آقای اژه ای می شود به سکوت ایمان داشت ؟

داشتم مصاحبه محسنی اژه ای رو با خبرنگاران می خوندم .. می دونستم که درباره نحوه برخورد قوه قضاییه با حسین قدیانی از حجت الاسلام و المسلمین اژه ای سئوال می شه ....


"دادستان کل کشور در بخشی از این کنفرانس خبری با اشاره به نامه حسين قدياني گفت: در اين نامه چند مساله مطرح شده است من نويسنده اين نامه را نمي‌شناختم اما در مورد ايشان موارد خوبي شنيده بودم كه ايشان حزب‌اللهي، دلسوز و اهل قلم است اما اگر يك آدم خوب، ‌حزب‌اللهي، بسيجي و يا يك فرد در يك نهاد كار خلافي كرد آيا نبايد تعقيب شود؟ اگر كسي سابقه خوبي داشته باشد ممكن است قانونگذار در مواردي تخفيف در نظر بگيرد ولي به اين معنا نيست كه اصلا اقدام نكنيم.

اژه‌اي با اشاره به بخش ديگري از مضمون نامه حسين قدياني كه گفته است قانون اساسي من وصيت نامه پدرم است عنوان كرد: آيا اين حرف صحيح است ؟ اين بصيرت است؟ اين دلسوزي است؟ آيا اينكه تشويق كنيم افراد خلاف قانون دست به اقداماتي بزنند صحيح است؟

وي افزود: در اين نامه ليستي رديف شده است كه چرا قوه قضاييه اين افراد را اعدام نمي‌كند و از مضمون نامه چنين بر مي‌آيد كه اگر نكند خودمان اقدام مي‌كنيم. همه ما بايد ملتزم به قانون باشيم و اين به نفع همه است."


البته برداشت من با برداشت آقای اژه ای کمی متفاوته... من از نامه حسین قدیانی این طور برداشت کردم که اگر قوه قضاییه نخواهد برخورد کند ما بچه های خودمان برخورد می کنیم ... اینو گفتم تا  این نکته یادمون نره که آدم بر اساس برداشت خودش نمی تونه نتیجه گیری قطعی کنه  و ... بگذریم.

ولی حالا دو تا سئوال از آقای اژه ای: جناب دادستان کل اگر جایی بی قانونی و یا ظلمی صورت گرفت باید فریاد کشید یا خیر؟ شما که مخالف ظلم ستیزی نیستید ... الان بهتر توضیح می دم شما خودتان در زمان قتح لانه جاسوسی در قید حیات بودید و بنده در آن موقع در این دنیا نبودم ولی می شه به من بگید که چرا دانشجویان آن کار حماسی را انجام دادند؟ به نظر من جواب روشن است چون می دیدند ظلمی از سوی سفارتخانه آمریکا و دولت آمریکا صورت می گیرد و دولت وقت واکنشی نشان نمی دهد برای همین خودشان آستین بالا زدند و از دیوار سفارت رفتند و بالا و ...

آقای اژه ای می شود بر اساس ساختار خودتان حرکت طلبه سیرجانی رو برای من توضیح بدید ؟ مسلما شما در جواب اقدام عدالتخواهانه طلبه سیرجانی هم می تونید بگید "همه ما بايد ملتزم به قانون باشيم و اين به نفع همه است و این کار ها قوه قضاییه رو تضعیف می کنه" ولی واقعا طلبه سیرجانی می تونست نسبتا به اون اتفاقات عجیب و غریب که تو سیرجان افتاد و آب خوردن های پس از نوش جان کردن اموال مردم توسط یه عده غارتگر بین المال سکوت کنه ...

آقای اژه ای متونید به من بگید چرا دانشجویان عدالتخواه امیرکبیری رو تو عید احضار کردید و ... ؟‌ مسلما شما در جواب اقدام عدالتخواهانه دانشجویان هم می تونید بگید "همه ما بايد ملتزم به قانون باشيم و اين به نفع همه است و این کار ها قوه قضاییه رو تضعیف می کنه" ولی واقعا می شه نسبت به مرخصی 15 روزه برادر خانم آقای اکبر هاشمی رفسنجانی که فقط یک روز توی زندان بوده معترض نبود ...

آقای اژه ای آیا می توان به سکوت ایمان داشت؟

آقای اژه ای خودتان معترف اید که سران فتنه ، سران فتنه هستند خوب الحمدالله تو این موضوع با هم همنظریم ... مطمئنا با تمام جنایت هایی که سران فتنه انجام دادند حداقل حکم برای آنان اعدام است ، حداقل عقل سلیم می گوید متهم درجه اول در چند قتل به احتمال زیاد اعدام می شود فکر می کنم در این موضوع هم با هم هم نظریم ... اما شما می گویید بنا بر مصالح نظام این افراد رو دستگیر نمی کنید ... و حسین قدیانی و امثال حسین قدیانی می گویند بنابر مصالح نظام این افراد باید اعدام بشوند... جایگاه من دانشجو که "عدالتخواهی " لب انتظار از ماست با جایگاه شما متفاوت است، جایگاه ابوذر با علی (ع) متفاوت است چرا عمدا سهو می کنید و ...  آقای اژه ای اگر همه بگیم به به! چه چه!  چه قوه خوبی داریم که مدیران مسئولان روزنامه های موفق در فتنه رو دونه به دونه داره دادگاهی می کنه ، پیگیری شهادت سی و چند بسیجی و مامور نیروی انتظامی رو به روز مبادا واگذار کرده شکر خدا ، فتنه گران عاشورا رو بی خیال شده چقدر خوب ، شما، اقای رییس قوه و آقای دادستان تهران راضی میشید؟ آقای اژه ای به خدا ما تواین مملکت زندگی می کنیم و خودمون رو مدیون خون پدر حسن قدیانی و همه شهدا می دونیم .

ما از برخورد شما اینگونه برداشت می کنیم که راست راست روی خون شهدای فتنه سال گذشته قدم برداریم مثل آدمهای بی دغدغه نسبت به  هر غلطی که  فتنه گران کردند ساکت بمونیم و خدای نکرده جمله ای بر زبان نیاوریم که ارکان دستگاه قضا متزلزل بشه ،

هر فحش و دری بری که به عزیز دلمون گفتند ، هر جسارتی که به سیاهی اباعبدالله انجام دادند ، هر غلطی که تو کوچه پس کوچه های تهران انجام دادند همه رو نادیده بگیریم و هیچی نگیم ... یعنی واقعا هیچی نگیم ؟

پس غیرتمون کجا رفته ساکت بشینیم دین و ایمانومن رو ببرن به این بهانه که قوه قضاییه خود بهتر می داند چگونه عمل  کند ؟

والله اگر عملکرد مناسبی تو این یک سال و چند ماه  از دستگاه قضا می دیدیم صبر پیشه می کردیم و به مشایی می پرداختیم . ولی خودتون بگید ... قوه قضاییه که فتنه گران از زندان های زیر نظر آن علیه رهبری بیانیه بیرون می دهد قابل اعتماد است؟ آقای اژه ای لطفا جواب بدهدید ؟

لطفا جواب بدهید به قوه ای که به جای بخورد با فتنه گرای عاشورا ولشون کرده و اونها توی خیابون راست راست راه می رند و خاطرات عاشورای سال گذشته رو با افتحار برای همدیگه یاد آوری می کنن ،می شه اعتماد کرد . مگه نگفته بودید اتهام کسانی که تو روز عاشورا علیه نظام دست به اغتشاش بزنند محاربه است ؟

آقای اژه ای میشه اعتماد کرد به قوه ای که با رسانه های فعال در جریان فتنه برخورد می کنه و به اتهام تضعیف قوا و ... اونها را به دادکاه می کشونه؟

آقای اژه ای حداقل تمام درد من اینه که با حسین قدیانی هم به عدالت رفتار نمی کنید ... مهدی هاشمی با 35 زونکن خاک خورده از سال 71 هنوز زمان محاکمه اش فرا نرسیده ولی حسین قدیانی بچه شهید و به قول شما "حزب اللهی، بسیجی" کمتر از چند روز پس از انتشار یک نامه باید خودشو معرفی کنه و شما هم راحت محاکمه اش کنید ...

راستی ه قدر باید قوه قضاییه مقتدر باشه که با یک نامه بچه شهید بچه بسیجی ارکان اون متزلزل بشه ...

من خودم و خاک پای همه شهدا و خانواده ولایی شهدا می دونم ولی میشه به من بگید چرا با خانواده شهید حمید باکری برخورد نکردید ... چرا با اون کسایی که یه جورایی خوشون رو منتسب به شهدا می دوند ولی علیه نظام صحبت کردند و تیتیر یک جرس و بالاترین شدند و راست راست دارند راه می روند و هنوز که هنوزه  فحش می دهند برخورد نکردید، شما خودتون گفتید چشمتون به مطالب حسین قدیانی نخورده بود ولی مطمئنا به هرزنامه های این افراد که علیه نظام و رهبری اراجیف ها گفته اند که خورده ... آقای اژه ای عدالت را در حق حسین قدیانی اجرا کنید، اگر بی بی سی و سی ان ان و صدای آمریکا و هر کوفت و زهر مار دیگه حسین قدیانی رو تیتر یک خوددشون می کردند شما همین برخورد رو با هاش داشتید .... والله در این مملکت همه آزادند جز بچه های حزب اللهی

و در آخر ، آقای اژه ای این وصیت نامه شهید اکبر قدیانی پدر حسین قدیانی است :

"بسم الله الرحمن الرحیم

ما زخم خوردگان تیره‌ترین، سردترین و بلند‌ترین شب‌های جور بودیم. ما شلاق خوردگان یلدای ستم بودیم. نخستین شعاع فجر را که دیدیم خیز گرفتیم. عاشقانه به سوی شفق دویدیم تا در چشمه خونین خورشید، زخم‌های استخوان‌گداز خویش را بشوییم؛ که ثابت کنیم؛ سرخی بالاترین رنگ است، نه سیاهی. که سیاهی می‌پوشد. سرخی می‌شوید و جلادان تاریخ را رسوا می‌کند.«ما زنده به آنیم که آرام نگیریم/ موجیم که آسودگی ما عدم ماست». سپیده دم خونین عشق فرا رسید دوستان. ‌ای برادر! ‌ای خواهر! تو را فقط یک پیام، تو را فقط یک وصیت، تو را فقط آخرین حرف که؛ خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار. التماس دعا دارم."

کجای این وصیت نامه خلاف قانون اساسی است که شما پیروی از اون رو نشانه بی قانونی می دونید... بی قانونی برخی اقداماتی است که تو قوه قضاییه صورت می گیرد و صدای عضو کمسیون قضایی مجلس رو هم درآورده نه پیروی از وصیت نامه شهیدی که آخرین حرف آن دعای برای امام خمینی (ره) است.

  

 

داداش حسین در چنگال قوه قضاییه مقتدر شجاع !!!

خندم گرفت ...

 از اقدام شجاعانه قوه قضاییه در فیلترینگ قطعه 26 خندم گرفت ...

در سالگرد اقدام فتنه گران سبز،" حسین قدیانی به دادگاه احضار شد " ، خداوکیلی خنده دار نیست ؟

دوستان مصلحت اندیش که هر چیزی رو می برن تو معادله مصلحت و بر اساس خط کش عقل و معرفت خودشون همه چیز رو تحلیل می کنن ، می شه به من بگن چرا یک بار قوه قضاییه مصلحت سنجی شو خرج بچه حزب اللهی ها نمی کنه ...

البته حسین بره زندان خدایی راحت می شه ، حداقلش اینه که دیگه نمی خواد با اینترنت dial up مطالبش رو به روز کنه ،می تونه مثل بقیه زندانیان سیاسی از امکانات زندان استفاده کنه  ... می تونه با هر کی که دلش بخواد مصاحبه کنه ، با ADSL وبلاگش رو به روز کنه ، خوابشو داره ، خوراکشو داره ،‌ تازه می تونه در یک حرکت انقلابی بیانیه هم بده ، وقتش باز می شه به جای اینکه بره حاج منصور ، فیلم سینمایی ببینه (هرچند که تو زندان آژانس شیشه ای نشون نمی دن) ، می تونه آخرین برنامه ریزی هاشو از طریق یکی از دوستاش به طرفداراش برسونه ، می تونه بگه ، بخنده ، جلسه مخفیانه و محرمانه تو زندان بزاره ، روزه سیاسی بگیره و هر چی دم دستش میاد بخوره ! ، کلی رفیق خارجی پیدا کنه، اتاقش بزرگتر می شه ، کیفش کوک تر می شه ، می تونه سمفونی مورچه ها رو تموم کنه ؛ سفرنامه حج شو تکمیل کنه ، باتوم خوب و قشنگی داشتیم رو به پایان برسونه ، خاطرات بچگی هاشو به یاد بیاره ، می تونه تازه خاطرات زندان رو بنویسه ...

البته داداش حسین بچه بسیجی ها ! دلتو بی خود صابون نزن ، زندان هم بری ، خبری از اون چیزی هایی که بالا گفته شد نیست ، برای به دست آوردن اون زندان به جای فحش دادن به عمر و عاص ها و معاویه ها باید به عمارها ناسزا بگی ! آهای فتنه گرا غلط کردید بی شمارید حتی تو زندان ،‌ با امثال حسین قدیانی و طلبه سیرجانی و دانشجویان عدالت خواه تو زندان هم غلط کردید بی شمارید!

پانوشت :

* نگاهي به شهر بيندازيد! عقل غربي سيطره يافته و وجود بشر را در دايرة المعارف خويش معنا كرده است؛ بي دردي و لذت پرستي، توجيهي عقلايي يافته است و از ميدان هاي ورزش تا كلاس هاي دانشگاه، «رب النوع تمتع‌» است كه پرستيده مي شود و باز در اين ميان بسيجي حزب الله تنها و غريب است

* بدون هر شوخی ، جدی جدی می گم اینو، از طرف همه دوستان و رفقا" از قوه قضاییه به خاطر اقتدارشان کمال امتنان را داریم ".

 

نامه سرگشاده حسین قدیانی به رئیس قوه قضائیه


جناب آقای آملی لاریجانی!

اگر اجازه دهید با احترام اما بی سلام نامه را آغاز کنم که این نامه من به شما نیست؛ ناله من از دستگاه قضاست و ناله را با شیون شروع می کنند نه با درود. پس چه سلامی و چه علیکی؟ و تا دیر نشده بسم الله!

ریاست قوه قضاییه!

این نامه را و در حقیقت این ناله را در حالی دارم مکتوب و فریاد می کنم که در “مسجدالحرامم” و دقیقا نشسته ام مقابل “رکن یمانی”. زادگاه امام عدالت پیشگان که شهید شدت عدل خویش شد. الحمدالله در چنین مکان مقدسی، یارای دروغم نیست و سخن جز به صداقت اما با صراحت نمی توانم بُرد که هر گاه چشم از این صفحه برمی دارم کعبه را خانه خدا را می نگرم و بیش از پیش وجود خدای داور را احساس می کنم. در چنین جایی بر خلاف وجدان، اگر هم بخواهم، توان حرف زدنم نیست. پس با دقت نامه ام را بخوانید و با همت مضاعف ناله ام را گوش کنید.

چند روز پیش و در همین حج و با سوء استفاده از اینترنت پرسرعت آل سعود و به مناسبت رد کردن شمارگان وبلاگم؛ “قطعه مقدس 26″ از عدد یک میلیون بازدید، در قامت یک خبرنگار از دوستانم سئوالاتی مطرح کردم که یکی اش این بود؛ “از 20 نمره، چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید؟”. متاسفانه و در کمال بدبختی، میانگین نمره ایشان به دستگاهی که ریاستش بر عهده حضرتعالی است، از عدد درخشان 5 هم کمتر شد اما نه! اشتباه نکنید؛ نزدیک به 60 عزیزی که در این گفت و گوی اینترنتی شرکت کردند، اعضای سایت بالاترین و جرس نیستند. این دوستان را اگر می خواهید بشناسید در یک جمله خلاصه کنم که؛ “ستاره های حضرت ماه اند” و در فتنه ای که گذشت در فضای سایبر، وبلاگ خود را سنگری برای پاسداری از “خامنه ای. دات. آی. آر” در خط مقدم گوگل کردند و با کمترین امکانات و بی هیچ حمایتی از جانب دولت و حتی حکومت، بدترین فحاشی ها و نارواترین اهانت ها به خودشان و پدر و مادرشان را در کامنت های دشمنان متحمل شدند و دل شکسته شاید، خسته هرگز، و فی المثل با دلی خون از عملکرد دستگاه قضایی، هنوز هم در هر فضایی پای کار انقلاب اسلامی اند. هم ایشان شما را همانطور که “آقا” گفته اند “دانشمندی جوان” می دانند اما شما یک شخصیت حقوقی دارید و یک شخصیت حقیقی. ما حتی اگر شما را عمار سیدعلی بدانیم لیکن به عملکرد شما به عنوان رئیس دستگاه قضایی نمره بدی می دهیم. کاش در اجتماع 110 هزار نفری بسیجیان برگه ای توزیع می شد که شمایان چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید. شک ندارم بیش از همان نمره ای که اهالی پای کار قطعه 26 به دستگاه قضایی دادند، نمی دادند. حقیقت این است که ملت 9 دی و ملت 22 بهمن از دستگاه قضایی ناراحت و عصبانی است. چرا؟ عرض می کنم خدمت تان در نکاتی. خوب دقت کنید.

1- چرا “آقا” همچنان باید از فتنه بگوید و نیز از فتنه گران، اما شما نه؟ آیا شان چه کسی در نظام مقدس جمهوری اسلامی از رهبر بالاتر است. این آبروی ما که به برکت جوشش و حرکت دائمی خون شهدای این نظام است، کی و کجا باید خرج شود و ریخته شود؟ نه خون می دهیم، نه خون دل می خوریم، نه پول و نه آبرو و نه هیچ چیز دیگر. و اینگونه چرا و به کدام دلیل، رهبر انقلاب نباید “این عمار” بگوید؟ راستی که “این عمار” رهبر برای چه بود؟ چه کسانی کدام سنگرها را خالی کردند و تنگه احد را به تونل عافیت و وادی مصلحت فروختند، که چنین شد؟ “این عمار” رهبر یعنی که کوچکی مثل من و بزرگی مثل شما آنطور که باید به وظایف خود عمل نکردیم؛ وای بر من و وای بر شما. که هنوز هم و با گذشت این همه روز و این همه ماه، “حضرت ماه” بیش از من و شما مشغول “آه” کشیدن است؛ نمی شنوید؟ آیا شان شما از رهبر بالاتر است که سران فتنه را “میکروب سیاسی” می خوانند و شما همچنان مشغول نگه داشتن احترام سران فتنه اید؟ “آقا” جز به حکمت سخن نمی رانند. میکروب را از بدن باید درآورد. یعنی باید کُشت. چرا شما هنوز سران فتنه را اعدام نکرده اید؟ به کدام دلیل فقهی؟ چرا؟ موسوی برای بالا رفتن از چوبه دار دیگر کدام بیانیه را باید بنویسد و چه توهینی باید به رهبر بکند؟ وای بر من بچه بسیجی و وای بر شمای رئیس قوه قضا که موسوی نظام ما را که برآمده از خون شهدایی است که پدر من کوچک ترین شان بود، متهم به فرعونی گری می کند و ساکتیم. خدایا بر ما ببخش. شما بفرمایید جناب موسوی در آخرین بیانیه خود، چه چیز دیگری باید می نوشت که کک دستگاه قضایی ما بگزد؟ اینکه با رذالت تمام ادعا کنی؛ مولایی که خود را غلام قنبر علی هم نمی داند، “انا ربکم الاعلی” می گوید، آیا مستحق اندک تذکری از قوه قضاییه نیست؟ هزینه توهین به رهبر در این مملکت، از نظر جنابعالی به عنوان سکاندار دستگاه قضا چیست؟

2- نمی خواهم بر شما جسارت کنم؛ فقط اُف بر من که ادعا می کنم بسیجی ام. تف بر من. موسوی رذل و خبیث که زنش لایق همان جایزه “سکس و فلسفه” مخملباف است، به نظام برخواسته از خون پدرم تهمت فرعونیت می زند، به رهبرم می گوید که ادعای خدایی دارد و من؟ انگار نه انگار. تف بر من. تف بر غیرت نداشته ام که بصیرت نامش نهاده ام. لعنت بر من اگر یک بار دیگر خود را فرزند حاج احمد متوسلیان بدانم که قسم می خورم همین رکن یمانی را همین شکاف کعبه را که اگر بود، سر از بدن موسوی و زنش جدا کرده بود و آن کاری که قوه قضاییه شما، شهامت انجامش را ندارد، انجام می داد. تف بر من. و اف بر شما که یک بار در رژیم شاه، در روزنامه اطلاعات، به امام، اهانت شد؛ آن زمان بیشتر سر و صدا شد که الان. چرا؟ چون یک مشت خواص بی بصیرت، فقط چفیه را در سفر با رهبر و نه در خطر با ولایت به دوش می اندازند. و از جمله این خواص بی بصیرت، یکی هم متاسفانه برادر خود شماست که در روزگار فتنه، پرسه در مه زد و همین که فتنه خوابید با ماه همسفر شد! چیست این که برادرتان می کند آقای آملی لاریجانی؟ چفیه را ایشان چند ماه دیر انداخت روی دوش. وقت فتنه، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی کجا بودند؟ می دانید راز سکوت شان را؟ نکته بعدی را بخوانید.

3- آقای آملی! می دانید شما کی و در چه صورتی جرئت می کنید که سران فتنه را دار بزنید؟ فقط در یک زمان. و آن زمان، زمانی است که شما جرئت کنید و اول، یک سیلی محکم بر گوش خواص بی بصیرت بخوابانید؛ جدای از بستگی قومی و خویشی و حزبی و سیاسی شان به خود. من یک سئوال دارم از شما. به چه حقی، اخوی تان به دیدار بسیجیان می رود و سخنرانی می کند؟ و به چه حقی چفیه بر دوش می اندازند؟ با چه رویی؟ ما که بر خلاف بعضی ها در فضا سیر نمی کنیم؛ “آقا” به چه کسانی گفتند “خواص بی بصیرت”؟ قالیباف که خودش مشهدی است و همشهری رهبر! محسن رضایی که زمان جنگ فرمانده بوده! علی لاریجانی که با “آقا” هزار تا عکس دارد که یکی اش را آقای هاشمی با امام نداشت! ناطق نوری چون روزی مالک اشتر علی بودند، احترام شان بر عمارعلی هم واجب! آن یکی که آن جور، این یکی هم که همچین. نکند رهبر منظورشان از خواص بی بصیرت، ما افسران جنگ نرم بودیم؟ یا نکند “آقا” مرادشان از خواص بی بصیرت، دانشمند فارین پالیسی، جناب کروبی بود؟ آیا ما با خودمان تعارف داریم؟ قوه قضاییه باید عده ای را مامور کند تا لااقل اجازه ندهند خواص بی بصیرت با رهبری عکس بگیرند و همسفری کنند. این که دیگر کف خواسته ما از شماست. و اما اینکه چرا برادر شما پرسه در مه زد ایام فتنه را؟ اول اینکه این پرسه در مه زدن را امیدوارم قبول داشته باشید و الا اصلا لزومی ندارد این نوشته را تا انتها بخوانید. چون در آن صورت، من و شما اصلا حرف همدیگر را نمی فهمیم. دیگر اینکه باید بپذیرید که از جمله خواصی که در فتنه 88 بی بصیرتی کرد، اخوی شما بود. و رهبر، بی شک یکی از خواصی را که لااقل در ایام فتنه، بی بصیرت شان نام نهاد، هم ایشان بود. حال می دانید چرا علی لاریجانی در مه پرسه زد؟ این را در یک خط و نکته بعدی و بی هیچ اشاره اضافی می گویم.

4- خواص بی بصیرت، جملگی از این ترسیدند که نظام اگر سقوط کرد، چه؟! بگذار جایی در رژیم بعدی در جمهوری اسلامی قلابی، و نه انقلابی داشته باشیم. ولله به همین خانه خدا قسم به همین رکن یمانی قسم، جز این نبود و همه چیز هم مختصر و مفیدش خلاصه در همین جمله می شود. به خون مطهر پدرم جز این نبود. خودتان هم می دانید که جز این نبود. و صد البته مطمئن تان کنم که این نوشته را این نامه من به شما را و این ناله من از دست شما را رهبر هم خواهند خواند. شک نکنید.

5- این را هم جناب رئیس! مختصر و مفید بگویم؛ اگر شما با سران فتنه و با خواص بی بصیرت که به نظر ما از سران فتنه، منفورترند، تعارف دارید، ما در راه رهبرمان با احدی، حتی با خود حضرتعالی تعارف نداریم. قوه قضاییه بگوید سران فتنه را کی اعدام می کند؟ و اعلام کند که اگر در این کار گستاخی لازم را ندارد، ما حاضریم تک تک سران فتنه را رهسپار جهنم کنیم. آخر کاسه صبر ما لبریز شده است. اگر ما می خواستیم مثل خواص بی بصیرت مثل برادر شما از انقلاب اسلامی دفاع کنیم، به قرآن قسم تا به حال جمهوری اسلامی ده بار کفن پوسانده بود. ما اما مثل پدران مان از رهبر دفاع می کنیم. به همان شور و شری. اگر شما تاب بیانیه های دیگر موسوی را دارید، ما نداریم. ما بی تاب شده ایم دیگر از دست صبر شما.

6- دستگاه قضایی لطف کند و کارنامه خود در قبال فتنه گران را اعلام کند. چند آشوبگر عاشورا توسط شما اعدام شد؟ الان رسیدیم به سالگردش. از این پس هر توهینی که موسوی به نظام مقدس جمهوری اسلامی بکند، ما از چشم صبر شما می بینیم. و چرا نبینیم؟ و اصلا چرا موسوی در بیانیه خود رسما و علنا چند قدم دیگر در فحاشی های خود به جلو برندارد؟ قوه قضاییه که با او با موسوی خوئینی ها با خاتمی با کروبی با عفت مرعشی با محسن هاشمی با فائزه هاشمی و با جمیع آنان کاری ندارد؛ من مانده ام از حجب و حیای سران فتنه! با این دستگاه قضایی، من مانده ام که چرا موسوی رسما به خون شهدا فحش نمی دهد؟ من مانده ام که چرا آشوبگران، دوباره تحرکی از خود نشان نمی دهند؟ با این دستگاه قضایی، چه بزدل اند سران فتنه! و چه بی جگرند آشوبگران عاشورا.

7- لطف کنید و با ما چون شیوخ اهل نصیحت سخن نگویید. ما خود پیر شده ایم از بس در جوانی، پیرهن پاره کرده ایم. ما خود ذغال فروشیم؛ خواهش می کنیم به ما نفرمایید که؛ “آقا” گفته اند سران فتنه را کاری نداشته باشید، تا مردم، خود متوجه قضایا شوند. ما بسیجیان تخسی هستیم؛ لطفا اندرونی و بیرونی نکنید اخبار را. هیچ کس چون ستاره مَحرم راز ماه و اخبار ماه نیست. ما همه چیز را می دانیم. ما اینقدر می دانیم که در روز 9 دی کیفر خواست سران فتنه را ملت نوشت و شما تاخیر کردید در اجرای عدالت. ما ملت پی به فرعونیت سران فتنه، پی به گوساله پرستی شان برده ایم. ما ملت ملتفت شده ایم که سران فتنه گوسفندی به نام سارکوزی را می پرستند. شما لطف کنید و سران فتنه را اعدام کنید. نترسید؛ آب از آب تکان نمی خورد.

8- اینگونه مواقع مدعی باید دلیل اقامه کند. بله! می دانم؛ من اما مدعی نیستم. مدعی شما هستید. شما در مقام عمل و با صبر نابه جای خود ادعا کرده اید که حکم سران فتنه، تا به امروز، اعدام نبوده. غیر از این است؟ بفرمایید با کدام دلیل فقهی و قضایی و محکمه پسند تا کنون موسوی خوئینی ها اعدام نشده است؟ عذر می خواهم از شما. و معذرت می خواهم از همه خوانندگان این نامه… در کدام جماعت و در کدام مجمع مثلا روحانیون و بعضا با حضور  خاتمی و به سرکردگی همین جناب خوئینی ها، گفته شد که؛ “ما این بار باید خامنه ای را از تخت پایین بکشیم؟”. خاتمی پشیمان شده یا موسوی و یا موسوی خوئینی ها و یا کروبی و یا عفت مرعشی؟ کدام شان پشیمان شده اند؟ اینها که همچنان همان راه فتنه را می روند. اما اگر شما بگویید خاتمی پشیمان شده، من به شما عرض می کنم؛ چون در مثل مناقشه نیست، شک نکنید که توبه گرگ، مرگ است. این اداها از نفاق این ملعون است و نه از پشیمانی او. منافق ترین سران فتنه همین خاتمی است. گول این ملعون را نخورید. و آیا جز این است که از اولین آمرین فتنه خانم عفت مرعشی بود؟ “بریزید در خیابان ها”، یعنی جناب آقای آملی! بریزید در خیابان ها و علی را از تخت پایین بکشید. چرا این زنی که آمر فتنه بوده، یعنی آمر محاربین بوده و یعنی آمر به قتل غلام کبیری ها و سایر شهدای بسیج بوده، و به کدام دلیل فقهی در دستگاهی که شما سکان دارش هستید، اعدام نشده؟ شما اعدام نمی کنید؛ توقع دارید این زن برندارد بگوید؛ از مهدی هاشمی به گرمی استقبال خواهد شد؟ با چه کسی تعارف دارید شما؟ با استوانه ها و مکعب مستطیل ها؟ اما ما با خون پدران مان تعارف نداریم. ما الکی این همه سال یتیمی نکشیده ایم. آقای آملی! موسوی در بیانیه آخرش به پدر من اهانت کرد، چون “بابای ماست خامنه ای”. من آن کس را که اهانت به بابااکبر کند در کامنت های وبلاگم، شاید بگذرم، اما از موسوی هرگز. دستگاه قضایی بفرماید کی و کجا موسوی را اعدام می کند، که من کارمند جمهوری اسلامی نیستم که نظم این نظام مقدس ببندد دست و پایم را. من فرزند انقلاب اسلامی ام و کاری به اصول قانون اساسی ندارم. اصول قانون اساسی برای من، خطوط وصیت نامه پدرم است. قوه قضاییه برای خودش بهتر است که سران فتنه را اعدام کند. صبر ما دیگر سر رسیده است.

9- جناب آقای آملی! اگر تا پیش از این اعدام سران فتنه، خواسته از روی حقیقت ما از شما بود، از این لحظه به بعد، مصلحت نظام ایجاب می کند که بر اساس عدل و اصول فقهی و محکمه پسند (که ما نمی دانیم؛ شما که می دانید) سران فتنه را اعدام کنید. نیز باید خواص بی بصیرت را به هر گونه که صلاح می دانید، متنبه کنید که چفیه را لباس شهدا را لطف کنند و ندزدند. چفیه را برادر شما متاسفانه اشتباه گرفته با شال گردن. و با پوتین هم آقای قالیباف عکس بیاندازد، ما را فقط یاد “پوتین” می اندازد که جام جهانی بعدی قرار است در این کشور یعنی “روسیه” برگزار شود. حالا جناب آملی! هی این سبزها بردارند و بگویند “مرگ بر روسیه!”

10- و آخر نکته؛ با خبر شدیم دستگاه قضایی بالاخره جواب استخاره اش را گرفت و شهلا جاهد را اعدام کرد. راستی یک سئوال که بیانگر عمق فشلی دستگاه قضاست و این البته فقط تقصیرش گردن شما نیست؛ اگر قرار بر اعدام این زن بر طبق نص صریح قصاص بود، چرا تا این همه کش دار شد؟ فقط قوه قضاییه می خواست همه دنیا را و همه جهانیان را از این موضوع باخبر کند؟ و سوژه دهد دست این و آن؟ آیا این اعدام می بایست به یک پروژه و یک پروسه برای دستگاه قضایی تبدیل می شد؟ و باز یک سئوال دیگر. آمدیم و آن دنیا همین شهلا جاهد جلوی شما را گرفت، که چرا من را عاقبت اعدام کردید اما سران فتنه را نه؟ جواب شما چیست؟ اگر این بنده مرحومه، آن دنیا یقه دستگاه قضایی را بگیرد که؛ چرا من اعدام شدم و فائزه و مهدی و عفت مرعشی اعدام نشدند؟ جواب شما چیست به عنوان سکان دار دستگاه قضایی؟ و مگر مادر شهید حسین غلام کبیری، بخشیده خانم عفت مرعشی را؟ و مگر ملت 9 دی، این اولیای دم و این اولیای خونِ دل مادران و پدران چند شهید داده، بخشیده اند سران فتنه را؟ و مگر خامنه ای بخشیده سران فتنه را؟ شما متحیرم که از کدام کیسه دارید می بخشید؟ خامنه ای آنقدر مهربان و رئوف است که از حق خود بگذرد، اما از حق خون پدران ما و از حق خونِ دل ما، نخواهد گذشت مولای ما. لبیک به خامنه ای است اعدام سران فتنه. کوچکترین لبیک به خامنه ای است. لبیک بزرگتر به “حضرت ماه” کار ما ستاره هاست. آمریکا و اسرائیل جرئت دارند حمله کنند. مثل سگ از ما می ترسند. آمریکا و اسرائیل با 200 کلاهک هسته ای با 2500 ماهواره جاسوسی، مثل سگ از ما می ترسند، شما ببین سران فتنه مثل چی از قوه قضاییه حساب می برند!

***

این نکته را اما مجزا می نگارم با تفکیک 3 ستاره که در بالا آمد. می دانید چرا “آقا” شما را به جای جناب هاشمی شاهرودی بر این صندلی خطیر گماردند؟ چون شما علاوه بر عنصر فقاهت و دانشمندی، “جوان” هم هستید. یعنی به تناسب مسندی که بر آن تکیه زده اید، جوان هستید. جوان، نه به معنای خامی و ناپختگی، که به معنای انگیزه و شور بیشتر. مهمترین حکمتی که از انتصاب شما به این سمت، من برداشت کردم این بود؛ جوانان معمولا اگر هم بخواهند قربانی کنند، مصلحت را قربانی حقیقت می کنند. یعنی تشخیص مصلحت سنجان را قربانی عدالت می کنند. هیچ اندیشه کرده اید که چرا همواره “آقا” روی جوان بودن شما تاکید می کنند؟ و شما را فقیه جوان و یا اندیشمند جوان می خوانند؟ پیران را مصلحت سنجی رواست و جوانان را به عدالت طلبی شان می سنجند. در این مهم بسی اندیشه کنید جناب آقای آملی. آخر سخن و شاید به قصد مزاح. آن دیگر برادر شما “جواد” در فتنه نمره خوبی گرفت اما چفیه اش را این دیگر برادرتان می اندازد. ما و اخوان لاریجانی را داستان دور و دراز و پر رمز و رازی است. خداوند پدر فرزانه و حکیم تان را که حقا دانشمندی بی همتا و نمونه ای نادر از علمای اهل فضل بود، با “حضرت باقرالعلوم” محشور و مشهور کند. آمین. و از تحمل و سعه صدرتان ممنون. و اینک “والسلام” که در خود “سلام” هم نهفته دارد! علیک اش را می خواهید بگویید؛ سران فتنه را اعدام کنید.

تاملی در راهکار غرب برای پذیرش ایران هسته ای

2 روز پس از پایان دور سوم مذاکرات ایران با 1+5 در ژنو، منابع خبری از ارائه پیشنهادی از سوی اتحادیه اروپا و اشتون خبر می‌دهند که طی آن از سوی 1+5، حق ایران در انجام غنی‌سازی «مطابق روند موجود» به رسمیت شناخته مي‌شود.

هر چند کارشناسان این پیشنهاد را «یک عقب‌نشینی گسترده و استراتژیک از مواضع سابق اتحادیه اروپا» می‌دانند اما آنچه باید مورد توجه باشد این است که در شرایط فعلی آیا کشورهای 1+5 راهی غیر از پذیرش ایران هسته‌ای دارند یا خیر؟

نکته اول آنکه، طبیعتا غرب هیچگاه نمی‌پسندد جمهوری اسلامی که منافع آن در تضاد کامل با منافع کشورهای استعمارگر قرار دارد، در منطقه ژئوپلتیک خاورمیانه به ایران هسته‌ای تبدیل شود. به همین دلیل است که پرونده ده ساله هسته‌ای ایران شاهد انواع فشارها، تحریم‌ها و تهدیدها برای دست کشیدن از حق مسلم استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای بوده است.

4 قطعنامه شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی، ترور دانشمندان هسته‌ای، تعلیق دوساله غنی‌سازی اورانیوم و حمایت از گروهک‌های تروریستی و اپوزیسیون داخلی تنها بخشی از اقدامات دشمنان جمهوری اسلامی برای منصرف کردن کشورمان از حق هسته‌ای به شمار می‌آید.

اکنون و با پیشنهاد اخیر اتحادیه اروپا برای مذاکرات استانبول، کشورهای اروپایی به این نتیجه رسیده‌اند که بی‌اثر بودن فشارها علیه ایران یک واقعیت انکارناپذیر است و نمی‌توان بر اساس این رویکرد اشتباه، برای استراتژی‌های پیش‌رو برنامه‌ریزی کرد.

از سوی دیگر نه‌تنها رفتار ایران تابعی از فشارهای غرب نیست، بلکه در سایه این فشارها برای جمهوری اسلامی موفقیت‌هایی حاصل شد که به گفته کارشناسان با «تصورات» غربی‌ها همخوانی نداشت. آخرین نمونه این دستاوردها چرخش سانتریفیوژهای ایرانی برای تولید سوخت 20 درصد بود که در ازای «دست‌دست کردن غرب» در قبال تامین سوخت راکتور تحقیقاتی تهران به دست آمد.

غرب دیگر مطمئن شده است «فشار و تاثیرپذیری» درقبال ایران رابطه مستقیم ندارد بلکه بالعکس هرچه فشار غرب بر ایران بیشتر می‌شود، مسؤولان ایرانی برای عدم وابستگی به غرب مصمم‌تر می‌شوند. به همین دلیل است که برخی کارشناسان غربی ادامه فشار قدرت‌های بزرگ به جمهوری اسلامی را انگیزه قوی برای ساخت بمب هسته‌ای توسط ایران عنوان می‌کنند.

دومین نکته‌ای که باید در پس پیشنهاد جدید غرب بدان توجه کرد، آن است که مذاکرات آتی ایران و 1+ 5 در استانبول موضوعی فراتر از موضوع هسته‌ای ایران دارد. هر چند پس از پایان مذاکرات، کاترین اشتون در اقدامی خارج از اصول دیپلماتیک، «محتوا» و «نتیجه» مذاکره با تیم ایرانی را به گونه دیگری بیان کرد اما آنچه در صورتجلسه این مذاکرات به ثبت رسید چیزی فراتر از این جمله نبود که «گفت‌وگو برای همکاری حول نقاط مشترک در ژانویه در استانبول». سعید جلیلی پس از پایان مذاکرات ژنو 3 درباره دستور جلسه مذاکرات استانبول به یورو نیوز گفت: هدف از این گفت‌وگوها همکاری است، قرار نیست گفت‌وگوها درباره موضوع خاصی باشد. من قبلا هم گفته‌ام که اسم این گفت‌وگوها گفت‌وگوی هسته‌ای نیست. این گفت‌وگوها برای همکاری حول نگرانی‌های مشترک است. یکی از نگرانی‌های مشترک جامعه جهانی، امروز بحث خلع سلاح است. چرا قدرت‌های هسته‌ای هنوز خلع سلاح نشده‌اند؟ چرا آمریکا در اروپا هنوز خلاف معاهده ان‌پی‌تی 240 کلاهک هسته‌ای خود را مستقر کرده است؟ این مساله موجب نگرانی شهروندان اروپایی هم می‌شود. اینها بحث‌های اساسی است که امروز مطرح می‌شود. یکی از بحث‌های اساسی همین است که در همین موضوع هسته‌ای چه کسی سلاح‌های هسته‌ای را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار داده است؟ این بحث نگرانی مشترک جامعه جهانی را بیان می‌کند.

وی افزود: باید به این دغدغه‌ها و نگرانی جامعه جهانی توجه کرد و اگر خلع سلاح هسته‌ای و جلوگیری از اشاعه سلاح‌های هسته‌ای و همکاری صلح‌آمیز هسته‌ای میان ملت‌ها تشویق شود در این صورت این همکاری‌ها مفید واقع خواهد شد.

بر اساس معادله «حقوق ملت ایران مفروض گفت‌وگوهاست نه موضوع آن» بود که در ژنو 3 نیز پیشنهاد آمریکایی‌ها درباره سوخت نیروگاه بوشهر که به عقیده کارشناسان غربی «بسیار جذاب» بود، مورد توجه تیم مذاکره‌کننده ایرانی قرار نگرفت.

اما نکته سومی که باید در مذاکرات آتی به آن توجه کرد این است که بازی دقیق مسؤولان ایرانی، راهی جز پذیرش ایران هسته‌ای مقابل غرب قرار نداده است، هر چند نباید این اقدام را پایان بازی به حساب آورد و به این خواسته حداقلی راضی شد. به بیان دیگر امتیازگیری حداکثری همانند گذشته باید مورد توجه تیم مذاکره‌کننده قرار بگیرد. در همین راستاست که پس از توفیق جمهوری اسلامی در مذاکرات ژنو 3، محمود احمدی‌نژاد اعلام کرد: برای گفت‌وگو با ایران باید همه تصمیم‌های غلط گذشته که اثری نیز بر ملت ایران نداشته است از جمله قطعنامه‌ها و تحریم‌ها لغو شود. آنچه مسلم است، ایران نیازی به ادامه گفت‌وگو با 1+5 ندارد. بدون انجام گفت‌وگوها نیز سانتریفیوژهای ایرانی در نطنز، فردو و... سوخت 5/3 درصد و 20 درصد تولید می‌کنند و ایران تحت نظارت آژانس، تاسیسات هسته‌ای خود را گسترش می‌دهد. خودکفایی در تولید مواد اولیه هسته‌ای، آخرین اقدام جمهوری اسلامی در زمینه هسته‌ای به شمار می‌آید که سیر صعودی ایران در فناوری هسته‌ای را بار دیگر به غرب نشان داد. غرب اگر بخواهد علاوه بر پذیرش حق مسلم هسته‌ای ایران، 20 کارخانه هسته‌ای را به صورت رایگان برای جمهوری اسلامی احداث کند باید در ابتدا تمام تصمیمات غلط گذشته را اصلاح کند.


و آمده ام تا ...

بسم الله الرحمن الرحیم، رخت عزا به تن می کنم برای ارباب قربه الی الله و در دل حرم برپا می کنم به وسعت کربلا.

"لاحول و لا قوه الا بالله ای شیر زن کربلا زینب کبری"

قالی باف همان قالیباف است ؟

خیلی برام جالب بود ، روز یک شنبه داشتم روزنامه جوان رو یه تورقی می کردم که توهمون صفحه اول آگهی شهرداری تهران نظرم و جلب کرد...

با خودم گفتم برم همشهری رو ببینم (بالاخره ارگان رسمی شهرداری محسوب می شه و در تبلیغ اقدامات و فعالیت های شهرداری نسبت به بقیه روزنامه ها ارجحیت داره) ، برم ببینم که تو روزنامه همشهری هم مثل این تبلیغ  که توش بزرگ زده شده شهردار بسیجی جناب ....  هست یا نه ؟


حدستون درسته ... دکتر خلبان جناب قالیباف فقط توروزنامه جوان (که متعلق به سپاه هست و مسلما بخش قابل توجهی از خواننده های اون سردارهای سپاه و بسیجی ها هستند ) شهردار بسیجی هستند ...

فکر کنم براتون طبیعی باشه که چرا وقتی این اتفاق برام حادث شد ناخودآگاه یاد انتخابات 84 افتادم ، یاد اون طرز لباس پوشیدن مزخرف جناب خلبان ، اون جمله حال بهم زن که من یک اصولگرای اصلاح طلب هستم، آب و آتش زدن ها برای اینکه چند تا رای بیشتر به دست بیاره ...

راستشو بخواین "یاد موضع گیری هاش تو وقایع پس از انتخابات ، رویکرد روزنامه همشهری ، موضع گیری آقای خلبان درباره ویژه نامه عید روزنامه همشهری ، یاد ماشین های برف روبی ، یاد این جمله حسین قدیانی که خدا غرور داره و حتی اجازه استفاده ابزاری به نعمت ها شو به شهرداری نمی ده ... ، یا یاد این جمله  که تونل توحید زیباست اما دفاع از ولایت، از آن زیباتر است" هم افتادم.

امروز مراسم بسیجیان شهرداری تهران برگزار شد. خبرگزاری فارس رو باز کردم ، همون جور که حدس می زدم جناب قالیباف هم ، زمان اهدا جوایز چفیه انداخته بودن گردنشون.


ولی نمی دونم چرا وقتی عکس با چفیه سردار سابق، محمدباقر قالیباف رو دیدم ، یاد این جمله افتادم که "چفیه به عده‌ای از خواص بی‌بصیرت نمی‌آید. اینها اگر هفته دفاع مقدس سال بعد پوتین هم به پا کنند، شاید ما یاد ولادمیر پوتین بیفتیم ولی یاد علم الهدی‌ها نمی‌افتیم."