رییس کشور دلها

چند روز پيش با يكي ار كارمندان سفارت ايران تو مراكش آشنا شدم. علي آقا يكي از دوستان آقا محسن بود كه اقا محسن رفيق مشترك من و علي اقا است . علي آقا  6 سال در مراکش وظیفشو انجام داد و در نهايت چند هفته پيش، پس از قطع روابط ديپلماتيك كشورمون با مراكش به ايران بازگشت.

در حين  خوش و بش هاي معموله بين من و آقا محسن و علي آقا بحث انتخابات و به تبع اون ميزان محبوبيت احمدي نژاد در كشورمون به ميان آمد. آقا محسن از علاقه مردم شهر و روستا به احمدي نژاد گفت و علت هاي مختلفي هم براي اين ميزان محبوبيت ذكر مي كرد. كار با خلاص ‏، تلاش براي اصلاح ساختارهاي نامناسب كشور ، عدم باج دهي به اين و آن و ايستادگي در برابر مستكبران داخلي و خارجي ... كه همگي آنها قرايت هايي از آرمان انقلاب اسلامي اند از جمله دلايل آقا محسن در چرايي علت محبوبيت احمدي نژاد بود. آقا محسن در ادامه صحبت هاش گفت: همان گونه كه مردم بنابر فطرتشون به شعارها و آرمان هاي انقلاب متمايل شدند و از آن حمايت كردند پس از گذشت تقريبا سه دهه از انقلاب اسلامي وقتي يك شخص ديگري دوباره اين شعارهاي فطري رو مطرح كرد و براي عملي شدن انها شب و روز نمي شناسه و بدون خستگي داره كار مي كنه مسلمه كه  ازش حمايت مي كنند. حال تو اين بين افرادي هم بيان و خواسته هاي ديگر و اهداف غير الهي شون را بخوان زيركانه با رنگ و لعاب همان آرمان ها مطرح كنند ولي نمي دونم چه رمز و رازي است كه مردم تفاوت ميان ظاهر سازي و صداقت را حتي در پيچيده ترين شكلش به خوبي تشخيص ميدن.

تو همين اثنا بود كه علي آقا هم واردبحث شد. دوست مراكش ديدمون گفت :" حرفت واقعا درسته اگر فطرت انساني بيدار بشه سمت و سو گيري مردم هم تو مسير درستي قرار مي گيره."

علي آقا صحبتشو با يك خاطره ادامه داد : تو مراكش بسياري از مردم به خصوص مردمي كه از طبقات متوسط و پايينتر جامعه بودن علاقه عجيبي به آقاي احمدي نژاد داشتند اين علاقه به ميزاني بود كه اخبار ايران رو روزانه پيگيري مي كردند و همين امر موجب می شد كه ما براي استفاده از ظرفيت هاي به وجود آمده فعاليتها مون رو به تناسب همون ظرفيت ها افزايش بديم و درواقع چند برابر توان بگذاریم."

محبوبیت احمدی نژاد

علی آقا همچنین اظهار داشت !! : يك روز به مناسبت روز فرهنگي ايران در مراكش، سفارت كشورمون مراسمي  رو ترتيب داد و وزير امور خارجه مراكش هم به عنوان يكي از سخنرانان دعوت كرد . اتفاقا اغلب شركت كنندگان اين مراسم رو اهالي مراكش تشكيل داده بودند. يادمه وقتي وزير امرو خارجه مراكش رفت پشت تريبون و صحبت هاش رو شروع كرد در همون ابتدا در جمله اي نام دكتر احدي نژاد رو برد كه تمام سالن با شنيدن نام رييس جمهور ايران كف زدند و عده اي هم تكبير مي گفتند ( مثل صلوات و دست زدن تو امانی که تو مراسم هاي بسيج دانشجويي براي تشويق مدعوين به كار برده مي شه!! ) شدت تشويق به گونه اي بود كه شگفتي رو در چهره وزير امور خارجه مراكش مي شد ديد . ويزر مراكشی پس از چند ثانيه مكث صحبت ها شو ادامه مي ده پس از چند دقيقه نام پادشاه مراكش رو در يكي از جملات مياره . وزير كه به مثل ما منتظر بود حاضرين مراكشي با شنيدن نام پادشاه كشورشون جناب پادشاه رو همانند احمدي نژاد تشويق كنند دوباره چند ثانيه اي سكوت مي كنه و اتفاقا مردم هم سكوت مي كنن و چيزي نمي گن .

علي آقا ادامه داد كه "واقعا وزير و اطرافيانش خشمگين به نظر مي رسیدند و گويي تازه متوجه قدرت ايران در كشورشون شدن .  تو همون مراسم به يكي از كارمنداي سفارت گفتم كه با این اوضاع كارمون اينجا تمومه، همين روزهاست كه بايد برگرديم تهران."

 البته وقتي صحبت هاي آقا علي به اينجا رسيد گفتم كه اي كاش به مراكشي ها مي گفتي امامون مي گفت ما بر دلهاي مردم حكومت مي كنيم .

والسلام 

كروبي ، انتخابات و بلايي كه بر سرش آوردند

يادمه زماني كه زمزمه هايي از حضور كرباسچي در تيم انتخاباتي مهدي كروبي شنيده مي شد برخي از دوستان همفكرم همراهي دبيركل حزب كارگزاران با كروبي را شگفت انگيز مي خوانند و با توجه به اينكه عطريانفر و كرباسچي جز يك  باند و خط بودند و هستند از تغيير ديدگاه دبير كل حزب كارگزاران نسبت به مسايل سياسي سخن مي گفتند در همان ايام بود كه كرباسچي در مصاحبه اي با روزنامه اعتماد كلي به سيد مظلوم !! بد و بيراهگفت كه سيدا تو نه از سياست مدرن چيزي مي فهمي و نه مدير توانمندي هستي تو كسي هستي كه با فال اين و آن تصميم به حضور مي گيري و با مردم تحقير اميز برخورد مي كني .(+) شهردار سابقه دار تهران به گونه اي صحبت كرد كه برخي از جوانان طرفدار خاتمي  با انتقاد شديد از كرباسچي او را به تغيير ديگاه و غرق كردن كشتي اصلاحات متهم مي كردند .(+)

كنار اين تحولات زمزمه هايي مبني بر حضور ميرحسين در انتخابات شنيده مي شد كه كسي به آن توجه نمي كرد.

با اين حال در همان زمان روزنامه وطن امروز  مطلبي را با عنوان ” اسب تروي هاشمي در اردوگاه كروبي “ در تحليل رفتار انتخاباتي كرباسچي در صفحه 2 خودش منشر كرد. لب كلام اين بود كه : غلامحسين كرباسچي به اين دليل وارد اردوگاه انتخاباتي كروبي شده كه پس از مشخص شدن خط هاي سياسي اين جريان در هفته هاي آخر مانده به انتخابات كروبي را به نفع گزينه هاشمي از صحنه رقابت بيرون بياندازد.

در همان مطلب كه ماه ها قبل از انتخاب كرباسچي به عنوان همه كاره ستاد انتخاباتي كروبي نوشته شده بود ‏،‌ با توجه به اين تحليل‏ آورده شده بود كه،غلامحسين كرباسچي تنها با شرط رياست ستاد انتخاباتي مهدي كروبي ( كه تاثيرگذار ترين سمت در يك تيم انتخاباتي محسوب مي شود )  وارد تيم انتخاباتي حزب اعتماد ملي مي شود .

همين اتفاق هم افتاد كرباسچي ماه ها بعد در يك كنفرانس خبري در حالي كه دست در دست مهدي كروبي داشت با اختيار تام پستي بالاتر از رياست ستاد انتخاباتي را گرفت و براي آنكه ارادت بيش از بيش خود را به كروبي نشان دهد در مقابل چشم ده ها خبرنگار حتي از واكس زدن كفش دبيركل حزب اعتماد ملي در صورت نياز سخن گفت.

اين گونه سخن گفتن كرباسچي براي كروبي شعف آور بود . البته رفتار مهدي كروبي با توجه به شخصيتي كه دارد طبيعي مي نمود . او كه پيش از اين تنها از حمايت حزب خود بهره مند بود زماني كه مي ديد كرباسچي چند چهره مطرح جريان اصلاحات مانند رهامي و جمليه كديور و مهاجراني و باقي و ... را زير پرچم حزب اعتماد ملي آورده و حتي با اين اوصاف به گونه اي سخن مي گويد كه اعضاي حزبش اين گونه سخن نمي گويند مهر كرباسچي را به دل نشاند.

البته كرباسچي هم از اين اعتماد تمام بهره را برد قبل از آنكه به صورت رسمي همه كاره حزب اعتماد ملي شود محمد قوچاني (روزنامه نگاري كه بيشترين نزديكي را با خود و تفكرات حزب كارگزاران داشت) به عنوان سردبير حزب اعتماد ملي برگزيد گفته مي شود قوچاني هم پس از كلي ناز و اشوه و دريافت چك 50 ميليون توماني با امضاي كروبي راهي ساختمان روزنامه شد تا تفكرات كرباسچي را از تريبون روزنامه حزب اعتماد ملي مكتوب كند و در اختيار جامعه سياسي ايران و مردم قرار دهد.

 در اين مدت شرايط همانگونه اي كه هاشمي و كرباسچي پيش بيني مي كردند رقم مي خورد .( تحولاتي كه در ذيل مي ايد بعضا  داراي حركت و فرآيندي مشهود و برخي نيز پنهاني بوده اند)

مقدمه اول ) خاتمي آمد

مقدمه دوم )ميرحسين آمد.

مقدمه سوم ) خاتمي كنار رفت

مقدمه چهارم ) ميرحسين در انتخابات ماند.

مقدمه پنجم ) خاتمي از ميرحسين حمايت كرد .

نتيجه ) علي رغم ناراحتي شديد حاميان خاتمي از ميرحسين آنان به سمت ميرحسين رفتند

مقدمه اول ( پنهاني )  ميرحسين به ديدار هاشمي رفت و درخواست حمايت كرد . هاشمي هم از وي حمايت كرد.(+)

 مقدمه دوم) ميرحسن مشاورت خاتمي و هاشمي را براي خود افتخار آميز خواند

مقدمه سوم) موسوي بجنوردي ‏، امام جماراني ‏،‌رحماني درچه اي ابطحي رضوي يزدي و برخي ديگر  از اعضاي مجمع از كروبي حمايت كردند

مقدمه چهارم ) ابطحي عضو شوراي مركزي مجمع و از نزديكان خاتمي مشاور فرهنگي كروبي شد. ( برخي حضور ابطحي را مشكوك خواندند)

مقدمه پنجم) نجفي از نزديكان هاشمي و خاتمي هم معاونت طرح و برنامه ستاد را بر عهده گرفت

مقدمه ششم ) در اين مدت نزديكان خاتمي مشغول در ستاد كروبي در گفتگوهاي خود به صورت بي سابقه اي از كروبي حمايت مي كردند

نتيجه ) نزديكان خاتمي و يا بهتر هاشمي تمامي پست هاي مهم ستاد كروبي و حتي روزنامه وي را اشغال كردند

 اينجا آغاز مشكلات كروبي بود. علي رغم حمايت هاي مجمع روحانيون از كروبي و حضور برخي از اعضاي آنان در تيم انتخاباتي وي  آنان با اكثريت قاطع ميرحسين را به عنوان نامزد انتخاباتي خود انتخاب كردند.(+) حزب كارگزاران علي رغم حضور اعضاي كليدي آن در ستاد كروبي ، ميرحسين را به عنوان نامزد خود انتخاب كرد. ( اين انتخاب پس از تاكيد ميرحسين به حمايت علني هاشمي از خود و پس از ديدار هاشمي با شوراي مركزي حزب كارگزاران به وقوع پيوست ) 

در نهايت مرحله پاياني بازي شروع شد . كرباسچي روند متمايل شدن به ميرحسين را اغاز كرد (+). روزنامه اعتماد ملي تبليغات خود را به نفع ميرحسين وارد مرحله جديد و تاثيرگذارتري كرد (+).

و اينگونه تمامي مقدمات براي پياده شدن ايده هاشمي كه وطن امروز خبر آن را ماه ها پيش داده بود فراهم شد.

نتيجه نهايي ) در روزهاي آينده كرباسچي به همراه روزنامه اعتماد ملي و ديگر اعضاي ستاد انتخاباتي كروبي كه از دوستان نزديكش هستند كروبي را براي كناره گيري از انتخابات با وعده چندوزارت خانه تشويق مي كنند.


پ . ن

ـ اين مقاله مي توانست چند صفحه ديگر ادامه داشته باشد كه با توجه به حوصله خوانندگان به همين حد اكتفا شد به خصوص آنكه به بازي موازي هاشمي در جريان اصولگرا كه در قالب طرح وحدت ملي پي ريزي شده بود توجهي نشد. همچنين نگارنده مي توانست كدهاي بيشتري از رفتار برنامه ريزي شده هاشمي ، كرباسچي ، روزنامه اعتماد ملي و  نقش عطريانفر در اين برنامه استفاده كند .

ـ از تحليل رفتار كروبي در جواب به اين وقايع خودداري شد.

- طبيعي است كه بر اثر كم گويي ، نگارنده نتوانسته باشد منظور خود را به خوبي منتقل كند كه در اين صورت با ارسال نظرات درباره هر بند توضيحات اضافه به فرد نظردهنده ارائه خواهد شد

انرژي هسته اي و آنچه بر سرش آمد

پرونده هسته ای ایران را می توان چکیده رویارویی ايران با غرب و کانون اصلی و مساله شماره یک در پرونده های بین المللی در ظرف ۶ سال گذشته دانست. رقابت شطرنج گونه این دو جبهه تا به حال فراز و نشیب های زیادی داشته است که تغییر نگاه به پرونده هسته ای از سوی بازیگردانان ایرانی در سال 84 را می توان مهم ترین آن نام نهاد.

 در ابتدای این بازی شرایط به گونه ای بود که غرب با کم ترین و بی ارزش ترین مهره های خود به تدریج در راه مات کردن ایران قدم برداشته بود.

 ایران امتیاز امضای پروتکل الحاقی را در برابر هیچ خواسته ای به اروپاییان واگذار کرد وحتی شرط حفظ امنیت و حرمت اماکن مقدسه که از سوی برخی مقامات کشورمان مطرح گشت در آن شرایط برای غرب چنان اهانتی بود که واکنش کشورهای اروپایی را برانگیخت و آنان هشدار دادند " در صورت اصرار بیشتر بر این شروط، پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ارجاع داده می شود" که در این صورت " تحریمهای بین المللی، انزوای جهانی گسترده و خطرهای داخلی بزرگ و ... در انتظار ایران خواهد بود."

 نماینده وقت ایران در آژانس انرژی اتمی نیز عنوان کرد «درباره پروتکل الحاقی نمی توان شرط گذاشت (!) و اگر چنین باشد، هر کشوری می تواند مطابق میل و عقیده اش پروتکلی را تغییر دهد» و حتی روزنامه دولت (ایران) امضای پروتکل الحاقی را یک امتیاز بزرگ برای ملت و دولت ایران خواند.

پس از امضای پروتکل الحاقی‏، سفر وزاری خارجه سه کشور اروپایی به ایران برای تعلیق موقت فناوری هسته ای كشورمان آنچنان مسئولان دیپلماسی کشور را ذوق زده کرد که بدون توجه به واگذاری اين امتیاز بزرگ به اروپا و در سكوت رسانه هاي خبري و عدم آگاهي كافي مردم ورود سه وزیر امور خارجه به ایران را یکی از امتیازات بزرگ دستگاه دپلماسی کشور در تاریخ جمهوری اسلامی می شماردند  .

با اين حال هر چند ایران گمان می کرد در مقابل ارایه امتیازاتی به طرف اروپایی امتیازاتی را نیز دریافت می کند اما در عمل با واگذاری دو مهره بزرگ خود نتوانست حتی یکی از کوچکترین مهره های اروپا و غرب را از بازی خارج کند وحتی شرایط به جایی رسید که به جز زدن مهره اصلی ایران یعنی (تعلیق کامل فناوری هسته ای) چیز دیگری برای بازیگردانان غربی باقی نمانده بود. در این مدت تیم غربی با توجه به کارایی مهره های خود که اصلی ترین آن تهدید بود به علاوه ضعف تکنیکی و تاکتیکی بازیگران ایرانی و با حرکت های برنامه ریزی شده ، ایران را به چند قدمی شکست رساند به گونه اي كه نامه عجيب ۲۰۰۳ (+) از سوي مسئولين وقت ايراني را رد كرد و به آن وقعي ننهاد.

 ولی شکست آن چیزی نبود که بزرگان نظام و مردم در مقابل آن سکوت کنند. مقام معظم رهبری درسخنانی در مورد پرونده هسته ای کشورمان با بیان عقیده عده ای در مورد "توقف برنامه ها به بهانه هزینه های بالا آن" ، "تاخیر چند ساله فرایند غنی سازی اورانیوم" ، "ناتوانی دانشمندان ایرانی در راه هسته ای کردن ایران " و در نهایت "عقب نشینی مسئولین آنزمان انرژی هسته ای دربرابر مطالبات غرب" ، فرمودند: گفتم اگر چنانچه بخواهند به این روند مطالبه‏ى پى‏درپى ادامه بدهند، بنده خودم وارد میدان میشوم؛ همین کار را هم کردم. بنده گفتم که بایستى این روند عقب‏نشینى متوقف شود و تبدیل بشود به روند پیشروى. و این نقطه ای شد برای تغییر استراتژی ایران که اتفاقا همزمان بود با روی کار آمدن چهره ای که بر خلاف بازیگران قبلی ، با تکیه بر جمله « ما می توانیم» از قدرت بالای ایران در این رقابت دم می زد .چهره ای که کاملا متناسب با استراتژی جدید بود. احمدی نژاد برای وارد بازی نمودن تمام مهره های از دست داده شده ، با تایید رهبری تعلیق تاسیسات ucf اصفهان را شکست و به طرف مقابل این پیام را فرستاد « غرب باید از برج عاج پایین بیاید و به ملت ایران احترام بگذارد.» رییس شورای عالی امنیت ملی که بازی هسته ای با مقیاس مسئولین را به یک بازی با مقیاس ملی تبدیل کرده بود با بیان اینکه "تعلیق غنی سازی اورانیوم خط قرمز مسئولان و مردم ایران است "هزینه هرحرکت را برای غرب افزایش داد و به آنان فهماند که مهره تعلیق مهره ای نیست که 1+5 با تمامی ابزار تحت اختیارش بتواند آنرا برای بار دیگر از بازی خارج کند. حرکت های ایران برای بازآفرینی مهره هایش و تولید مهره های دیگر مانند تحولات عراق ، لبنان و فلسطین، خیلی زود صدای طرف غربی را درآورد و آنان با جولان مهره معروفشان یعنی "تهدید" دوباره در تلاش بودند ایران را در گوشه صفحه این شطرنج گرفتار کنند. اما جواب تیم بازیگران ایران خیلی قاطع بود : غربی ها خیال نکنند با نشان دادن لولوی شورای امنیت ایران رو به قبله دراز می کشد! حنای استراتژی" قدم به قدم غرب " برای مسئولین ایرانی دیگر رنگی نداشت. «شما‌ یک قدم رفتید عقب، او یک قدم مى‏آید جلو؛ یک سنگر را خالى کردید، او مى‏آید آن سنگر را میگیرد.» غرب مهره تهدید خود را که در گذشته فقط با نشان دادنش نتیجه ی دلخواه خود را می گرفت وارد بازی کرد . قطعنامه اول ، قطعنامه دوم ، قطعنامه سوم، قطعنامه چهارم ، تهدیدات نظامی گسترده، همه حاصل حرکت مهره ي تهدید بازیگران مقابل ایران بود که خیلی نامتوازن به کار برده می شد. اما پاتک های ایران که برگرفته از استراتژی استقامت بود تمام حرکت های آنان را به هم ریخت . « ما ترمز و دنده عقب قطار هسته ای را مدت هاست که دور انداخته ایم...» نتایج این استراتژی آن قدر آشکار بود که رسانه های دنیا به عنوان ناظران این بازی ،که اکثرا طرفدار تیم غربی هستند، از قطعنامه های یاد شده به عنوان «قطعنامه های بی فایده» یاد کنند و به ناچار از سوخته شدن این مهره سخن بگویند. اما این پایان ماجرا نبود . نه تنها تهدید به عنوان یک مهره کارساز از دست بازیگران غربی درآمد بلکه مهره ای شد که در اختیار ایرانیان قرار گرفت. محمد البرادعی دبیر کل اژانس انرژی هسته ای با بیان اینکه تهدید ایران ممکن است سمت و سوی فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران را تغییر دهد به غرب توصیه کرد از تهدید ایران دست بردارند. سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه نیز بیانی مشابه به بیان البرادعی را به کار برد و غرب را از تهدید ایران نهی کرد . توصیه های مسئولین ایرانی در مورد جدی گرفتن صحبت های البرادعی نیزموجب شد کارشناسان مسایل بین المللی این نتیجه را بگیرند که" تهدید ایران امکان دارد این کشور به شیوه دیوانه ها بازی را ادامه دهد." از سویی دیگر دیپلمات های هسته ای ، یا بازیگردانان کشورمان پس از مذاکرات ژنو وارایه نقش راه در قالب non paper بازی را وارد مرحله دیگری کردند.مرحله ای که ایران برای اولین بار ابتکار بازی را در درست گرفته است . اولین حرکت اروپا در قالب جدید بازی نیز صورت پذیرفت .رئیس دفتر و سخنگوی خاویر سولانا با اعلام تاریخ مذاکرات تلفنی میان جلیلی و سولانا که در عرف دیپلماتیک نشان از موضع انفعالی اروپا دارد پازل بیرون رانده شدن تدریجی مهره های غرب را تکمیل کرد. فک پلمپ از تمامی تاسیسات هسته ای ، دستیابی به دانش غنی سازی اورانیوم، راه اندازی 2 هراز دستگاه و در دو مرحله دیگر 4 هزار دستگاه و 6 هزار دستگاه سانترفیوژ، دستیابی به چرخه کامل فناوری هسته ای ،‌ گزارش های اژانس انرژی هسته ای مبنی بر اینکه هیچگونه سند و مدرک معتبری نسبت به انحراف غنی سازی های هسته ای ایران در دست آژانس نیست ، گزارش 16 نهاد اطلاعاتی آمریکا، عدول از پیش شرط تعلیق برای ادامه مذاکرات و ... همه از موفقیت هایی بود که ار تغییر دیپلماسی تسلیم به دیپلماسی استقامت به دست آمد .دیپلماسی ای که" بنا بر سنت الهی محکوم به پیروزی است."