جدیدترین افتضاح در سریال « دروغ بزرگ»

گويا سريال افتضاحات رسانه‌هاي حامي موسوي در راستاي ايجاد فضاي متشنج و نيز مظلوم‌نمايي و دروغ‌پردازي پاياني ندارد. پس از ماجراي شايعه مرگ محسن ايماني، دانشجوي تهراني و انتشار اين خبر از سوي حاميان موسوي كه وي در جريان آشوب‌هاي اخير كشته شده و جسد او مخفيانه در بهشت‌زهرا به خاك سپرده شده و پس از آنكه محسن ايماني چند روز بعد بر صفحه تلويزيون ظاهر شد و همه شايعات را تكذيب كرد؛ هر روز اخبار جديدي از اثبات دروغ‌پردازي‌هاي حاميان موسوي در اغراق اخبار و انتشار شايعات منتشر مي‌شود و اما جديدترين اين دروغ‌پردازي‌ها كه به مثابه يك افتضاح بزرگ براي رسانه‌هاي حامي موسوي است:«پنجشنبه گذشته علیرضا همراه با پدرش برای شرکت در چهلم شهدای سرکوب اخیر به بهشت‌زهرا رفته بودند. در هنگام بازگشت لحظه‌ای دست علیرضا از دست پدرش جدا می‌شود، در این هنگام دست او از زندگی کوتاه می‌شود. علیرضا بر اثر اصابت ضربه ‌باتوم که به سرش خورد دچار خونریزی مغزی شد و به شهادت رسید. علیرضا فقط 12 سال سن داشت. خانواده علیرضا بعد از 4 روز بالاخره دیروز توانستند جنازه او را از پزشک قانونی تحویل بگیرند». این خبر یکی از رسانه‌های وابسته به حاميان موسوي است که خبرهای مربوط به تجمعات و درگیری‌های اخیر را پوشش می‌دهد و به همراه دیگر سایت‌های از این قبیل نقش محوری در زنده نگه داشتن روند تخریب و تعرض را بر‌عهده دارد. این سایت خبری پس از آنکه خبر فوت علیرضا توسلی را به عنوان یکی از کشته‌شدگان وقایع اخیر منتشر می‌سازد به نقل از یکی از حاضران در این مراسم آورد: «من خودم دیدم که مأموران نیروی انتظامی و بسیج با باتوم ضربه می‌زدند به سر و صورت این بزرگ مرد وطن ولی چون در حال فرار از دست بسیجی‌ها و... بودم، نتوانستم تصویری بگیرم».نحوه فوت علیرضا توسلی البته به قرائت «مدعیان راه‌اندازی موج سبز» آن‌قدرجالب توجه بود که به سرعت روی شبکه‌های اجتماعی فیس بوک و تویتر قرار می‌گیرد و در حالی که صحت و سقم این خبر از سوی هیچ نهاد رسمی تایید نشده بود به صفحات روزنامه مهدی کروبی راه می‌یابد. ویکی پدیا (دانشنامه آزاد) درباره علیرضا توسلی اینگونه می‌نویسد:‌ ارگان مهدی کروبی، در گزارشی اعلام کرد، پیگیری مرگ یک کودک ۱۲ ساله که گفته می‌شود در مراسم چهلم ندا آقاسلطان در بهشت زهرا کشته شده در دستور کار کمیته حقیقت‌یاب مجلس قرار گرفته‌است.نویسنده این روزنامه در ادامه داستان خود که محور آن «فوت علیرضا به دلیل اصابت باتوم» بوده است را با استناد به یک سایت وابسته به آشوب طلبان می‌آورد: یک شاهد عینی نیزگفته بود که «صدها» جنازه را در سردخانه‌ای در جنوب غربی تهران دیده است! بی بی سی، صدای آمریکا، رادیو فردا و... نیز با استناد به گزارش این روزنامه صبح ایران خبر فوت علیرضا را به موضوع اول روز خود تبدیل کردند و بر این اساس بارها از خشونت نیروی انتظامی ایران سخن گفتند. هرچند گزارش‌های متعددی از فوت علیرضا توسلی با قرائن فوق در رسانه‌های خبری داخلی و خارجی منتشر شد اما پدر این کودک 12 ساله ضمن تکذیب همه این اخبار و گزارش‌ها و تحلیل‌هایی که بر پایه آن ارائه شده بود، مرگ علیرضا توسلی را این گونه روایت کرد: روز هفتم تیر ماه بود که علیرضا به همراه مادرش برای آوردن آب تصفیه شده به خیابان رفتند که در هنگام برگشت از جایگاه برداشت آب، متوجه می‌شود کارت شارژ آب را جا گذاشته، به سرعت به جایگاه برگشته و کارت را بر می‌دارد، در این میان در راه بازگشت و گذشتن از خیابان با یک خودروی مزدا وانت که با سرعت زیاد در حال گذر از خیابان بوده برخورد کرده و در جا بی‌هوش می‌شود. وی اظهار داشت: علیرضا سریعا توسط راننده وانت به بیمارستان ساوه منتقل شده که پس از گذشت چند ساعت در ساعت 2 بعداز‌ظهر به بیمارستانی در تهران منتقل شد. توسلی با بیان اینکه در بیمارستان اعلام شد کودک ما دچار مرگ مغزی شده است، یادآور شد: در ساعت 3:30 بامداد 8 تیر علیرضا بر اثر مرگ مغزی از دنیا رفت و ما جسد وی را در همان تاریخ 8 تیر تحویل گرفته و دفن کردیم. وی با بیان اینکه 16/5/88 مراسم چهلم فرزند ما برگزار شده است، خاطر نشان کرد: اخبار منتشر شده از مرگ علیرضا مبنی بر اصابت باتوم بر سر وی تماما کذب بوده و زمانی که 30 روز از مرگ فرزند ما گذشته اعلام شده که این کودک در درگیری‌های بهشت زهرا دچار ضربه مغزی شده است که تمام این اخبار را تکذیب می‌کنم. وی اظهار داشت: دشمنان نظام با توجه به مظلومیت چهره این کودک می‌خواهند از احساسات مردم سوء‌استفاده كرده و نظام جمهوری اسلامی را زیر سوال ببرند. توسلی تصریح کرد: هموطنان مسلمان ما آن قدر آگاه و بیدار هستند که با این قبیل بازی‌ها و اخبار فریب نخورند. «پروژه شهیدسازی» در حالی همچنان در دستور کار سران آشوب قرار دارد که آنان هنوز از شوک برگزاری اولین و دومین جلسه دادگاه متهمان وقایع اخیر در نیامده اند و با صدور بیانیه‌های عجیب به زیست سیاسی خود ادامه می‌دهند، این در حالی است که بسیاری از فعالان سیاسی و مردم از مقامات قضایی خواسته‌اند با محاکمه سران اصلی آشوب، حقوق از دست رفته‌‌ آسیب دیدگان مادی و معنوی را احقاق کنند.

 

قابل توجه غایبین!!

کلامی از جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان ( قابل توجه غایبین!!)

حاج احمد متوسلیان

... اصولا" مبنای تبعیت پذیری چیست؟

مبنا، «امر ولایت» است. یعنی اگر کسی این امر را رعایت نکند؛ خارج از موازین «ولایت فقیه» قرار می گیرد و در نتیجه ،

چنین فردی از حیث اعتقادی ، کافر است.

توجه می فرمایید؟!


* برای سلامتیش صلوات!

 

سلام بر مهدی (عج)

سلام بر مهدی (عج)

السلام علی المهدی ، الذی یملآ الارض قسطا و عدلا ...

سرنوشت شوم در انتظار بت بزرگ

در جنگ هاي زمان قديم  وقتي دو سپاه مقابله هم قرار مي گرفتن در ابتدا نزدیک ترین و شجاع ترین فرمانده به رهبر هر دو سپاه تن به تن همديگر رو به جنگ دعوت مي كردند و با هم مي جنگيدند.

طبيعي است كه اون لحظات براي سربازان هر دو سپاه سخت و دلهره آور باشه. بالاخره فرمانده ارشد سپاه در حال جنگ و طبيعتا برد و باخت اون در روحيه سربازها ، سازماندهي نيروها و در نهايت در نتيجه جنگ اثر داره.

وقتي كه يكي از فرماندهان پيروز جنگ مي شه و آن يكي فرمانده از روي اسب به زمين سقوط مي كنه سپاه فرمانده پيروز هلهله مي كنن و به شادماني مي پردازن و پس از اون با جسارت بيشتري به خيمه فرماندهي حمله مي كنن.

***

خوشحالي رسانه هاي بيگانه و اصلاح طلب و بعضي از سايت ها از ماجراي رحيم مشايي ، بي شباهت به هلهله ي سربازان سپاه پيروز نيست.

خوشحالي از اين بابت كه دستان احمدي نژاد در گرفتن سلاح ولايت پذيري سست شده است و او در اندك زماني با از دست دادن حاميان بي شمارش سقوط خواهد كرد و به اين ترتيب آنان به  راحتي ميتوانند به خيمه رهبري حمله كنند.

در اين بين هم از نظر آنان ايستادگي و حضور سربازهاي عادي مسلما مانع سخت تري از حضور فرماندهي شجاع و دلير و كاربلدی چون احمدی نژاد تلقي نمي شود.

به علاوه ، برخي ديگر از درون همان سپاه نيز كه خود را در قامت فرمانده سپاه مي ديدند هر چند كه ظاهرا نارحت به نظر مي رسند ولي در ته دل خوشحال اند. خوشحال از اينكه آن فرمانده در آستانه شکست قرار دارد. همان فرمانده كه همواره مقابله زياده خواهي آنان ايستاده بود و به اندازه حقشان با آنان برخورد مي كرد هر چند كه آنان توقع بيشتري داشتند. همان فرمانده كه به گمانشان فن و آداب جنگ را بلد نبود. همان فرمانده كه سلاحش با سلاح آنان تفاوت داشت و همين هم آنان را مي ترساند. آنان می دانستند فرمانده هر وقت سپاه دشمن را شكست دهد با همان شمشير به جان آنان خواهد افتاد و ... و همین آزارشان می داد. اما آنان فقط گمان كردند كه آن فرمانده  به زير افتاد .

هر چند در ته دل خوشحال اند اما در ظاهر ناراحت اند. ناراحت بدين خاطر كه نشان دهند از كنار زده شدن يك يار رهبري  سپاه غمگین اند.اما صداي قهقه مستانه شان چه آشکارا به گوش مي رسد . قصد توهین به کسی را ندارم کمی واکاوایی و سنجیدن برخی افراد با معیارهای مطرح شده از سوی رهبری مصادیق را روشن می کند.

...بگذریم ، چه گمان باطلي دارند.

هر چند كه احمدي نژاد بارها ولايت پذيري خود را در قامت یک رییس جمهور نشان داده و در شرایط فعلی نيز فرسنگ ها از برخي مدعيان این امر پيش است ولی بايد اين تصوير بد به وجود آمده را ترميم كند . هر چند كه نمي توان از خطاي احمدي نژاد چشم پوشي كرد و وي بايد در اين باره بازخواست شود اما او مسلما سقوط نکرده است و هنوز دلیرترین یار رهبری است. او بايد قبل از آنكه توسط دشمنان درون سپاه و برون سپاه  كنار زده شود سلاح خود را محكم تر در دست بگيرد و هدفی را که دارد به اتمام رساند و دشمنان فرمانده خود را به زير بكشد.

آقاي دكتر! بايد  قدرت بازوان خود را در به دست گرفتن سلاح ولايت پذيري بار دیگر نشان دهيد تا دشمن را به لرزه بیاندازی که بیش از این نیز بارها این کار را کرده ای.

آقای دکتر! ما پشت سر شما هستیم برای شکستن بت بزرگ.سلاحت را بار دیگر  بالا ببر. بالاتر و بالاتر و با توکل بر خدا بر سر دشمنان فرماندهت فرود بیاور.

و آقای دکتر! فرمانده من و شما چه حکیمانه فرمودند : موضوع دو سه روز اخیر نباید موجب دامن زدن به اختلافات شود.

پ . ن

بار دیگه تاکید می کنم که نمی توان از موضوع مشایی به راحتی گذشت و نباید هم گذشت ولی مسلما باید کمی سنجیده تر با این موضوع برخورد کرد . ان شاالله در آینده نزدیک بیشتر توضیح می دم