آنچه سعید جلیلی در خشت خام می دید ...
جان کری 15 روز پس از توافق ژنو: در صورت ادامه حمایت ایران از حزبالله و سوریه، تحریمها کاهش نمییابد / درباره برماه موشکی ایران نگرانی داریم که با آژانس انرژی اتمی در میان می گذاریم.
جان کری 15 روز پس از توافق ژنو: در صورت ادامه حمایت ایران از حزبالله و سوریه، تحریمها کاهش نمییابد / درباره برماه موشکی ایران نگرانی داریم که با آژانس انرژی اتمی در میان می گذاریم.
آی شهدا خوش بحالتون ... خوش بحالتون که با لباس خاکی معبری باز کردید و افلاکی شدید و دنیا را برای اهل آن باقی گذاشتید . شما زندگی "اصلح" را انتخاب کرده بودید ، نمره زندگی شما شهادت بود. "درصد رضایت" خدا از شما 100.
حقا که شما تربیت شده خمینی کبیر هستید، شما را همان کسی تربیت کرد که در اوج قدرت مادی و معنوی افتخارش "بوسه زدن" به دستان شما بود، شما را کسی تربیت کرد که جهانخواران بی خدا را به خاک ذلت کشاند ولی در مقابل شما "خجلت" می کشید.
شما چطور به این مقام رسیدید؟
چرا من از شما بگویم!
محمد ابراهیم همت ، یک سئوال؟ شما چطور از یک آدمی که در فضای رژیم پهلوی جوانی خود را گذرانده بود تبدیل شدید به حاج ابراهیم همت، فرمانده خط شکن لشگر همیشه پیروز محمد رسول الله؟ پاسخ همت شنیدنی است: کلام او (امام خمینی) الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد.
شهید علی اکبر رهبری، شما بفرمایید، شما بگویید چگونه از یک موجود زمینی تبدیل شدید به آدمی عرشی: "ای معبودم سپاس بیکران ترا باد که خمینی عزیز را آفریدی و بدین وسیله نعمت رهبری پیغمبر گونه را بر ما بندگان غافل خود عطا نمودی که ما را راهنمایی کرد و به ملت ما آگاهی داد و زمینه انقلاب با عنایت تو آماده گشت و در جریان این انقلاب الهی قرار گرفتیم."
راستی شاهرخ ضیغم تو که قبل از انقلاب لات بودی و عربده کش، تو چطور همچون مادر سادات مزارت بی نام نشان شد، تو را که تربیت کرد: بهمن ۵۷ بود. شب و روز مي گفتم: فقط امام، فقط خميني (ره)
وقتي در تلويزيون صحبت هاي حضرت امام پخش مي شد، با احترام مي نشستم. اشك مي ريختم و با دل و جان گوش مي كردم.
مي گفتم: عظمت را اگر خدا بدهد، مي شود خميني، با يك عبا و عمامه آمد. اما عظمت پوشالي شاه را از بين بُرد.
هميشه مي گفتم: هرچه امام بگويد همان است. حرف امام براي من فصل الخطاب بود، براي همين روي سينه ام خالكوبي كردم: فدايت شوم خميني.
امام خمینی ، تو چقدر بی ادعا بودی ... تو با نفس مسیحایی خود روح انسانیت را زنده کردی، خمینی کبیر تو به مرزهای عصمت نزدیک شده بودی، تو با دلی آرام و قلبی مطمئن به دیدار حق شتافتی؛ نَفَس همچون تویی متوسلیان ساخت ، بروجردی ساخت، ابراهیم هادی ساخت و غیر از تو که می توانست؟
"می دونم بد موقعی برای قصه شنیدنه، ولی من می خوام براتون یه قصه بگم.وقت زیادی ازتون نمی گیرم.
یه کی بود، یه کی نبود، یه شهری بود خوش قد و بالا، آدم هایی داشت محکم و قرص، ایام ایام جشن بود، جشن غیرت.
همه تو اوج شادی بودن که یهو یه غول حمله کرد به این جشن. اون غول، غول گنده ای بود که می خواست کلی از این شهر رو ببلعه. همه نگرون شدن، حرف افتاد با این غول چی کار کنیم؟ ما خمار جشنیم. بهتره سخت نگریم.
اما پیر مراد جمع گفت: باید تازه نفس ها برن به جنگ غول. قرعه به نام جوون ها افتاد. جوون هایی که دوره ی کرکری شون بود، رفتن به جنگ غول.
غول غول عجیبی بود، یه پاش رو می زدی دوتا پا اضافه می کرد، دستاش رو قطع می کردی چندتا سر اضافه می شد.
خلاصه چه دردسر، بالاخره دست و پای آقا غوله رو قطع کردن و خسته و زخمی برگشتن به شهرشون که دیدن پیرشون سفر کرده. یکی از پیرجوون های زخم کشیده جاش رو گرفته بود...

در اين بين سالنامه امسال روزنامه شرق همانند اسفندماه سال 83 نيز عكس بزرگ اكبر هاشمي رفسنجاني را بر روي جلد خود دارد تا نشان دهند اصلاحطلبان چه مقدار به هاشمي رفسنجاني در پازل سياسي 92 نيازمندند.
اسفند 83 يعني چند ماه قبل از انتخابات دوره نهم رياست جمهوري كه قرار بود بسياري از اصلاحطلبان براي مقابله با گفتمان اصولگرايي پشت هاشمي رفسنجاني جمع شوند، سالنامه شرق عكس بزرگي از رئيس دولت موسوم به سازندگي را براي جلد خود انتخاب كرده بود.
هر چند با كانديداتوري مصطفي معين و مهدي كروبي بخشي از اصلاح طلبان از هاشمي دور افتادند ولي با كشيده شدن انتخابات به دور دوم حتي هنرمنداني كه دوست داشتند "سياسي" باشند و خود را وابسته به جريان دوم خرداد ميدانستند، براي جلوگيري از "خفقان و تفكيك جنسيتي در پياده روها" روي به هاشمي رفسنجاني آوردند.
برچسب هاشمي 2005 خيلي جاها خورده شد. هاشمي كه آنزمان 70 سال سن داشت براي آنكه نشان دهد با جوانان ميانه خوبي دارد به توصيه مشاورانش مجبور شد از خاطرات سفرش به ژاپن بگويد و حتي اينكه شلوار لي ميپوشيده است. هاشمي رفسنجاني براي ورود به انتخابات 84 "ترديد" داشت . جلسه معروف وي با اعضاي خانوادهاش در خانهاي كه هم اكنون سند آن به خاطر آزادي مهدي هاشمي در گرو بانك است، در فيلم تبليغاتي اش به نمايش در آمد. فيلمي كه نريشنش را خود هاشمي مي خواند: " تردید دارم ! دیروز همسرم هیچ نگفت. او با یک حس فطری دریافته در کشاکش طوفان چنین تصمیم بزرگی باید همه حواسم خلاص و رها باشد. او فقط مراقب است و نگران و..."
با اين حال وي تصميم گرفت با حضور در انتخابات 84 و پيروزي در اين انتخابات ، خاطرات تلخ انتخابات مجلس ششم را به فرموشي بسپارد و ثابت كند كه بر اثر يك موج سياسي از ساحل قدرت دور افتاده و او را در در رتبه 29 نمايندگان شهر تهران متوقف كرده است.
هاشمي، خود در ويژه نامه شرق در پاخ به سئوالي تلويحا علت عدم راي آوري خود را "راه افتادن موج سياسي عليه خود" و "غلبه احاساست بر عقلانيت" اعلام ميكند.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در در بخشي از پاسخش به اين سئوال كه "انتخابات پيش رو حساسيت ويژهاي دارد به خصوص آنكه درانتخابات قبلي حوادثي را تجربه كرديم چه چشم اندازي براي انتخابات سال آينده ترسيم ميكنيد و چه نگراني هايي داريد؟"، گفت: اتفاقات رياست جمهوري اتفاق كوچكي نيست كه بخواهيم با كوچك پنداري با آن برخورد كنيم و كينههاي شخصي باندي و جناحي را در برگزاري يك مسالهاي كه منافع ملي و حتي منطقهاي و اسلامي دارد دخالت دهيم. تا زماني كه سخنوران جامعه مخصوصا تاثيرگذاران در آمادهسازي فضاي جامعه و انتخابات براي برگزيدن يك مسئول به جاي حب يك ايده ازبغض ايدههاي ديگران، تصميمگيري ، اجرا و نظات كنند نميتوانيم انتظار داشته باشيم كه همه چيز بر مدار قانون ميچرخد. شايد بتوان با ايجاد يك موج سياسي يك نفر را با آراي عمومي انتخاب كرد اما بايد توجه داشته باشيم كه آنچه ميتواند باعث نجات كشو از شرايط امروزي باشد انتخابات عقلاني و به دور از احساسات سياسي است.
با اين حال هاشمي با اعلام كانديداتوري درانتخابات 84 بازي را آغاز كرده بود كه خود نميتوانست به پايان ببرد. رسانهها، شخصيتهاي جناحي، خانواده و ... او را وارد معركهاي كرده بودند كه سياستمدار 70 ساله آن روزها، براي نجات خود فقط ميبايست نظاره كند و حرف مشاورانش را به اجرا بگذارد.
هاشمي همانگونه كه پيشبيني ميكرد توانست به پشتوانه اجماع رسانهاي و سياسي راي اول انتخابات 27 خرداد 1384 شود ولي اكثر سياسيون و حتي مردمي كه به تناسب انتخابات، سياسيتر شده بودند، ميدانستند اگر هاشمي در دور اول انتخابات راي نياورد دردور دوم انتخابات بازنده خواهد بود.
حال 8 سال از انتخابات دوره نهم رياست جمهوري مي گذرد . هاشمي در شرايط فعلي وضعيت مشابهاي نسبت به آن انتخابات دارد با اين تفاوت كه به سن او 8 سال اضافه شده و احتمالا برخلاف آن انتخابات، با توجه به اتفاقات پيش آمده درباره مهدي و فائزه هاشمي ، اعضاي خانواده اش موافق حضور وي در انتخابات هستند.
البته در اين هشت سال تجربه ديگري نيز به دست آمده است و آن اينكه در انتخاباتي كه يك طرف هاشمي باشد، رقيب هاشمي پيروز ميشود. به همين خاطراست كه حاميان محمود احمدينژاد مي كوشند انتخابات را دوقطبي كنند كه يك سوي آن رئيس دولت سازندگي قرار دارد.
البته در اين هشت سال اتفاق ديگري با اثرگذاري خانواه هاشمي رفسنجاني افتاده است كه رئيس دولت سازندگي يا هر كسي كه ميخواهد با طناب هاشمي وارد انتخابات شود بايد بدان پاسخ گويد و آن فتنه 88 است.
مدت زمان زيادي از فتنه سال 88، سخنراني هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه 26 تيرماه، نمي گذرد. نقشي كه هاشمي در اين فتنه ايفا كرد ، هم اكنون تبديل به كتابي شده كه از سوي مركز اسناد انقلاب اسلامي انتشار يافته است.
هاشمي احتمالا اين روزها روزنامه بيشتر ميخواند، عكسهاي بزرگ وي روي جلد چند روزنامه و هفتهنامه و ويژه نامه ميتواند اين نتيجه را براي هاشمي داشته باشد كه افكارعمومي متمايل به حضور او هستند اما آيا هاشمي ازتاريخ درس مي گيرد؟
مثلا در احوال آیت الله حق شناس آمده است که وقتی می خواستند چله زیارت عاشورا بگیرند از خوردن آبی که از شب قبل مانده پرهیز می کردند ، این پرهیز هم به این علت بود که "نکند شخصی در اتاقی که این ظرف آب در آن وجود داشته ، یک حرف نابجایی زده یا دروغ و تهمتی گفته باشد و این حرف نابجا بر روی اب اثر بگذارد و خوردن آن سبب شود که آدم از کمالات دور افتدو آن زیارت عاشورا اثر ویژه اش را نداشته باشد(نقل به مضمون).طبیعی است که آب خوردن آدم را از کمالات دور نمی کنه ولی آبی که در مواجهه با بددهنان بوده اثر وضعی و تکوینی می گذارد و ...
بر سر موضوع تغییر وزیر بهداشت نیز اثر تکوینی برکناری دکتر لنکرانی قابل مشاهده است. دکتر احمدی نژاد که با ژست اولین رئیس جمهور ایران که یک وزیر زن را در کابینه قرار داده، دکتر لنکرانی که چهره انقلابی و آرامنگرای او حتی به اعتراف مخالفانش هم رسیده، را کنار زد و مجبور شد در دامی بیافتد که خود کنده. یا به بیان دیگر از چاله ای در بیاید و در چاه فرو افتد. چرا؟
یک ) تغییر خانم دستجردی نشان داد معیار نمره دادن در احمدی نژاد فرمول خاصی دارد که وابسته به هیچ متغیر علمی نیست . چرا که وزیری که همی چندی پیش به پاس سه سال فعالیت خود در دولت دهم نمره بیست گرفته بود به ناگاه مورد غضب رئیس دولت قرار گرفت و از کابینه اخراج شد. این رفتار سینسونی طبق هیچ فرمول علمی و کارشناسی و کیفی قابل توضیح نیست؟
دو) نشان داد که احمدی نزاد بیشتر از آنکه به کارایی بیاندیشد به سیاسی بازی نگاه دارد و ببیند که ایا این با آن رابطه دارد یا ندارد و ...؟ اگر وزارتخانه به سامان بود که بود و وزیرش به خاطر همین به سامانی نمره بیست گرفت ، چه ایرادی دارد که فلانی معاون وزیر باشد با نباشد مگر مهم نتیجه کیفی کار نیست؟
سه) اصلا بر فرض درست یا غلط خانم دستجردی در زمان وزارت خود خوب کار نکرد ، این می شود عذر بدتر از گناه چرا آنزمان که دستجردی را به عنوان وزیر انتخاب می کرد دقت عمل کافی به خرج نداد و سه سال و نیم وزارتخانه مهم بهداشت را به شخصی سژرد که کاردان نبود؟
چهار) دکتر نشان داد به اصل ثبات مدیریت هیچ اعتقادی ندارد..همین سرپرست جدید تا بیاد معاون خود را بشناسد و با چارت وزارتخانه آشنا بشود دوران دولت به سر آمده و باید وزارت را تحویل شخص دیگری بدهد. در این برهه حساس برای وزارت بهداشت این جابجایی به بهداشت کشور کمک می کند؟
این دلایل باعث می شود که مردم نسبت به جابجایی وزیر واکنش مثبتی نداشته باشند و نزدیدکان نزدیکان احمدی نزاد که اهل نظرسنجی هستند می توانند نظر مردم در این باره را بسنجند.
اما حرف در این است:
دکتر برای این دکتر لنگرانی را عوض کرد تا ژست بگیرد "بنده اولین رئیس جمهوری هستم که در کابینه وزیر زن دارم " ولی غیرخدایی بودن این هدف چه نتیجه ای را برای احمدی نژاد رقم زد " وی تبدیل شد به اولین رئیس جمهوری که نتوانست یک وزیر زن را تحمل کند و او را اخارج کرد"، یعنی برکناری لنکرانی اثر خودش را در خراب شدن ژست تبلیغاتی احمدی نژآد نشان داد.
جالب اینجاست اثر تکوینی برکناری لنکرانی باز به سراغ احمدی نژاد آمده چرا که یکی از دلایل یا بهتر بگم دلیل اصلی احمدی نژاد برای برکناری دستجردی (به گواهی روزنامه ایران) این بود که "آدم لاریجانی شده همه کاره وزارت بهداشت" جالب اینجاست که سرپرست جدید وزارت بهداشت تمام و کمال آدم توکلی است ، همان نماینده مجلسی که نوع نگاهش به احمدی نژاد اظهر من الشمس است.
آقای احمدی نژاد ! نزدیکان نزدیکان رئیس جمهور!
وزارت بهداشت برایتان برکت نمی کند
در عالم تکوینات دنبال "بی برکتی" بگردید
در یکی دو هفته اخیر وقت گذاشتم و دو تا فیلم جنجالی این روزها رو به تماشا نشستم .... "من مادر هستم" و "یک خانواده محترم"
درباره فیلم " من مادر هستم" به اندازه کافی صحبت شده. با اقدام دوستان انصار حزب الله و اهتمامشون در اجرای بند میم وصیت نامه حضرت امام و تحصنی که قرار بود تا زمان عدم اکران پایان نداشته باشه فروش فیلم رکورددارهم شد و فقط در یک روز 93 میلیون تومان فروخت و البته تحصن چند ساعت بعد به پایان رسید .انگار دوستان وظیفه بالابردن فروش فیلم را بر عهده داشتند.
بگذریم ... مطمئنا پیام اصلی فیلم ، پیام بدی نبود، اثرگذارترین پیام این فیلم نکوهش روابط آزاد و شرب خمر بود ، برخی دوستان می گن فیلم ضد قصاص است ولی من واقعا از این فیلم نفهمیدم قصاص بد است هر چند تماشاگر با توجه به صحنه های احاساسی قبل از قصاص و همچنین با توجه به درام فیلم نمی تونه نسبت به اعدام شدن آوا (باران کوثری) بی تفاوت باشه ولی کسی با قانونی بودن اعدام مشکلی نداره. نه تماشگرها و نه حتی پدر آوا که خودش وکیله و در آخرین دفاع از دخترش به صراحت می گه "کسی با حکم دادگاه مشکلی نداره و..."
فیلم یک پیام خوب دیگه هم داشت و اون اشاره به موضوع مکافات عمل بود .... هر چند در به تصویر کشاندن مکافات عمل در فیلم ها و داشتان ها کارگردانان و نویسندگان به دام شعار و تخیلات شاخ دار می افتند ولی منطق فیلمنامه فیلم من مادر هستم مکافات عمل رو برای مخاطب باور پذیر کرده بود .
اما چند نقطه ضعف که خیلی گذرا بهش اشاره می کنم:
- صحنه خوردن شراب بیش از حد در فیلم تکرار شده بود ، کارگردان با حذف چند سکانس می تونست به خوبی پیام خودش مبنی بر اینکه سعید و ناصر افراد به شدت مشروب خوری هستند به مخاطب منتقل کنه.
- آوا در این فیلم تبدیل به یک مظلوم 100درصد شده بود در صورتی که قسمت عمده مشکلات هم به آوا بر می گشت. آوا تنها به خانه سعید رفته بود (هرچند به سعید اعتماد زیادی داشت) ، مشروب خورده بود ، از خانه فراری بود و رابطه خوبی با پدر و مادرش نداشت و... ریشه خیلی از این مشکلات خود آوا بود که در این فیلم به آن بی توجهی میشه و تمام مشکلات به دوش سعید و زنش می افته.
- و چند سکانس ریز و اضافه دیگه مثل اون صحنه که نگهبان ساختمان سعید رو نشون می داد که یه نابینا بود. در این سکانس شیطنت کارگردان خودنمایی می کرد.
با این حال اگر به روز سه شنبه 14/ آذر برگردم، به هیچ وجه به سینما نمی رم تا این فیلم رو نگاه کنم. به رفقای هم تیپ خودم هم توصیه کردم پولشون رو دور نریزن و نرن سراغ این فیلم. شاید این فیلم فیلم خوبی دراومده ولی برای من که خانواده ام قیود مذهبی را رعایت می کنن خوب نبود . برای من خوب نیود که 4500 تومن پول بدهم و بعد از صرف 2 ساعت وقت با اعصابی ناراحت پای خود را از سینما بیرون بگذارم. برای من خوب نبود چون به خاطر صحبت هایی که سعید به مادر آوا می گفت نزدیک بود تو سینما بالا بیارم. برای من خوب نبود چون یه آدمی هستم که تا حالا صحنه مشروب خوری رو جز تو سینما و تلویزیون جمهوری اسلامی ندیدم. برای من خوب نبود چون بعد از پایان فیلم دو تا پیرزن که یکی دو ردیف عقب تر از من نشسته بود از جاشون تکون نخوردن یا در واقع از جاشون نمی تونستن تکون بخورن و بعد از پایان فیلم گریه می کردند و گریه می کردند. برای من خوب نبود چون من نه مثل آوا بودم ، نه مثل نامزد آوا ، نه دور و بری هام مثل شخصیت های این فیلم. این فیلم رو بیشتر باید اونهایی ببینن که برای خوردن شراب هیچ حرمتی قائل نیستند و از اینکه ناموسشون با یه غریبه بگرده هیچ خیالی ندارن.
* اما فیلم خانواده محترم ... این فیلم بیشتر از اینکه تصویر سیاهی از جامعه ایرانی رو نشون بده تصویر خیانت یک کارگردان وتهیه کننده رو به نمایش گذاشته ، خیانت یک کارگردان و تهیه کننده به میهن ، خیانت به شهدا، خیانت به امام خمینی (ره) و ...
بعد از دیدن فیلم یک خانواده محترم، از این موضوع تعجب می کنم که چطور مدعی العموم هنوز علیه کارگردان و تهیه کننده این فیلم شکایت نکرده. این فیلم ارزش پرداختن بیشتر از این رو نداره.
پي نوشت:
* يكي از دوستان يك نقد زيبا نوشته كه خوندنش توصيه ميشه (اينجا)
هر که هر چه دلش خواست بگوید ولی والله "تو حقیقتی نمایانتر از خورشیدی..."

رئیسجمهور در ادامه اظهار نظرات خود درباره موضوعات مختلف، موضوع توليد علم را به چالش كشيد. دكتر محمود احمدي نژاد امروز (6/ آبان ماه) در مراسم تقدير از برگزيدگان جشنواره فارابي گفت:"به کار بردن اصطلاح 'تولید علم' درست نیست چرا که فرهنگ سرمایهداری را به ذهن میرساند بهتر است بگوییم 'دریافت علمی'،علم در عالم هستی و نهاد انسانها وجود دارد و صرفا باید "کشف" شود. هر علمی که افق تازهای پیش روی انسان باز کند و راه کمال را نشان دهد، الهی است."
جالب اينجاست كه رهبري معظم انقلاب درباره "بهانه گيري در راه توليد علم" اظهار نظر بسياري قابل تاملي دارند كه گويا جناب رئيسجمهور مانند برخي مواقع ديگر اين رهنمودات را مشاهده نكرده و يا نشنيده است .
حضرت آيتالله خامنه اي در جمع رؤساى دانشگاهها، مؤسسات آموزش عالى و مراكز تحقيقاتى در 23 مردادماه 1385. فرموده است: «مسئلهى بعدی، مسئلهی نهضت توليد علم است، كه ما از شش هفت سال قبل از اين، اين قضيه را گفتيم، مطرح كرديم و دنبال كرديم. خوب، حالا بعضى از بحثهاى پيرامون اين مسئله، حقيقتاً وقت تلف كردن و خود را مشغول كردن است، كه: حالا اصلاً توليد علم معنايش چيست؟ آيا علم توليد كردنى است؟ آيا كشف كردنى است؟ ما به ياد آن جمعى مىافتيم كه راجع به مسألهى سينما بحث می كردند و پيش يك نفرى رفتند تا از او نظر بخواهند. ايشان گفته بود: حالا ببينيم آيا سىنِماست يا سىنَماست يا سىنُماست؟! اول اين را حل كنيم!؛ حالا كشف كردنى است، توليد كردنى است، تحقيق كردنى است؛ هر چه هست، مقصود معلوم است. ما مىگوييم پايهى فناوریهاى پيشرفته و رشد تمدن مادى، تمدن مرتبط با مسائل زندگى، دانش است؛ اگر بخواهيد اين دانش را از ديگران بگيريد و خودتان مصرفكننده باشيد، به هيچ جا نخواهيد رسيد. بايد اين دانش در داخل برويَد.»
همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي
چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي؟!
به كسي جمال خود را ننمودهيي و بينم
همه جا به هر زباني، بود از تو گفت و گويي!
غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم
تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از ميانه، گويي!
به ره تو بس كه نالم، ز غم تو بس كه مويم
شدهام ز ناله، نالي، شدهام ز مويه، مويي
همه خوشدل اين كه مطرب بزند به تار، چنگي
من از آن خوشم كه چنگي بزنم به تار مويي!
چه شود كه راه يابد سوي آب، تشنه كامي؟
چه شود كه كام جويد ز لب تو، كامجويي؟
شود اين كه از ترحّم، دمي اي سحاب رحمت!
من خشك لب هم آخر ز تو تَر كنم گلويي؟!
بشكست اگر دل من، به فداي چشم مستت!
سر خُمّ مي سلامت، شكند اگر سبويي
همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه، بنشين كنار جويي!
نه به باغ ره دهندم، كه گلي به كام بويم
نه دماغ اين كه از گل شنوم به كام، بويي
ز چه شيخ پاكدامن، سوي مسجدم بخواند؟!
رخ شيخ و سجدهگاهي، سر ما و خاك كويي
بنموده تيره روزم، ستم سياه چشمي
بنموده مو سپيدم، صنم سپيدرويي!
نظري به سويِ (رضوانيِ) دردمند مسكين
كه به جز درت، اميدش نبود به هيچ سويي

رهبرا!
بخوان ز روي من آن چيزها كه مي داني....
این بخشی از اظهارات بهمن شریف زاده است که روزنامه شرق آنرا روز چهارشنبه گذشته منتشر کرده است .كليدواژه اين بخش از اظهارات شريف زاده، پایان" اسلامگرایی " است. پايان اسلام گرايي با قرائتی که نزدیکان احمدی نژد از آن دارند برای اولین بار از سوی اسفندیار رحیم مشایی نقل شده است.مشائی آنزمان که ریاست سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران را بر عهده داشته در مراسمي كه فيلم آن در اينترنت نيز منتشر شده است، درباره اسلام گرایی گفت:" دوره اسلامگرایی هم به پایان رسیده است. معنایش این نیست که اسلامگرایی وجود ندارد یا رو به نضج نیست نه، دورهاش تمام شده است. وگرنه الآن دوره اسبسواری تمام شده اما اسب هست سوارش هم هست. داره دوره ماشین سواری هم تمام می شه اما ماشین هم هست سوارش هم هست. اشتباه برداشت نشه معناش اینه که روند توسعه در دنیا به این سمت میره که – ان الدین عند الله الاسلام هیچ تردیدی نیست- اما روند تحولات این نیست که بشریت مسلمان بشود تا به حقانیت برسد. این دوره رو به پایان است؛ تمام نشده رو به پایان است. بشر سرعتش بالا رفته فهمش تیز شده به یک حقایقی میرسه که اونا لازم نیست از دوره پوسته اسلام طی کند؛ یعنی داره به یک عصاره اصلی میرسه که اون عصاره اصلی یک فهم بزرگی درش اتفاق می افتد که می فهمد که برای آن نظام بسیار بزرگ ..."2
شاید جان کلام مشائی از پایان اسلام گرایی و ضرورت پرداختن به مکتب ایران، آن بخش از اظهاراتش است که می گوید : "روند تحولات این نیست که بشریت مسلمان بشود تا به حقانیت برسد... بشر سرعتش بالا رفته فهمش تیز شده به یک حقایقی میرسه که اونا لازم نیست از دوره پوسته اسلام طی کند"
مشایی معتقد است که که بشر امروزی با توجه به پروپاگاندای جهان غرب و تعریف زشت و زننده ای که از اسلام ارائه می دهد در قبال هر حرف و اندیشه ای که با نام اسلام عرضه شود مقاومت می کند . به قول آنها، بشر امروزی یک مسلمان را در قامت و قالب یکی از افراد طالبان تصور میکند. طالبانی که تروریست است، اجازه درس خواندن به دختران نمی دهد و به طور کلی با تمام مظاهر مدرنیته مخالف است. به عقيده مشايي در جهان فعلي مسلمان هست كه به امام زمان اعتقاد ندارد و اسلام گرايي وجود دارد كه از آن نمي توان امام زمان را استخراج نكرد. به همين دليل اسلام گرايي را بايد كنار گذاشت.
مشایی و حامیان وی در حوزه اندیشه و مباحث تئوریک بر این عقیده اند باید از طریق فطرت با مردم جهان ارتباط برقرار کرد. "مردمی که تشنه سنتها و ارزشهای فرهنگی از این دست هستند."3
مشایی و حامیانش معتقدند که فضایل اخلاقی و ارزشهای اجتماعی مورد پسند هر آدمی است. برای همین، بنا بر عقیده شان می بایست از لفظ اسلام به دلیل آنکه دافعه ای برای پیروان دیگر ادیان دارد، کمتر استفاده و به جای آن ارزشها و مفاهیم اخلاقی محور قرار گیرد و به کار برده شود.چرا که ارزشهای اخلاقی زبان و قومیت نمی شناسد و انسان با هر مذهب و عقیده ای آنرا محترم می شمارد .
احمدی نژاد 17 خرداد ماه در جمع دانشجویان پکن گفت :"همه انسان ها از هر قوم و نژادی مهم و محترم هستند. انسان ها باید در زمین در کمال پاکی ، صلح، وفاداری ، کرامت ، رفاه و سلامت زندگی کرده تا طعم شیرین سعادت انسان بودن را به صورت تمام و کمال درک کند." و یا آنجا که احمدی نژاد همه مصلحان بشری از جمله کنفوسیوس و پیامبران الهی را کنار هم قرار می دهد که در زندگی خود دنبال پاکی و دانایی و ... بوده اند .
" همه مصلحان بشری از جمله کنفوسیوس و پیامبران الهی به ویژه پیامبر خاتم (ص) که بزرگترین هدیه خداوند به بشریت است ، همگی انسان ها را به دانایی ، پاکی ، عدالت ، مهرورزی و توحید دعوت کرده اند و این رمز حقیقی انسان و راز جاودانگی اوست." 4
البته تاکید بر پاک بودن فطرت آدمی و تمایل انسان به مباحث فطری برگرفته از آیات قرآن است که مورد تاکید عرفا قرار دارد. از ويژگي هاي که برخی اندیشمندان برای عرفان قائل اند این است که كه با فطرت انسان و اميال فطري او كاملاً هماهنگ و سازگار است؛زيرا اصل و ريشه ي عرفان كه«قرب الهي»است از نهاد و فطرت انسان برمي خيزد.بنابراين،راهي كه ما را به اين هدف مي رساند،برخلاف فطرت انساني نخواهند بود.
مشایی که خود را در قامت یک عارف معرفی کرده و در نزد دوستانش به عنوان کسی که "معارف و مباني معرفتي را عملياتي و اجرايي ميكند" 5 زبانزد شده است. در كنار اين تفكر، نظر دیگری درباره لزوم جهانی شدن دارد و آن آلترناتیو اسلام گرایی است. مشایی معتقد است حال كه چهره اسلام و اسلام گرایان با همجمه غرب مخدوش شده است باید یک مکتب و فکر جایگزین به جای آن معرفی شود. البته این فکر جایگزین لزوما به معنای نفی مفاهیم اسلامی نیست بلکه بشر مستصل از امپریالیسم و استکبار، حال آنکه مبانی نظام لیبرال دموکراسی را سعادت بخش نمی داند و نسبت به مفاهیم اسلامی دافعه دارد باید همین مفاهیم را در قالب یک مکتب خالص و بدون زوائد پیدا کند. وی اینجاست که منادی مکتب ايران می شود. اسفندیار رحیم مشایی در مراسم اختتاميه همايش ايرانيان مقيم خارج از كشور، به صراحت به لزوم جایگزینی مکتب ایران به جای مکتب اسلام اشاره می کند."از مكتب اسلام دريافتهاي متنوعي وجود دارد و من بر مكتب ايران اصرار دارم برخيها از من خرده ميگيرند كه چرا نميگويي مكتب اسلام و ميگويي مكتب ايران، از مكتب اسلام دريافتهاي متنوعي وجود دارد اما دريافت ما از حقيقت ايران و حقيقت اسلام، مكتب ايران است و ما بايد از اين به بعد مكتب ايران را به دنيا معرفي كنيم."6
نقدی بر دیدگاه عرفانی مشایی
همان طور که گفته شد مشائی به عقيده نزديكانش بر اساس عرفان اسلامی و یا براساس رهیافت شخصی بر "مطابقت با فطرت" تاکید دارد وهمین باعث شده تا وی نتيجه گيري كند "بشر در حال حاضر به یک حقایقی میرسد كه ديگر لازم نيست پوسته اسلام را طی کند." هر چند اصل و ريشه ي حقيقت، «قرب الهي»است و از نهاد و فطرت انسان برمي خيزد و راهي كه ما را به خدا و سعادت می رساند برخلاف فطرت انساني نخواهند بود، اما یک ویژگی اصلی عرفان اسلامی و رهيافت فطري دين، "عدم مخالفت با شريعت" و به طور اخص "سنت و احكام " است.عرفان حقيقي نمي تواند از مسيري حاصل شود و يا به نتيجه اي برسد كه خلاف دين و شريعت و حتي احكام و پوسته دين باشد و اين ويژگي در جاي جاي كتاب و سنت مورد تأكيد قرار گرفته است. در اينجا به برخي از آيات اشاره مي كنيم:
«اِتَبِعُوا ما اُنزِل اليكُم من رَبِّكم و لا تَتَبِعوا من دونِه اولياءَ»7
«آنچه از جانب پروردگارتان براي شما فرو فرستاده شده است را،پيروي كنيد و از اوليا و معبودها[ي ديگر]پيروي نكنيد.»
بر اساس همین آیه است که نمیتوان کنفوسیوس و دیگر اندیشمنداني که با منبع لایزال الهی در ارتباط نبودند ، با پیامبران و اولياالله در کنار هم قرار داد.
آيه 101 سوره آل عمران، اصولاً هدايت به "صراط مستقيم" و سعادت را در پرتو پيروي از سنت و سيره آن حضرت برشمرده است. يا بر اساس آيه 146 آل عمران ، با پيروي از سنت و سيره نبوي است كه شخص و يا جامعه مي تواند اميدوار باشد كه از گمراهي نجات يافته و در ضلالت به سر نمي برد.
آيه 2 سوره جمعه افزون بر كتاب(قرآن) از مردم خواسته شده تا به پيروي از حكمت و سيره عملي زندگي پيامبر(صلّی الله عليه و آله و سلّم) و سنت وي، خود را از هرگونه ضلالت در زندگي و گمراهي از هدف و مطلوب دور نگه دارند.
مفسران بسياري چون زمخشري و طبرسي و قرطبي براين نكته تاكيد مي كنند كه در كنار آموزه هاي وحياني و فطري، اين سنت و سيره نبوي است كه معيار سنجش حق از باطل و دست يابي به سعادت و رهايي از ضلالت است. به نظر آنان آن چه پيامبران بدان مامور شده اند تا ابلاغ كنند، دو دسته از مسايل و امور است كه يكي به عنوان كتاب از آن ياد شده و آن عبارت از مجموعه اي از آموزه ها و قوانين به شكل مكتوب(نه سنت و قوانين شفاهي) است كه قابل تحريف و تغيير و تبديل كم تري است؛ و دوم مجموعه سيره و روش زيست و زندگي پيامبران از جمله پيامبر(صلّی الله عليه و آله و سلّم) است كه روش عملي را مي آموزد و در آيات قرآني از آن به حكمت ياد شده است.8
سنت نبوی و احكام دين که از سوی برخی پوسته اسلام نامیده می شود، بر اساس ایات قرآن پيروي از آن شرط رسیدن به سعادت خوانده شده است. علاوه بر آيات قرآن در بسياري از روايات نيز بر آن تاكيد شده،به عنوان نمونه،در صلوات شعبانيه آمده است:«اللهُمَّ صلِّ علي مُحمَّدٍ وَآلِ مُحمَّدٍ الفُلكِ الجارِيهِ في اللحَجِ الغامِرهِ يأمَنُ مَن رَكِبَها و يَغرَقُ مَن ترَكها المُتَقَدِّمُ لَهم مارقٌ والمُتأخِرُ عنهُم زاهقٌ واللازِمُ لهُم لاحِقٌ»
«خدايا بر محمد و آل او درود فرست،كشتي روان در گرداب هاي بي پايان كه هركس سوار آن شود در امان است و هركس آن را وانهد غرق گردد.هركه از آن ها پيش افتد از دين جسته و خارج شده باشد و هركه از آن ها عقب افتد نابود است و همراه و ملازم ايشان به حق واصل گردد.» در مسير سعادت اگر كسي مي خواهد به سرگرداني و حيراني و ضلالت و گمراهي گرفتار نشود،بايد كاملاً ملازم و همراه پيامبر و ائمه ي معصومين حركت كند نه يك قدم جلوتر و نه يك گام عقب تر. پس لزوما رهیافت های فطری تنها شرط رسیدن به سعادت نیست. بلکه باید در چارچوب قواعد و دستورات خداوند که همان سنت رسول الله و ائمه معصومین (ع) و برخی از آن به عنوان پوسته دین یاد می کنند به مفاهيم و اعماق دين رسید. آيا صرف اينكه انساني ارزشهاي اخلاقي و انساني را رعايت مي كند ولي به ظواهر و عبادات و تكاليف ديني بي اعتناست مي تواند به سعادت واقعي برسد؟ بي توجهي به احكام دين تفكري است كه دروايش و فرقه اي كه اهل حق خوانده مي شود ، به آن معتقدند. دراويش اعتقاد دارند به حقايق دين دست پيدا كرده اند و ديگر لزومي نمي بينند از پوسته دين بگذرند و به حقايق برسند. سئوال بعد آنکه ، درست است که ذات انسان به مفاهیم اخلافی و ارزشهای اجتماعی روی خوش نشان میدهد اما کدام مرجع می بایست معیار واقعی این مفاهيم را مشخص کند. به عنوان مثال "عدالت" به منزله یک ارزش اجتماعی و یک فضیلت اخلاقی در نزد کارل مارکس به یک معنا و مفهوم است و آنچه که اسلام از عدالت ترسیم کرده چیز دیگری است. تمايل انسان به كدام مفهوم عدالت واقعي تر و سعادت بخش خواهد بود ؟ اگر چارچوب دين وتابلوي دين و اتصال به سرچمشه الهي نباشد آيا تمسك جستن به اين ارزشها سعادت بخش است؟
نقدی بر مکتب ایران
همان گونه که گفته شد با کنار زده شدن مکتب اسلام و اسلام گرایی تحت این بهانه که لفظ "اسلام" دافعه می آورد و "برداشت هاي متفاوتي از آن است" و جایگزینی مکتب ایران به جای آن ، حامیان مشایی می پندارند که می توان اسلام ناب محمدی را در اين قالب به مردم جهان عرضه کرد. البته مشكل ريشه اي در اينجا ، آن است كه مفاهیم عمیق اسلامی در ظرف کلمه مکتب ایران نمی گنجد. به بیان دیگر مفاهیم اسلام از لفظ اسلام جدا نیست، و مکتب ایران در ذات، معرف این مفاهیم نمی تواند باشد. در اسلام ، لازمه توحید و خداپرستی ، اعتقاد به نبوت و امامت است. آیا در مکتب ایران عرضه شده از سوی آقای مشایی توحید و خداپرستی چنین معنی دارد؟
از سوي ديگر آیا در دوره ای که ناسیونالیسم همچنان بر سر بخشی از ملت ها سایه افکنده ، به کارگیری از لفط "مکتب ایران" برای مردمان دیگر کشورها دافعه ندارد؟
والبته به همان دلیل که اسلام گرایی و لفظ اسلام بنابر عقيده مشايي دافعه دارد، آيا مكتب ايران دافعه ندارد. مگر غير از آن است كه به دلیل پروپاگاندای رسانه ای غرب ، ايران و حقيقت ايران نيز برای جعیت کثیری از مردم جهان شناخته شده نیست ويا آنكه تصوير زننده اي از ايران و ايراني در ذهن دارند؟
و سئوال ديگر مگر از مكتب ايران برداشتهاي متفاوتي حاصل نمي شود. يك عده آن را مترادف با ملي گرايي گرفته اند ، يك عده عقيده دارند مكتب ايران همان اسلام ناب محمدي است كه به وسيله ايرانيان تبليغ مي شود ، يك عده ديگر مكتب ايران را بيش از آنكه فرهنگي بدانند داراي جنبه هاي سياسي و تبليغاتي مي دانند كه هيچ كام از معاني قبلي را در بر نمي گيرد و ... چه گونه است كه برداشت هاي متفاوت از اسلام گرايي سبب طرد شدن آن مي شود ولي مكتب ايران نيز كه همين شرط را دارد در جايگاه اسلام مي نشيند و بنابر عقيده اطرافيان مشايي قرار است منادي مفاهيم عميق اخلاقي و ارزشهاي اجتماعي باشد.
نكته ديگر درباه جهاني سازي مفاهيم فطري و اخلاقي آن است كه بايد در اين راه بايد به سيره رسول اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) به عنوان بزرگترين مبلغان اين مفاهيم تأسي كرد. همان كساني كه از سوي خداوند الگوي نيكو معرفي شده اند.
خداوند در قرآن كريم يكي از مهم ترين هدفي كه براي تبليغ پيامبر(ص) بيان مي كند، "اسلام" و كساني كه از اسلام روي گرداند را ستمكارترين افراد مي نامد.
"چـه كـسى ستمكارتر است از كسى كه دروغ را بر خدا افتراء ببندد با اينكه به سوى اسلام دعوت مى شود و خدا مردم ستمكار را هدايت نمى كند"9
يا در زماني كه ملاك اسلام و نماد اسلام كاخ سبز دمشق و قصرهاي حكماي عباسي بود امام صادق (ع) بدون عقب نشيني از چارچوب و ظواهر اسلام محتواي اسلام راستين را تبليغ كرد. اسلامي كه بر پايه سنت رسول الله و قرآن بنا نهاده شده بود.
اینکه در موضع انفعال قرار گرفت و به خاطر هجمه رسانه ای غرب از لفظ اسلام عقب نشینی کرد، درست است؟ چه بسا با سنگین تر شدن این هجمه نسبت به برخی از مفاهیم اسلامی، میتوان از ان هم دست كشيد؟
با اين حال نگاهي به سيره و شيوه تبليغي بزرگان دين براي حاكم نمودن اسلام و همچنين رواج اخلاق در جامعه به مثابه زير مجموعه اي از اسلام، نشان از آن دارد كه اين بزرگواران هيچگاه براي استقرار دين از احكام دين چشم نپوشيدند. پايدار ماندن بر مفاهيم اصيل و تبليغ آنچه كه "بايد" باشد نبايد فداي نيات و اهداف ديگري گردد كه شايد در آن خيري هم به چشم بخورد، چه آنكه "خداوند راه را نشان داده است انسان يا شكرگزار خواهد بود و هدايت مي شود يا آنكه كفران نعمت مي كند و در ضلالت خواهد ماند."10
پي نوشت:
1: مصاحبه بهمن شريف زاده با روزنامه شرق 24/3/1391
2: http://www.aparat.com/v/89113bde06950fede1c11c346ea7804612452
3: سخنان احمدی نژاد در دیدار با نخبگان استان همدان16/7/90
4: سخنان احمدي نژاد در جمع دانشجويان دانشگاه پكن 17/3/91
5: بهمن شريف زاده در مصاحبه با روزنامه شرق 24/3/91
6: سخنان رحيم مشايي در مراسم اختتاميه همايش ايرانيان مقيم خارج از كشور 13/5/89
7: سوره اعراف آيه 2
8: http://www.payambar.net/article.asp?id=1689&cat=227
9: سوره صف آيه 7
10: سوره انسان آيه 3
بهرغم پافشاری ایران بر به رسمیت شناخته شدن غنیسازی در همه سطوح و از سوی دیگر تاکید 1+5 بر توقف غنیسازی اورانیوم، هر دوطرف تصریح دارند بر اساس مواد قانونی این خواسته را مطرح میکنند.
جمهوری اسلامی معتقد است بر اساس مادهNPT4، ایران میتواند به منظور بهرهگیری صلحآمیز از انرژی هستهای از حق غنیسازی اورانیوم بهره گیرد. در ماده NPT4 آمده است: هیچیک از بندهای این معاهده به نحوی تفسیر نخواهد شد که به حقوق غیرقابل انکار هریک از اعضای آن به منظور توسعه تحقیقات، تولید و بهرهبرداری از انرژی هستهای جهت اهداف صلحجویانه بدون هر نوع تبعیض و منطبق با مواد یک و 2 این معاهده خللی وارد کند. همچنین در ادامه آمده است: همه اعضای این معاهده متعهد میشوند تبادل هر چه وسیعتر تجهیزات، دانش و اطلاعات فنی را جهت مصارف صلحجویانه انرژی هستهای تسهیل کرده و حق شرکت در این مبادلات را دارند.
هرچند در ماده 4، به صورت مشخص بر حق غنیسازی اورانیوم اشاره نشده، با این حال واضح است که در مفهوم کلی حق استفاده صلحآمیز از انرژی اتمی، حق غنیسازی را نیز شامل میشود و از لحاظ حقوقی مستثنا کردن این بخش از کل متن پروتکل، اجازه داده نشده است.1+5 نیز رفتارش را مواجهه با موضوع هستهای ایران بر اساس قانون عنوان کرده است. 1+5 پشتوانه قانونی رفتارش را قطعنامههای شورای امنیت علیه برنامه هستهای ایران میداند که در آنها به صراحت بر عدم غنیسازی ایران تاکید شده است.
در واقع آژانس انرژی اتمی که بر اساس NPT مسؤول راستیآزمایی فعالیتهای صلحآمیز هستهای کشورهاست، با بهانه تردید در صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران، موضوع هستهای جمهوری اسلامی را به شورای امنیت ارجاع داد. شورای امنیت سازمان ملل نیز قطعنامههایی را علیه ایران تصویب کرد که بهطور مشخص و عینی حق ایران برای فعالیت در عرصه غنیسازی اورانیوم را محدود کرد. از نظر 1+5، قطعنامه شورای امنیت از لحاظ حقوقی- بینالمللی همانند پروتکل الحاقی لازمالاجراست و ایران باید آن را به اجرا بگذارد.
جلسه فنی کارشناسان ایران و 1+5 از آنجا میتواند مثبت باشد که این مباحث حقوقی و پیچیده که البته کاملا نیاز به کار کارشناسی و فنی دارد، خارج از چارچوب سخت و غیرمنعطف مذاکرات جلیلی ـ اشتون بررسی و چشمانداز مذاکرات واقعیتر ترسیم شود.
متن كامل اين گزارش را اينجا بخوانيد
نگاهی به ترکیب هیئت رئیسه مجلس نشان می دهد، این افراد در لیست جبهه متحد اصولگرایان قرار داشتند. از علی لاریجانی و ابوترابی فرد و مهندس باهنر گرفته تا محمدحسین فرهنگی و دیگر اعضا. لیست جبهه متحد همان لیستی است که مورد تایید آیت الله مهدوی کنی و گروه های سیاسی چون جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی ، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی ، حزب موتلفه اسلامی ، جبهه پیروان خط امام و رهبری بوده است. همان لیستی که سایت هایی چون جهان و الف و خبرگزاری چون مهر و فارس و روزنامه هایی چون تهران امروز ، جوان و همشهری و ... تبلیغ آنرا می کردند. با این حال نمی دانم چرا دوستان جبهه متحدی به ویژه اعضای جمعیت رهپویان و تیم رسانه ای وابسته به آن از انتخاب صورت گرفته ناراحت اند ؟ مگر غیر از این است که که علیرضا زاکانی ریاست ستاد انتخاباتی جبهه متحد را بر عهده داشت. مگر غیر از این است ، نادران و توکلی و حسین فدایی در حمایت از گفتمان جبهه متحد به سخنرانی می پرداختند و تبلیغشان را می کردند؟ مگر غیر از این است تمام تئوان رسانه ای این جریان در حمایت از لیستی که باهنر و لاریجانی درآن بوده، هزینه شده است؟
.
.
.
سیاست به این سادگی ها نیست... آقای رئیس!
اعضای محترم :
جبهه متحد اصولگرایان
جمعیت رهپویان انقلاب
جمعیت ایثارگران
حامیان دولت
روزنامه ایران
دوستان خبرگزاری فارس
روزنامه کیهان
سایت الف و جهان نیوز
هفته نامه پنجره
خبرگزاری ایرنا
و حتی
جبهه پایداری
و هفته نامه نه دی
خطر اول ؛ موضوع اصلی،"اکبر هاشمی رفسنجانی" است
نکند خواب انتخابات ریاست جمهوری شما را نابود کند که امیرالمونین علی (ع) فرمود :
هر کس در زمانی که باید رهبرش را یاری کند در خواب باشد، با لگد دشمن از خواب بیدار می شود.
الان نه کربلا می خوام، نه شهادت، فقط یک آرزو... تنها آرزوی من ، تنها آرزوی من ، تنها آرزوی من ، به درک واصل کردن و کشتن "حرامی" هایی است که به امام هادی (علیه السلام) توهین می کنند.
جانم فدای امام هادی (علیه السلام)
پ.ن
واكنش ها به توهين شاهين نجفي به امام هادي (ع) :
- قتل شاهين نجفي ... آري (شيعه سياسي)
- حكم ارتداد توهين كنندگان به امام هادي (ع) (خبرگزاري مقاومت)
- هر كي هستي باش ... توهين به ائمه يعني قتل (مجمع وبلاگ نويسي مصباح)
- از کشتن مرتد هایی چون شاهین نجفی(ملعون)ترسي نداريم (ساحل)
- رضا پيشرو (خواننده رپ) خطاب به شاهين نجفي: خودم ميام بالا سرت حالتو مي گيرم (يوتيوب)
- نيستي شاهين نجفي هويداست(جامعه اسلامي دانشگاه شهيد رجايي)
- شاهين نجفي واجب القتل است (مجله اينترنتي علي هفتاد)
- برو به جهنم شاهين نجفي (7حامي)
- خدمتگزار شيطان (افسران)
نتیجه انتخابات مجلس کاملا مشخص شد. از لیست 30 نفر جبهه پایداری 16 نفر به بهارستان راه یافتند. بسیاری از دوستان و کارشناسان در خوش بینانه ترین حالت فکر می کردند از لیست 30 نفره جبهه پایداری ، 13 نفر راهی بهارستان شوند که البته نه آنکه تحلیل سیاسی این دوستان ناصحیح باشد بلکه در جامعه اسلامی ایران باید در کنار مولفه های قدرت همچون حزب و تشکل و رسانه و تبلیغات، به مولفه دیگری هم که زیاد به سیاست امروزی ربط پیدا نمی کند هم توجه کرد.
هر چند از این 16 نفر، شخصیتی مثل حداد عادل بیش از آنکه به جبهه پایداری نزدیک باشد به جبهه متحد نزدیک است با این حال بقیه چهره های مشترک مثل خانم طبیب زاده و آقایان میرکاظمی و نبویان و نوباوه و اسماعیل کوثری قرابت بیشتری با جبهه پایداری دارند.( حتی افرادی مانند نبویان و نوباوه اعلام کردند هیچ تعهدی به جبهه متحد ندارد) دکتر مرندی نیز یک چهره کاملا تخصصی است که موضعی کاملا بینابین دارد. به همین دلیل است که کاندیدهای راه یافته جبهه پایداری در تهران تقریبا "یک دست " هستند.
در سطح کشور نیز چون بنده بنابر اتفاقاتی خود شاهد دقت و وسواس در گزینش نامزدها بودم حداقل برای بنده "یقینی" است آن دسته از نمایندگان مورد حمایت جبهه پایداری که به مجلس نهم راه یافتند کاملا همفکر و همسوی تفکر پایداری هستند.
اما در جبهه متحد وضع متفاوت است. ابوترابی ، مصباحی مقدم وابسته به جریان جامعه روحانیت مبارز هستند که علی رغم نزدیکی با "جبهه پیروان خط امام و رهبری"، مرزبندی های آشکار با آنان دارند. باهنر، افتخاری و فاطمه رهبر عضو جبهه خط امام و رهبری هستند.
در طیف "تحول خواه" نیز این اختلاف البته با شدت کمتری وجود دارد. شخصیتی مانند رحماندوست با رودکی و خانی بعضا دارای سلایق و علایق متفاوت از یکدیگرند و یا شاید مهرداد بذرپاش که زمانی رییس ستاد رایحه خوش خدمت و سازمان جوانان احمدی نژاد بوده علی رغم نزدیکی با زاکانی نتوان کامل آنرا جمعیت رهپویانی خواند. از سوی دیگر طیفی که اصولگرای سنتی خوانده می شود(جامعه روحانیت و مهندسین و ..) با طیف تحول خواه( جمعیت رهپویان و ایثارگران انقلاب اسلامی و … ) اختلاف سلیقه و دیدگاه دارند که بروز و ظهور این اختلاف در موضوع ریاست حداد و لاریجانی بر مجلس نهم مثال امروزی آن است. شاید به خاطر همین اختلاف سلیقه است که علی زاکانی رییس ستاد انتخاباتی جبهه متحد گفته " که این جبهه پس از انتخابات منحل می شود".
به این دلیل است که گفته میشود فراکسیون جبهه پایداری در مجلس نهم بسیار منسجم تر و خالص تر از فراکسیونی است که در یک حوزه انتخابی (مهریز یزد) از دو کاندیدای رقیب حمایت می کند تا فقط "اسمی" کاندیداهای وابسته به جریان خود را بالا ببرد و از پیروزی 64 درصدی سخن بگوید.
اما هدف این نوشته واکاوی خط و ربط های سیاسی نامزدهای راه یافته به مجلس نسیت بلکه نگاه واقعی و گرفتن پیام از نتایج انتخابات و "بضاعه مزجاه" گروه های سیاسی مورد نظر است.
جبهه متحد اصولگرایی متشکل از حزب موتلفه، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، جامعه روحانیت مبارز ، جامعه اسلامی مهندسین ، جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی ، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی ، جمعیت عدالت و پیشرفت و … بوده است. به بودجه و امکانات این تشکل ها می بایست امکانات "شهرداری تهران" را نیز اضافه کرد.با توجه به تبلیغات گسترده و میدانی که از سوی شهرداری صورت گرفت در کنار پشتیبانی گسترده رسانه های شهرداری و آقای زاکانی مانند روزنامه همشهری و تهران امروز و ویژه نامه های همشهری (که خود هر کدام رسانه ای مستقل از روزنامه هستند) هفته نامه پنجره و سایت های فردا و تهران امروز، روزنامه وطن امروز، سایت شفاف و زندگی نیوز و خبرگزاری مهر، فارس و فرارو، عصر ایران و خبرآنلاین و خبرگزاری خانه ملت … است که به نظر می رسید جبهه پایداری با رجانیوز و بی باک و 598 ره به جایی نبرد و در بهترین شرایط چند چهره شناخته شده مجلس هشتمی آن ، وارد مجلس نهم شوند.نمی خواهم نوشته ام را برخلاف اصول ژورنالیسم احساسی تمام کنم اما.. مولفه "ایمان و توکل به خدا" نه در قالب ژورنالیسم ریخته می شود و نه در کلاس علوم سیاسی دانشگاه تهران، تدریس.مولفه ایمان همان "بضاعت" جبهه پایداری بود که تقریبا تمام تحلیل ها را بهم ریخت، همان مولفه ی تحلیل خراب کنی که در " سوم تیر" نیز تجلی یافته بود.
... نقل است نقش انگشتر سیدالشهداء امام حسین علیه السلام و امام موسی کاظم علیه السلام "حسبی الله" بود
- براي قتل توهين كنندگان به امام هادي(ع) آماده ايم (اينجا)
احمد توکلی در گفتگو با فارس درخصوص انتقادات پی در پی از دولت و همچنین ماجرایی که شنیده شده رهبری در یک جلسه از شما گلایه داشتند و نقل به مضمون این طور گفتند که حتی اگر در مورد شما کنکاش کنیم یک چیزی درمیآید. در مورد این موارد گفت : این داستانی که شما در آخر اشاره کردید خودم نوشتم و به بعضی ها مانند برخی از اعضای فعلی جبهه پایدار دادم.
در یک جلسهای که آقا عدهای از نمایندگان را به خاطر دو دو کردن به رئیسجمهور صدا زده بود، که همزمان با بحث استیضاح آقای صالحی به خاطر انتصاب ملکزاده هم بود رهبری در آنجا در دو محور مطالبی را فرمودند.
ایشان حمله خیلی تندی به هیئت رئیسه مجلس کردند و گفتند من کاری به شخص رئیس جمهور ندارم. وی شخص دوم کشور است و باید در مجلس با احترام حرفش را بزند.
محور دیگر مطالب ایشان در مورد این بود که ما دو جور برخورد داریم و یک برخورد علاج جویانه و یک برخورد کینه ورزانه و بعد رو به من گفتند که استیضاح آقای صالحی هم حق شما بود و گرچه من با آن مخالف بودم ولی وقتی شما در نهایت به نتیجهای رسیدید چرا استیضاح را پس نگرفتید. و بعد فرمودند که این نوع برخورد نوع دوم است.
رهبر انقلاب حتی کلمه کینه ورزانه را تکرار نکردند و خیلی محترمانه فرمودند نوع دوم است و بعد فرمودند من این آقای احمد توکلی را سی و چند سال است به انقلابی بودن و دیانت میشناسم و به انقلابیگری و دیانت قبول دارم. چرا این کار را کردید؟ از شما انتظار نبود این کار را بکنی که من در پاسخ خدمت ایشان عرض کردم آقا یک وقتی هم به بنده بدهید که ایشان فرمودند همه وقت مال شما و من شروع به صحبت کردم و عرض کردم قبل از اینکه شما وارد جلسه شوید آقای کاظم جلالی گفت که جریان چیست. تشر در کار نباشد. و من هم به آقای جلالی گفتم پدر که همیشه ناز نمیکند و اگر از فرزندش کار ناپسندی ببیند تشر هم میزند. ما تشر آقا را هم قبول داریم
بعد هم به رهبر انقلاب گفتم که ما تشر شما را هم قبول داریم و بعد توضیح دادم که چه تلاشهایی انجام دادم تا کار آقای صالحی به استیضاح نکشد و در مورد تلفنها و تماسهایی که داشتم توضیح دادم. و گفتم خودم را از اینکه وظیفهام را انجام نداده باشم، مبرا میدانم و خیلی محکم از خودم دفاع کردم. بعد که جلسه تمام شد آقا تفقد ویژهای به ما کرد و من سعی کردم دست ایشان را ببوسم که اجازه ندادند و من را بغل کردند و بوسیدند.
-آن تعبیری که گفتیم رهبر انقلاب در مورد شما به کار بردند؟
توکلی: بله فرمودند اگر قرار باشد سخت گیری کنیم؛ در مورد مرکز پژوهشها هم سخت گیری کنیم یعنی هیچ اشکالی ایجاد نمیشود؟
امروز آغاز عملیات الی بیت المقدس . می تونم به جرات بگم اگر توی این عملیات حضور نداشته اید و البته کتاب "همپای صاعقه" رو نخونده باشید تقریبا هیچی از این عملیات نمیدونید.
کتاب همپای صاعقه کتاب فوق العاده ای که خوندنش برای هر ایرانی با هر مذهب و قوم وقومیتی به شدت توصیه می شه. به خصوص اگر بدونید رهبر انقلاب سرتاسر این کتاب را دارای "همان ظرافتهای حیرتانگیزی" دانسته اند "که از مجموع آن، تابلوی پرشکوه و باعظمت عملیاتی چون فتحالمبین و بیتالمقدس پدید آمده و برترینهای هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعهی نمایشگاه بینظیر هنرهای انقلاب اسلامی نشان میدهد."
حضرت آقا این کتاب رو همچنین "یک منبع بسیار غنی و ارزشمند" می دونه که "از آن میتوان دهها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد"... جالبه بدونید مقام معظم رهبری در پایان تقریظ خودشون بر این کتاب نوشته:
"در روز و شبهایی از آبان و آذر 86 صفحه به صفحه و سطر به سطر مطالعه و نیوشیده شد."
واقعا نمی دونم چطور کلمات روکنار هم بذارم تا بتوانم حلاوت این کتاب را توصیف کنم.
یکی از قسمت های فوق العاده این کتاب لحظات شهادت حسن قجه ای فرمانده گردان سلمان فارسی است که در مرحله اول عملیات الی بیت المقدس و در روز 15 اردیبهشت، شهید می شه. و تاثیرگذارترین قسمت روایت "مصاحبه حاج احمد متوسلیان با خبرنگار صدا و سیمای خراسان" و "گریه های این سردار در حرم حضرت رقیه" و "دیدن یک شهید با لباس پاسداری" و "مژده اسارت" و اصلا تمام صفحات و داستان های این کتاب...
حسين بهزاد و علي گلبابايي در يك تلاش مشترك چهارساله این کتاب رو به رشته تحریر درآوردند.این کتاب دربرگيرنده ششماهه آغازين سوابق عملياتي تيپ 27 محمد رسولالله از دي 1360 تا تيرماه 1361 ميباشد.
شادی روح همه شهدا به ویژه شهدای عملیات الی بیت المقدس، صلوات
پ ن : دستخط تقريظ مقام معظم رهبري بر كتاب همپاي صاعقه

می گویند در گذشته ها یه چوپانی بود (احتمالا همان چوپان دروغگو بود) که وقتی شیر گوسفنداش رو می دوشید و می خواست به مردم بفروشه مقداری آب قاطیش می کرد و می داد دست خلق الله .... گذشت و گذشت و گذشت تا اینکه یک روز دفعتا هوا تیر و تار شد و باران سیل آسایی اومد و آب جمع شد و سرایز گشت و گوسفندان این چوپان رو برد. چوپان داد و بیداد راه انداخت و شروع کرد گلایه از خدا که این آب بارون چه آبی بود که چند دقیقه ای تبدیل به سیل شد و تمام گوسفندان رو برد؟ از غیب ندا رسید این همان آبی بود که تو می ریختی توی ظرف شیر و میدادی دست خلق الله. این آبها جمع شد و سیل شد و شد باعث هلاکت گوسفندانت.
***
- تو خبر ها آمده بود که شهرداری تهران قبل از افزایش نرخ طلا از طریق یک شرکت واسطه ای متعلق به بانک شهر چند ده ميليارد تومان طلا و سکه خریداری کرده. ( در برخی منابع خبری سکههای خریداری شده بیش از 20 هزار عدد و حجم شمشهای خریداری شده نیز بیش از 70 کیلوگرم عنوان شده) عده ای معتقدند که بخشی از گرانی سکه و طلا مربوط به احتکار این فلز گران قیمت است. گفته شده شهرداری تهران از این احتکار کلی پول "بی حساب" به دست آورده است که با استفاده از همین پول دفتر و دستکی در مشهد و بم و زاهدان و اهواز و... برای اهداف قابل پیش بینی! راه اندازی کرده.
- باز در خبرها داشتیم که در جریان سیل اخیر با توجه به عدم آمادگی شهرداری برای مقابله با سوانح طبیعی و در نتیجه نفوذ آب در شبکه مترو، به گفته منابع شهرداری مبلغ 21 میلیارد تومان به تاسیاست مترو و اموال بیت المال خسارات وارد شده است(البته منابع دولتی خسارات وارده را چند برابر رقم مذکور عنوان کرده اند). به گفته ظریفی این سیل بیشتر از آنکه تاسیاست مترو رو بشوره ادعاها را شسته.
- با این حال نمی دونم جنس سیل اخیر که تاسیاست مترو و البته ادعاها را با خودش برده مثل جنس همون سیلی بوده که گوسفندان چوپان دروغگو رو غرق کرده؟
جمعي از کاربران فضاي مجازي و شبکه هاي اجتماعي با توجه به ضرورت و اهميت نشر معارف اهل بيت عليهم السلام در فضاي مجازي تصميم گرفتيم که از امکانات اين فضا در راستاي رسالت خود براي جامه عمل پوشاندن به اين هدف مقدس استفاده کنيم.
با توجه به اين هدف به پيشنهاد جمعي از کاربران تصميم گرفتيم که دهه اي را به عنوان "دهه بزرگداشت امام علي النقي (ع) در فضاي مجازي" معرفي کنيم تا در اين دهه تمرکز فعاليت هاي خودمان را بر روي اين هدف بگذاريم.
انتخاب امام علي النقي (ع) براي شروع اين حرکت به اين دليل بود که احساس کرديم در راستاي معرفي ابعاد وجودي اين امام همام از طرف ما کم کاري صورت پذيرفته است و معارف اين امام عزيز آنگونه که بايسته و شايسته است در جامعه و بخصوص در فضاي مجازي بيان نشده است.
اعتقاد ما بر اين بود که اين حرکت بايد حرکتي جامع باشد که طي آن تمام افرادي که به اين هدف معتقد هستند بتوانند در زمينه توان و تخصص خود سهمشان را در عملي شدن اين هدف ادا نمايند. با توجه به اين امر با هماهنگي هايي که با دوستان خود در برخي خبرگزاري ها،سايت هاي خبري و تحليلي، نهادهاي توليد محتوا و افراد توانمند در توليد محتوا داشتيم اين دوستان ضمن استقبال از اين ايده تعهد کردند که به اندازه توان خود در اين دهه محتوا در رابطه با امام دهم توليد نمايند و نيز محتواهاي توليد شده را بازنشر نمايند.
بي ترديد محتواهاي توليد شده در قالب هايي چون حديث، زندگي نامه و روايات، پوستر، کليپ، دلنوشته، عکس و تحليل زندگي امام هادي (ع) و نيز محتواهاي توليد شده به زبان هايي غير از زبان فارسي توسط کاربران فضاي مجازي باز نشر خواهد شد.
انشاالله تصميم داريم که در هئيتي که روز شهادت امام هادي (ع) توسط فعالان مذهبي فضاي مجازي برگزار خواهد شد محتواهاي توليد شده و تجميع شده را در قالب مکتوب يا بصورت نرم افزار ارائه نماييم.
شايان ذکر است سوژه روز "دهه بزرگداشت امام علي النقي (ع) در فضاي مجازي" در شبکه اجتماعي افسران براي تجميع اين محتواها در نظر گرفته شده است.
نمی خواهد غلامی و ندیمی
برقصان پرده ها را با نسیمی
خودت در آسمان ها دست داری
خودت در باد و باران ها سهیمی
نگاهت رام کرده شیرها
تو ای با هرچه در عالم صمیمی
بگو با من حدیثی از غمت را
عطایم کن دلی عبدالعظیمی
گرفتم نان و خرمای غزل را
علی هستی و من بچه یتیمی
...
همیشه در خیالم سیب دارم
که نیمی هادی و مهدی است نیمی
زهرا بشری موحد
قرآن می فرماید : ان الذین قالو ربنا الله ثم استقاموا تنزل الله علیهم الملائکه
ربنا الله ، یعنی اعتراف به عبودیت در مقابل خدا و تسلیم در مقابل او. این چیز خیلی بزرگی است ، اما کافی نیست . وقتی می گوییم ربنا الله ، برای همین لحظه ای که می گوییم ، خیلی خوب است، اما اگر ربنا الله را فراموش کردیم ، ربنا الله امروز ما دیگر برای فردای ما کاری صورت نخواهد داد. لذا می فرماید ثم استقاموا پایداری و استقامت کنند و در این راه باقی بمانند. این است که موجب می شود تتنزل علیهم الملائکه ، والا با یک لحظه و یک برهه خوب بودن فرشتگان خدا بر انسان نازل نمی شوند. نور هدایت و دست کمک الهی به سوی انسان دراز نمی شود و انسان به مرتبه عبادالصالحین نمی رسد و باید راه را ادامه داد و در این راه باقی ماند. ثم استقامو ، اگر می خواهید این استقامت به وجود آید باید به طور دائم مقاومت کنید که این بار مبنای معنویت از سطح لازم پایین نیافتد. فرمایشات مقام معظم رهبری 17/7/81
مقام معظم رهبری در نمازجمعه دو راهکار برای انتخاب چهره اصلح ارائه دادند. " آنچه در انتخابات لازم است، رقابت سالم است؛ رقابتِ بدون تهمتزنى و بدگوئى به يكديگر است. فضاى انتخابات بايد سالم باشد. مردم اگر خودشان نامزدهاى انتخاباتى را ميشناسند، طبق تشخيص خودشان حتماً عمل كنند؛ اگر نميشناسند، از افراد بصير و متدين در گزينشهاى انتخاباتى استفاده كنند."
من یک سئوال دارم از دوستانی که در جبهه متحد اصولگرایان هستند. ملاک انتخاب باهنر، غفوری فرد، عباسپور تهرانی ، کاتوزیان، بادامچیان، احمد توکلی و ... برای حضور در لیست جبهه متحد چیست ؟
یک سئوال دیگر از این دوستان ، آیا می توان به لیستی که افراد حامی فتنه و ساکت فتنه حضور دارند اعتماد کرد؟
و آیا یک تشکلی که بیانیه دروغ می دهد و مدعی می شود یک جزوه دانشجویی با هزینه میلیاردی در سراسر کشور منتشر شده و خسن و خسن دختران معاویه هستند راه می اندازد مورد وثوق و اعتماد هست؟
استدلال برخی دوستان این است که درست است برخی افراد در فتنه و پس از آن اشتباهاتی داشته اند ولی مگر این افراد معصوم هستند، پس می توان با این افراد هم به وحدت رسید ... همه قبول داریم هر انسانی نقصی دارد ولی به نظر دوستان جبهه متحد نمی بایست افرادی که نقص کمتری دارند در لیستشان جای بگیرد؟
اصلا ما ضرب المثل ترحم بر پلنگ تیز دندان رو قبول نداریم ولی چه تضمینی وجود دارد که این افرادی که تنگه احد انقلاب را به هدف گرفتن غنایم رها کردند دوباره به جان این انقلاب نیافتند؟
قابل توجه برخی دوستان!
سعید شریعتی عضو حزب منحله مشارکت در گفتگو با هفته نامه دانشجویان پیرامون انتخابات مجلس نهم نکات جالبی را مطرح کرده.
در بخشی از این گفتگو وی با تصریح بر اینکه "حتما به جریان آیت الله مهدوی کنی رای خواهم داد"، اظهار داشته است:
"اگر از من سعید شریعتی بپرسید که بخواهد در انتخابات شرکت بکند و مهری در شناسنامه اش بخورد و رای سفید هم نخواهم بدهم، حتما به جریان آیت الله مهدوی کنی رای خواهم داد. دلیل هم دارم و دلیلم شاخص دارد. دلیل اولم اصالت و سابقه این جریان است و اینها جزو صحابی هستند و نه جزو تابعین. علی القاعده صحابی بر تابعین اولی هستند."
وی در ادامه گفته: "اگر بخواهیم رای بدهیم به صحابی رای می دهیم؛ بعلاوه مجموعه جبهه متحد اصولگرایان مجموعه تشکیلاتی و سازماندهی یافته با سابقه جریان اصولگرا هستند و از زیر بوته به عمل نیامده اند. حزب و تشکیلات و دبیر و دفتر دارند و مسئولیت جمعی و خرد جمعی دارند. فردا اگر خوب کار کنند پای جمع شان نوشته می شود، کار بد کنند جمعشان پاسخگوست و می شود آنها را بازخواست کرد. پس من صد در صد اینها را به جریان بی ریشه ترجیح می دهم!"
حرف های سعید شریعتی معلوم الحال(!) شبیه سخنان برخی از دوستان ممونه .... حالا چند تا سئوال :چرا اصالت به جبهه متحد داده شده ؟ یعنی چرا باید افراد دست بیعت بدهند به جبهه متحد ؟ چه کسی گفته هر کسی می خواهد وحدت کنه باید ارادت خودش رو به جبهه متحد نشون بده؟ ملاک چیه ؟ کی گفته خط و مشی جبهه متحد، به اصولگرایی نزدیکتره ؟ اگر مسئله اقبال عمومی هم مطرح باشه فکر کنم متوجه شدند که بدنه جریان حزب اللهی به جبهه پایداری تمایل داره. جریان حزب اللهی پدرخوانده نداره ، پدرخوانده هم نمی خواد چند سیر ولایتمداری و بصیرت و شجاعت و آرمانگرایی می خواد که گویا بعضی ها هیچ بویی از اون نبردند.
گروه سیاسی : هر چند آرایش گروه های سیاسی برای شرکت در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی به طور کامل مشخص نشده با این حال گروه های دوم خردادی در تلاش اند به بهانه انتخابات مجلس شورای اسلامی بازگشت دوباره و البته بدون توبه به فضای سیاسی کشور داشته باشند.
سران جریان دوم خرداد که در شکل دهی و سازمان دهی فتنه 88 علیه جمهوری اسلامی ، نقش تاثیر گذاری داشته اند هنوز با گذشته بیش از 2 سال از وقوع فتنه از مردم و نظام عذرخواهی نکردند. هر چند آنان بدون در نظر گرفتن واقعیات سیاسی کشور حاضر به پذیرش خطای خود نیستند ولی به اندازه همین بی تفاوتی پایگاه های اجتماعی خود را از دست داده اند.
به عقیده کارشناسان، اصلاح طلبان با توجه به ریسک بزرگی که در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن کردند، هزینه های بسیاری را متوجه خود ساخته اند که یکی از آن " از دست دادن پایگاه احتماعی شان " بود . در چنین شرایطی گروه های اصلح طلب نمی تواند در یک زور آزمایی سیاسی جریان را به نفع خود رقم بزنند . به این معنا که اگر اصلاح طلبان مشابه انتخابات دوره قبلی مجلس لیستی به نام یاران خاتمی بدهند به مراتب نتیجه ای بدتر از انتخابات سال 86 کسب می کنند. چرا که پیروزی قاطع اصولگریان در در چند انتخابات قبلی به ویژه انتخابات ریاست جمهوری که محفلی برای رصد کنش ها و واکنشهای سیاسی مردم است، نشان داد اکثریت قابل توجهی از مردم به گفتمان اصولگرایی تمایل دارند و از آن حمایت می کنند. پس از انتخابات نیز حوادث فتنه گون سال 88 به شدت سبب ضربه وارد آمدن به بدنه جریان دوم خرداد شد.
شاهد مثال، حضور چند صد هزار نفر از معترضان به نتایج انتخابات در خیابان ها در روزهای اولیه پس از اعلام نتایج بود که با مشاهده برخی رخدادهای سیاسی و اجتماعی اعتماد خود را به این جریان از دست داد. به گونه ای که در جریان وقایع روز قدس سال 88 این جمعیت به چند ده نفر رسید.
"اعتماد از دست رفته به جریان دوم خرداد" و " تداوم تمایل به گفتمان اصولگرایی در بین اکثریت مردم" موجب می شود که گروه های اصلاح طلب به صورت سازماندهی شده و تابلودار تمایلی برای حضور در انتخابات نداشته باشند. چرا که شکست اصلاح طلبان در صورتی که با تابلو وارد انتخابات شده اند به مراتب تلخی و عواقب بیشتری را متوجه آنان خواهد کرد نسبت به زمانی که به صورت جزیره ای، پراکنده و غیر رسمی وارد انتخابات شوند .
خاتمی درباره چگونگی حضور اصلاح طلبان در انتخابات در جمع خبرنگاران گفته است : همانگونه که شورای هماهنگی جبهه اصلاحات گفته اصلاح طلبان "نمی توانند" و "نباید" در انتخابات نامزد و فهرستی داشته باشند.
شورای هماهنگی جبهه اصلاحات سه شنبه هفته گذشته اعلام کرده بود که با وجود تلاشهای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات برای مناسب شدن فضای انتخاباتی، عرصه هر روز تنگتر میشود و در نتیجه این شورا تصمیم گرفته است لیست انتخاباتی ارائه ندهد و از هیچکس حمایت نکند. البته اعلام اینکه شورای هماهنگی اصلاحات در انتخابات نقشی ایفا نمی کند به این معنا نیست که آنان در واقعیت نیز همین رویکرد را داشته باشند.دوم خردادی ها می کوشند با سازماندهی پشت پرده به صورت جزیره ای و تک کاندیدا نمایندگان خود را به مجلس بفرستند. حفظ کرسی های مجلس هشتم که وابسته به این جریان بودند، پیروزی بزرگی برای آنان تلقی می شود.
در چین شرایطی ، نگاه "تحریم به انتخابات" و دیگاه "حضور چراغ خاموش در انتخابات بدون عقب نشینی از مواضع " دو نگاه رایج در بین اصلاح طلبان است . هر چند این دونگاه در ظاهر دارای تناقض هستند ولی یک هدف مشترک را پیگیری می کنندو آن بازگشت بدون هزینه برخی از اصلاح طلبان به نظام است .
طبیعی است که در بین این دو نگاه ، دیدگاه تحریم انتخابات دیدگاه رادیکال به نظر می رسد . شورای هماهنگی را ه سبز امید که پرچم دار این تفکر است در بیانیه شماره سوم خود درباره تحریم انتخابات آورده است : "شورای هماهنگی راه سبز امید با توجه به سپری شدن فرصت لازم برای فراهم آوردن حداقل شرایط لازم یک انتخابات «آزاد و سالم» و با توجه به این حقیقت که نشانهای از توجه حاکمیت به منافع بلندمدت نظام و کشور برای توقف روندهای جاری مشاهده نمیشود، هرگونه امکانی را برای برگزاری یک انتخابات به معنای واقعی آن منتفی میبیند. شورا پس از رایزنیهای گسترده با بخشهای مختلف جنبش سبز، بررسی و اطلاع از مواضع و دیدگاههای احزاب و تشکلهای مستقل منتقد و به ویژه آگاهی از نظرات آقایان کروبی و موسوی، انتخابات مجلس آینده را غیر قانونی و ناعادلانه اعلام می نماید و شرکت در این نمایش انتخاباتی را مغایر با مصالح ملت و کشور میداند."
در واقع بخشی از جریان دوم خرداد در تلاش اند با پیش کشیدن موضوع تحریم انتخابات و رادیکال کردن فضای سیاسی، فشار کاذبی را به نظام وارد آوردند تا فضای سیاسی به سمت نگاه به اصطلاح متعادل یعنی "بازگشت بدون توبه " متمایل شود. محمد خاتمی و شورای هماهنگی اصلاحات نماینده طیف بازگشت بدون توبه را ایفا می کنند. رییس بنیاد باران در حاشیه مراسم ختمی در این باره گفته است : "موضوع تحریم انتخابات نیست، اما برای شرکت در انتخابات بنده دیدگاههای خود را پیش تر بیان کرده ام و انتظار داشتم شرایطی فراهم شود که همه دیدگاه ها بتوانند در انتخابات حضور و مشارکت داشته باشند. وی تاکید کرد: حرف بنده همان است که شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اعلام کرده که اصلاح طلبان نمی توانند و نباید در انتخابات نامزد و فهرستی داشته باشند؛ البته این به معنای تحریم انتخابات نیست. دل بستگان به اصل انقلاب هیچ گاه انتخابات را تحریم نمی کنند."
دوم خردادی ها همچنین در تلاش اند تهدید حذف کامل در جریان انتخابات پیش رو را به فرصتی برای گرفتن جان دوباره تبدیل کنند.
آنان معتقدند که می توان از خاکستر فعلی خود بار دیگر حیات دوباره بگیرند به این شرط که در ابتدا ضدیت افکار عمومی با آنها کمرنگ شود تا در مرحله بعد با ایجاد پایگاههای اجتماعی ، خیز مناسبی برای انتخابات ریاست جمهوری بردارند.
در واقع هر چند اصلاح طلبان می دانند شانسی برای پیروزی در انتخابات مجلس ندارند اما قرار است از این انتخابات به عنوان پلی برای بازگشت به فضای سیاسی کشور استفاده کنند . برای این کار لازم است با زدودن شائبه تحریم انتخابات از سوی بخشی از جریان دوم خرداد، "احترام به ساختارهای سیاسی نظام" به بخشی از افکار عمومی قهر کرده با این جریان القا شود و از سوی دیگر با اعلام موضع در مورد اینکه نباید در انتخابات شرکت کرد البته بدون آنکه به صورت رسمی از تحریم نامی آورده شود ، حمایت تبلیغاتی و رسانه ای اپوزیسیون خارج نشین را با خود همراه کنند . اینگونه پالس هایی از حیات سیاسی خود را به افکار عمومی ارسال می کنند. از سوی دیگر با فرستادن چند نماینده به مجلس و حفظ کرسی های پیشین، بازگشت خود را به نظام اعلام می دارند ، بازگشت بدون توبه ای که نشانه های حیات را به جامعه می فرستد و مقدمه ای میشود برای یارگیری در انتخابات ریاست جمهوری .
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}
تو خبر ها اومده بود که جریان فتنه به عنوان پادوهای ایالات متحده، جنگ روانی علیه کشورمون ، درباره حمله نظامی آمریکا به ایران را شروع کرده است.
البته انتظاری غیر از این از دوم خردادی ها نمی ره .
راستی دست های چدنی آمریکا برای دوم خردادی ها سردـ یا گرم ؟

یه سئوال جدی وجود دارد و اون اینکه کدام یک از قوای سه گانه تو این ده سال که از صدور فرمان هشت ماده ای می گذره یک لایحه یا طرح اصولی برای فساد اقتصادی به تصویب رسوندند.
به مصاحبه آقای دلخوش توجه کنید:
کاظم دلخوش نماینده مردم صومعه سرا در مجلس شوراي اسلامي با بيان اينکه فساد اقتصادي ناشي از کم توجهي به قوانين و مقررات است ، گفت : در مجلس آماده هستيم اگر قوانين و مقررات کشور ما در اين زمينه نارسايي داشته باشد ، اصلاح کنيم.
اما سئوال اساسی اینکه"آمادگی بالقوه مجلس کی بالفعل می رسه؟"
یا اینکه تشخیص نارسایی قوانین در زمینه اقتصادی به عهده کیست ؟
مجلس که در هر زمینه وارد می شود و قضاوت می کند و بعضا با قوانینی که تصویب می کنند وظایف اجرایی را بر عهده می گیرد، چرا در زمینه فساد اقتصادی معطل مانده؟
دستگاه قضا چه قوانینی را برای قطع ید مفسدان به مجلس فرستاده ؟
قوه مجریه چه سهمی در مبارزه با فساد اقتصادی داشته؟
کدام یک از گلوکاه های فساد بسته شده ؟
با فسادهایی که در بعضی از نهادهای خدماتی صورت می گیرد، چه برخوردی شده ؟
رشت الکتریک چه شد؟
یا چند تا سئوال دیگه
داستان پایین آوردن تعرفه های ماشین و جلسه برخی نمایندگان مجلس با وارد کنندگان خودرو یادتان هست؟
بهارستان جاسبی یادتان هست ؟
اتفاقات حول طرح نظارت بر نمایندگان چه؟
سفارش مشایی برای واگذاری فولاد خوزستان ؟
36 زونکن پرونده مهدی هاشمی که اتفاقا چندتای اون بر می گرده به موضوع فساد اقتصادی ؟
راستی مگر فساد مشروع و فساد نامشروع داریم؟
" دستي كه مي خواهد با ناپاكي دربيفتد بايد خود پاك باشد و كساني كه مي خواهند در راه اصلاح عمل كنند بايد خود برخوردار از صلاح باشند"
دستان ناپاک معلوم نیست در کدام آستین هستند؟
بی انصافی است اگر نگوییم هستند کسانی که در عین پاکدستی عزم جدی در برخورد با مفاسد دارند مسئولینی که هم اکنون در حال رسیدگی به این پرونده هستند و به سرعت مقدمات کار رو پیش می برند از نمونه همین افراد پاکدست هستند ولی به کسانی که دستان ناپاک دارند در هر ساختار و الگوریتمی و چند بعلاوه چندی که می گنجند، رای نمی دهم...
پ ن:
* پراکندگی سئوالات را بگذارید به حساب مشوش بودن ذهن بنده و بی شمار بودن سئوالات بی جواب