مبارز به قم و ديدار با آيت الله يزدي رييس جامعه مدرسين دستمايه تحليل هايي از اين نوع شده بود.البته همان زمان برخي اعضاي جامعتين در گفتگو با رسانه هاي خبري با تكذيب وجود اختلاف در جريان اصولگرايي هدف از جلسه اين دو تشكل روحاني و اصولگرا را "حمايت از قانون اساسي" و "ولايت فقيه" عنوان كرده بودند.  اين در حالي است كه در فضاي سياسي كشور  القا اختلاف ميان اصولگرايان با تلاش جرياني براي ارائه قرائت جديدي از مولفه هاي اصولگرايي به وضوح قابل مشاهده است. اين اقدام كه از آن به عنوان " بر هم زدن نظم جبهه اصولگرايي " ياد مي شود، روز گذشته با واكنش برخي چهره هاي اصولگرا مواجه شد. حسين ابراهيمي درگفت وگو با ايلنا، درپاسخ به سوالي مبني برلزوم بازتعريف مفهوم اصولگرايي با توجه به مطرح شدن بحث هشدارخطرانشعاب اصولگراها ضمن رد صريح بازتعريف اصولگرايي خاطرنشان كرد: اصولگرايي چيزي نيست كه هرروز عوض شود،خلاصه اصولگرايي يعني اسلام ناب محمدي كه اين قابل بازنگري نيست. نماينده مردم تهران درمجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه هركس مدعي ادامه اصولگرايي است بايد به فرمايشات رهبري عمل كند،گفت: اصولگرايي خيلي بيشترازيك حزب است. يك جريان اسلامي تعريف شده مبتني برتعاريف حضرت امام ومقام معظم رهبري است واينها قابل تغييرنيست، قابل قرائت دوم هم نيست.همان است كه براساس انديشه امام و مقام معظم رهبري براساس اقتضاي زمان ومكان شكل گرفته است. رئيس كميسيون فرهنگي مجلس نيز ملاك و ترازوي وحدت واقعي را تبعيت از رهنمود‌هاي مقام معظم رهبري دانست و گفت: با افزايش فشار دشمنان بر انقلاب اسلامي، اتحاد ما بايد در داخل كشور بيشتر شود.حدادعادل كه در خصوص ضرورت حفظ وحدت در كشور با فارس گفت‌و‌گو مي‌كرد؛ در ادامه افزود :‌‌ بايد از وارد شدن در بحث‌هاي تشنج آفرين و جنجالي خودداري و تلاش كنيم كه اذهان در يك فضاي پر جدال و جنجالي خسته نشوند. وي با بيان اينكه ما در كشور به حكم قانون اساسي و به حكم شرع و عقل تنها يك محور براي وحدت داريم و آن هم رهبري است، گفت :  محور وحدت بايد حركت در مسيري باشد كه مقام معظم رهبري طراحي مي‌كنند و نشان مي‌دهند. به نظر مي رسد تلاش براي برهم زدن نظم جبهه اصولگرايي كه پس از انتخابات رياست جمهوري حول محور بيانات مقام معظم رهبري انسجام بيشتري يافته است به عنوان وسيله ي كسب هويت براي يك جريان خاص تبديل شده است.

اين جريان مي كوشد در پس بي نظمي احتمالي در جريان اصولگرا خود را نماينده طيفي از ديدگاه ها قرار بدهد و براي خود در معادلات سياسي آينده "مشروعيت " كسب كند.اين استراتژي در ادامه همان طرح دولت وحدت ملي است كه در تلاش بود با معرفي جرياني به عنوان طيف ميانه رو و معتدل، انسجام جبهه اصولگرا را در انتخابات دهم بر هم بزند كه با هوشياري سران اين جبهه با شكست مواجه شد.

شخصيت هايي كه از هم اكنون خود را براي معادلات سياسي آينده آماده كرده اند خواسته يا ناخواسته به عنوان بازيگران اين طرح در نظرگرفته شده اند چرا كه به گفته يك منبع آگاه جريان مقابل اصولگرايي در نظر دارد با رصد موارد اختلافي ميان قواي سه‌گانه و با بزرگنمايي آن در رسانه‌ها ، سبب سرگرم كردن آنها به موارد اختلافي شود و مردم خسته از نزاع سياسي به‌طور طبيعي در انتخابات بعدي به سمت جريان اصلاحات گرايش پيدا كند." 

 

 

ما که رفتیم ...

سلام . این پس ما رفتیم پلاکفا.

بلاگفا یه کاری که کرده نظرات تمامی مطالب من رو حذف کرده....

الان هم نمی تونم آدرس جدیدم رو بذارم تو بلاگفا چون اجازه انتشار به من نمی ده 

از دوستان هم خواهش می کنم نظر نگذارند چون اصلا بخش نظرات من باز نمی شه

از این به بعد برای وارد شدن به این وبلاگ به جای آدرس بلاگفا ، tanhasahmemman  رو با پسوند پلاکفا وارد کنید.

..........................................................................................................

تکمله:

ديشب يكي از دوستان به شيوه عجيب و غريب به من اين توضيحات رو داد كه به دليل نقصي كه به صورت ناخواسته براي بلاگفا  حاصل شده تمامي نظراتت پريده،  براي همين بهتره آخرين پست وبلاگت تو بلاگفا رو اصلاحش كني و ...
اون پست رو اصلاح مي كنم ولي ما
از گوشه بامي كه پريديم ، پريديم
براي همين فعلا قصد بازگشت به بلاگفا رو فعلا ندارم. شاید از این بعد به توصیه یکی از دوستان برای مدتی مطالب جدید رو تو دوتا وبلاگ کار کنم و بعد از مدتی از این وبلاگ خداحافظی!