اميرحسين ثابتي يا جيمز باند ؟!

يه چند وقتي بود كه نبودم. از لطف دوستان آشوب طلب، دانشگاه همون اوايل تيرماه و پيش از برگزاري امتحانات ترم بهاره رنگ تعطيلي به خود گرفت و امتحانات افتاد به اواسط شهريور ماه.بنده هم در اين غيبت چند روزه سرم تو جزوه و كتاب بود و طبيعتا نمي دوستم زياد به وبلاگم برسم.

خب‏، بگذريم ... همه دوستان مي دونن كه تو اين فاصله تير تا شهريور چه اتفاقاتي افتاد.

بزن بكش بگير ببند ها كن هو كن دنيا رو زير رو كن و ... فكر كنم بهترين جمله براي توصيف اعمال و رفتار آشوب طلبان در اين مدت دو ماهه باشه .

 اما گذشته از تمامي اين اتفافات تلخي كه از سوي اشوب طلبان شك گرفت، اتفاقات شيرين و جالبي هم رقم خورد كه يكي از اين اتفاقهاي جالب مدت ها فكر من رو به خودش مشغول كرده و هر وقت كه ذهنم به طرف اين قضيه مي ره كلي تو دل و بعضا بر زبان خنده اي مي رانم و زندگيم رو در ادامه روز با شادي بيشتري ادامه مي دم.

اون اتفاق چيه ؟

فكر كنم اكثر دوستاني كه دارن اين مطلب رو مي خونن نگاهي به سايت ضدكودتا‏، گرداب سبز و ده ها وبلاگ و سايت ديگه با مضمون مشابه انداخته باشند .

در اين وبلاگ و سايت ها‏ي يه شكل، نويسنده كوشيده نيروهاي اصلي كه به قول خودش در ”كودتا“ عليه مردم حضور داشته اند رو شناسايي كنه. نگاه به ليست اين افراد خيلي باحاله . بدون شوخي  اگر هم تا حالا نديديد بريد ببينيد و خودتون قضاوت كنيد كه مخالفان جمهوري اسلامي از حمقا هستند يا نه ؟

يكي از كساني كه در اين وبلاگ به عنوان يكي از اصلي ترين نيروها و در بعضي مواقع اصلي ترين نيروي كودتا معرفي مي شه اميرحسين ثابتي خودمونه.

بر اساس اخباري كه در اين سايت ها و وبلاگ ها اومده اميرحسين ثابتي يك شكنجه گر ،‌ خبرنگار فاشيستي ، پادو نيروهاي اطلاعاتي ،‌ از افرادي كه در كهريزك ديده شده ، در برنامه ريزي واقعه كوي دانشگاه نقش محوري داشته ، عضو اطلاعات سپاه ، عضو فعال قرارگاه ثارالله ، عضو سازمان اطلاعات ،‌ عضو اطلاعات ناجا، بازجو بند 209 اوين ،‌ بازجوي سعيد حجاريان كه عامل اصلي اعترافات او بوده است ، قاتل ندا آقاسلطان ‏، قاتل ترانه موسوي و...

اگر من اميرحسين رو نمي شناختم با توجه به تعريفي كه اينها از اون ارائه كرده اند مي گفتم اميرحسين آدمي در حد جيمز باند بايد باشه . براي همين فكر مي كردم منظور اينها از اميرحسين ثابتي يه اميرحسين ثابتي ديگه است. البته اين ذهنيت من زياد دوام نياورد وقتي كه عكس هايي رو كه براي شناساييش گذاشتند ديدم در همون لحظه اول از حماقت اونها براي چند ثانيه تعجب كردم البته بعدش به مدت چند دقيقه از ته دل خنديدم.

 

ثابتي يا باند؟


اتفاقا موقع امتحانها اميرحسين رو ديدم و با همان خنده اي كه از ديدن عكس هاش به لبان نقش بسته بود به سراغش رفتم. نه تنها من بلكه دوستاني كه سرشون كمي بيشتر از بقيه تو اينترنت بود وقتي اميرحسين رو مي ديدن با خنده مي رفتن سراغشو چند دقيقه اي با هاش شوخي مي كردند. در مدت امتحانها هر چند بر اساس يك سنت قديمي يك ساعت پيش از امتحان با چند تن از رفقا مي شنيم و درس رو مرور مي كنيم ولي امسال بيشتر اين وقت صرف يادآوري القاب و اعمالي شد كه اون سايت ها به اميرحسين نسبت داده بودند كه جدا خنده بسياري به بار آورد.

اتفاقا همين دو سه روز پيش اميرحسين با لحن خاصش در تعرف داستان هاي طنز مي گفت : داشتم تو اينترنت مي چرخيدم كه نگاهم خورد به اين مطلب كه قاتل ندا آقا سلطان شناسايي شد كليك كنيد وقتي كليك كردم و صحفه باز شد عكس خودم رو ديدم و ...

در كل اين موضوع و حواشي خنده دار اون باعث شد بسياري از بچه هاي دانشگاه و دانشكده كه در حد يه سلام و عليك بسيار جزيي با اميرحسين رابطه داشتند ‏، دوستي هاشون با اون بيشتر بشه.

دست عدو هم درد نكنه كه يه خيري به بسيج رساند و در ابتداي سال تحصيلي كه حفظ ارتباط با اعضاي پيشين و ارتباط گيري با ورودي هاي جديد بسيار توان فرسا و سخته كمكي به مجموعه كرد و ناخواسته به تعميق ارتباط دانشجوها با بسيج كمك نمود.

با ابن حال به نظر من  فعاليت خستگي ناپذير اميرحسين تو بسيج دانشكده و دانشگاه ‏‏،‌ نوشته هاي زيبايش تو دست نوشته ها و تحليل هاي موشكافانه اش تو رجا باعث شده تا بغضش تو دله دشمنان نظام بيافته و اونها را اين طوربه عارضه ي پرت و پلا گويي دچار كنه.

براش آرزوي موفقيت مي كنم و مي دونم اين جنگ رواني كه عليه اميرحسين راه انداختند قدم هاش رو در راهي كه داره به درستي طي مي كنه مستحكم تر مي كنه.

وقتي پسر مفسر قرآن فرق ميان قسمت كننده و در هم شكننده را نمي دونه!

جالبه ! حاج آقاي هاشمي رفسنجاني خود چنان مسلط  به قرآن و صرف و نحو عربي !! است كه در مدت زمان كوتاهي در زندان رژيم پهلوي !! بدون دستيابي به منابع تفسير و لغت‏ و ...‏ !! ، ‏ كلام الله مجيد را در 20 جلد !! تفسير و بعدها ( پس از گذشت ده ها سال ) !! آن را چاپ مي كنند اما فرزند برومندشان مهدي هاشمي فرق ميان قاسم ( به معناي تقسیم كننده ) و قاصم ( به معناي در هم شكننده ) را نمي داند.!!!

 به عنوان بسم الله القاسم !!! الجبارين در نامه مهدی هاشمی خطاب به رییس سازمان صدا و سیما توجه كنيد .

 

بسم الله ...

 

نمي دونم الان بايد شعر معروف و كليشه اي سعدي را بخونم كه پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد ....  يا اين اشتباه و دستپاچگي  رو با توجه به اظهارات مستندي كه در دادگاه عليه مهدي هاشمي پخش شد طبيعي بدونم.

پ. ن

*** در فکسی که نامه مهدی هاشمی با سربرگ دانشگاه آزاد برای روزنامه وطن امروز ارسال شده عبارت بسم الله قاسم الجبارین ذکر شده نه قاصم الجبارین این بدین معناست که سایتهای خبری به  اشتباه این عبارت را درج نکرده اند بلکه خود آقای مهدی و دوستانش در دانشگاه آزاد این گونه نگاشته اند.خوب به نظر من طبیعیه آقا مهدی ! دوست نداره جبارین و ظالمین و مستکبرین در هم بشکنند که اگر این اتفاق بیافته ...

 

*** ببخشید مقداری علامت تعجب ها در این پست زیاد شد.