شهدا را به خاک نه به یاد سپردیم(تکرار)

این روزها یه جوریه که دستم به نوشتن نمی ره ،‌ ولی یه مطلبی دیدم که دوست خوبم سجاد نجفی درباره دفن شهدا تو دانشگاه تهران نوشته ، به من که خیلی چسبید چون یه جورایی حرف دل خود من هم بود .

گفتم لینکش کنم ولی بعد فکر کردم نوشته ای درباره شهدای تازه به خاک سپرده شده دانشگاه تهران رو تو وبلاگم بیارم  یه تبرک خاصی به وبلاگم میده با اجازه اقا سجاد این مطلب رو که نسخه اصلیش اینجا است تو سهم نوشته ها تکرارش می کنم:

شهدا را به خاک نه به یاد سپردیم

دفن شهدا در دانشگاه تهران

در عجبم از حکمت حضرت اله . محرم . هشت محرم . دانشگاه تهران و شهید . 5 شهید . گمنام . نه نه بی نام . همین برائت استهلال کوتاه برای آغاز کلامم کافی است .در مقدمه هم عرض کنم این مطلب که فعلا میگذارم مطلب اصلی نیست و ان شالله مطلب اصلی دفن شهدا رو که با عنوان برای ثبت در تاریخ هست و مربوط به کلیت مسائل و حواشی است در فرصت دیگری که حال مساعدی داشتم قرار میدم . این مطلب هم موقتا عرض میکنم . هر چند ضعیف و خالی از حرف است . ان شالله طلبتون

به نام صاحب همه قلم ها .

1)سه ماه قبل از ...

نشسته بودیم در میان حلقه رندان مرکز و در حال برنامه ریزی برای به آینده که دیدیم غریبه ای وارد جمع شد و صدا زد آقای نجفی . من رو از جمع خارج کرد تا چند دقیقه ای صحبت کنیم . گفت ان شاالله پنج روز دیگه میخوایم چند شهید رو توی دانشگاه تربیت مدرس خاک کنیم . میخواهیم مراسم وداع شهدا رو توی دانشگاه شما بگیریم . شما زحمت بکشید فقط مسجد رو هماهنگ بفرمایید و اون روز هم انتظامات جلسه رو به عهده بگیرید .

2)سه ماه قبل از ... + پنج روز بعد

شهدا تشریف آوردند مسجد و تا صبح برنامه ای بر پا بود که عرض کرده بودم قبلا . وسطای برنامه رفیقمون من رو کشید بیرون رو گفت میدونی برا چی شهدا را میخواهیم اینجا باهوشون وداع کنیم (قابل توجه بچه های امیرکبیر) چون قراره سه ماه دیگه اینجا شهدا رو دفن کنیم . من فکم چسبیده بود به زمین که بسیج خودت رو آماده کن که مراسم قمه زنی داریم .

3)سه ماه انتظار

شرح این سه ماه خارج از حوصله من در این شبهای شام غریبانه ، الجمله در تمام صحبت هایی که رسمی و غیر رسمی بنده حقیر داشتم مخالف بودم و از این بابت از محضر شهدا شرمگینم و ان شالله که فردای محشر شفاعت بسیجی ها را فراموش نکنند . عرضم هم این بود که دفن شهدا در دانشگاه هم سبب بی احترامی است هم فایده ای ندارد که دیدیم هر دو دلیل من کشک بود و هم تکریم الحمدالله خوبی داشتند و هم فضای بی ریخت روشنفکری این دانشگاه افسرده رو با روح قدسی خودشون تغییر دادند . به هر حال یه سری کارایی هم کردیم که انجام دادن و ندادنش فرقی نداشت الا اینکه توشه قیامتمون شد و همین یعنی با انجام ندادنش فرق داره . بالاخره کدوم شد ؟ تاثیر پست مدرنیسمه ولش کن .نکته اخلاقیش اینکه چیزی که نمی فهمی رو چرا راجع به اون نظر میدی .

4)روز واقعه ...

ساعت هشت و نیم بود که رسیدم دانشگاه . به به . تازه بعد از سه سال میشد توی این دانشگاه نفس کشید .مسئولیت من توی این دفن شهدا یافتن نخود سیاه بود . به قول آن نویسنده مرحوم از ماست که بر ماست سه ماه مخالفت کردی میخوای تازه چیزی هم دستت رو بگیره . دیدم عجب قیاس ضایعی که به قول اون شاعر مرحوم من بد کنم تو بد مکافات دهی / پس فرق میان من و تو چیست بگو . عرض میکردم ، خلاصه به لطایف الحیل وارد محوطه پشت داربست شدم که در واقع آریستوکراسی دفن شهدا بود . اااااه حرف سیاسی زدی باز . میخواستی سید حسین داربستا رو باز کنه ملت بریزن و نشه شهدا رو دفن کرد . اصلا من رو چه به سیاست . از بچگی هر جا دو راهی میشد مستقیم می رفتم . به ما چه تو کارای این سیاسیا دخالت میکنیم . والا . خلاصه داخل که شدیم گفتن بیا یه مدت مسئول این عکاسا وایسا هر کی خواست عکس بگیره بفرستش داخل . من هم رفتم یه مدت دم پل صراط همه را تو راه دادم . دیدن داره ضایع میشه کار گفتن برو برا خودت بچرخ . ساعت نزدیک ده و ربع بود که چند تا از تابوت ها رو آوردن برای نماز میت . جای شما خالی صاحب آن مرکز و صاحب آن پاریکال که ذکرشان به خیر باد در میان جمعیت هجوم آورنده در حال ترکیدن بودند تا شاید نظمی به آن جلسه داده شود که الحمدلله حاصل شد و صدای قامت بستن نمازگزاران بلند . الله اکبر الله اکبر . روز علی اکبر بین ما جوونا . الله اکبر . بر تن تو چه کسی به نماز ایستاد . الله اکبر . الله اکبر . تا نماز تمام شد تابوت را به داخل انتقال دادند .حالا دیگر نوبت مهمان نوازی آریستوکرات هاست . بعد از یک مراسم دانشجویی یک ساعته نوبت دفن شهدا رسید . دیدم پنج تا از شایسته سالاران داخل قبور شهدا شدند برای تلقین عجب صحنه ای . یکی از تابوت ها نمی دونم شکست چی شد یک دفعه دیدم یه جنازه که چه عرض کنم کفنی به اندازه چند استخوان .... لا الله الا الله ..... الله اکبر ... جوون رعناست قد و قامت داره این کفن و این قامت الله اکبر ......لا یوم کیومک یا اباعبدالله........ دیدم یه جنازه انگار از داخل تابوت در آمد و اولین جنازه اومدم روی دستای احمد بلیغ . از دور دیدم کمرش شکست . احمد جنازه رو دست بچه هایی که رفته بودند داخل قبر نداد بلکه  زانوهاش به زمین خورد . بی اختیار جنازه به قبر رسید این همه عجله برای رفتن . بابا صبر کن ای ساربان . دارالقرار شما شهدا که خیمه و خرگاه حضرت زهراست .شیخ اومد  بالای سر جنازه اسمع افهم یقین دارم که شهدا صدا زدند ما می فهمیم شماها اسمع افهم . اما سوال من اینه که شیخ با چه اسمی این شهدا رو صدا زد . باید برای تلقین خوندند صدا بزنی فلانی پسر فلانی . چی گفت علی اکبرهای حسین ، پسرهای روح الله ، مهمونای دانشجوها ، چه میدونم یه دفعه بم ثابت شده بود تو چیزی که نمی فهمی دخالت نکن . والا .شیخ بیهوده نفس خرج میکرد اونی که در آغوش سیدالشهدا جوون داده که نیاز به فهموندن ولی نداره ، والا رسمه دیگه چه باید کرد ، بچه ها هم شهدا رو تکون می دادن ، ایشالا موقع تلقین خودشون شهدا تکونشون بدن .شایدم اون موقع دیر باشه . عارضم که تلقین که تموم شد سنگ لحد رو گذاشتن .....و ای بغض لحظه ای امان بده نوبت تو هم میشه . .. خاک و سیمان و چارانگشت از خاک که باید بالاتر بیاید که موقع نشست خاک سنگ قبر فرو نرود و چه تمثیل جالبی است این چارانگشت ، فاصله میان گوش و چشم ، دهان و نفس ، قلب تا دل ، که هر کدام حرفی دارد که تاب زبان درازی ندارم . سنگ قبرها هم گذاشتن الحمدالله تموم شد . سروشی ندا داد که تازه شروع شد .

حرف آخرم باشه آی رفقای بسیج دانشجویی دانشگاه تهران خوشا به سعادتتون که توی دوره ی ماها دو بار میزبان شهدا بودیم ، نمی دونم نفس قدسی کیست که اینگونه مورد عنایت شهدا واقع شدیم . ان شالله که اگر اینجا میزبان خوبی بودیم ، شهدا توی اردوی جنوب جبران میکنند ... قابل توجه تیم پشتیبانی ، فرهنگی و ... اردو . ان شاالله که به قول بچه ها این توفیق رو داشته باشیم که سال آینده در جلسات شورای مرکزی بسیج جای یه عده شمع بذاریم و بگیم اینا شهدای مرکز و یا دانشکده ها هستند . تا پازل شهدامون هم تکمیل بشند . ان شالله در رکاب آقا امام زمان دوباره در کنا هم جمع بشیم بگیم آقا ما یه بار تمرین نوکری کردیم ، هر چند عیار من ناخالصی دارد اما ..

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند / آیا شود که گوشه ی چشمی به ماکنند ......

 

رسانه اي كه انقلابي نيست

خوشبختانه بعد از پيامي كه مقام معظم رهبري در محكوميت جنايات رژيم ضهيونيستي و حمايت از مردم غزه صادر كردند مردم به ويژه دانشجويان شور قابل توجهي رو به دست آوردند. دانشجويان معترض كه پيش از پيام معظم له و در روز عرفه مقابل سفارت مصر تجمع تقريبا نا آرامي رو برگزار كردند اين بار منسجم ترو گسترده تر تحصن ها و تجمعات خودشون را برنامه ريزي كردند تا ان شاءالله به اهداف شون برسن .

هر چند كه اين تجمعات تا به حالا منجر به تسخير باغ قلهك ‏، حمله با كوكتل مولوتف به سفارت اردن و سفارت عربستان ، تهديد به آتش كشيدن دفتر سازمان ملل ،‌ تجمع صدها نفري استشهاديون در فرودگاه مهرآباد ‎،‌ درخواست خروج سفير اردن و نماينده مصر در ايران تا روز پنجشنبه ، حمله به سفارت به مصر (هر چند كه با ممانعت نيروي انتظامي تا به حال محقق نشده ولي انتظار مي رود تا يكي دو روز ديگه اين سفارت تسخير شود)، تهديد تسخير سفارت هاي كشورهاي مصر و اردن و ديگر كشورهاي عربي ،  ثبت نام هزاران دانشجو براي عزيمت به غزه و ....را در پي داشته ولي صدا و سيماي جمهوري اسلامي يك كلمه از اين همه اخبار مهم كه اكثرا بازخوردهاي جهاني داشته( البته با همان نوع نگاهي كه آن رسانه ها به موضوعات اين چنيني دارند) حرفي به ميان نياورده .

اهتزاز پرچم فلسطين در باغ قلهك

نمي دونم صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران چه اصولي را براي خودش تعريف كرده كه اين همه فعاليت رو كه برگرفته ارزش هاي ناب انقلاب اسلامي هست سانسور و فقط به واكنش مردم جهان به جنايات صهيونيست ها مي پردازه و يا در بعد داخلي  به چند تا تجمع مردمي كه هميشه بوده‌ (البته مقدس است و تاثيرگذار) اكتفا مي كنه.

چرا صدا و سيماي ما تمامي ابعاد و مختصات اين تجمعات دانشجويي رو كه منشا اون خشم مقدس دانشجويان ايراني هست روشن نمي كنه تا ديگر مردم غيور ايران كه تنها مرجع خبريشان تلويزيون و ردايوست از وجود چنين تجمعاتي اطلاع يابند و به صف دانشجويان بپيوندند و اينگونه سازشكاران و جنايتكاران ، عزم جدي مردم ايران رو براي ريشه كن كردن سازش و جنايت ببينند.

 ببينند كه مردم شيعه ايران با اعتراضي متفاوت تر با اعتراض هاي قبلي و حضوري خشمگينانه تر از حضورهاي قبلي براي حمايت از برادران خود نژاد و مذهب را كنار گذاشته و فرياد مرگ بر اسراييل سر مي دهند، سازشكاران را همدست جنايتكاران مي داند ، سكوت را خيانت به قرآن تلقي مي كند و براي از ميان برداشتن اين غده سرطاني نه تنها سطل آب بلكه حاضرند سلاح در دست گيرند و راهي كربلاي امروز شوند .

به طور قطع و يقين انتشار چنين خبرهايي  تاثير گذار است . هنگامي كه وزير امور خارجه مصر و مردك بي غيرت حسني مبارك  مي گويد مردم ايران با حمايت از مردم غزه مي خواهد كشورهاي عربي را در كام خود ببلعد نشان از تاثير گذاري و هراس آن خدا بي خبران از تجمعات اين چنيني دارد آنان مي ترسند كه همه امت عرب مانند مردم يمن به سفارت مصر حمله و پرچم فلسطين را به جاي پرچم مصر قرار دهند يا به مانند اخوان المسلمين در اعتراض به سياست هاي سازشكارانه سران كشورشان تجمع راه بياندازند و آنان را تحت فشار بگذارند.

اما صداو سيماي ما به جاي انتشار چنين اخباري سانسور را ترجيح مي دهد تا بيش از بيش تفاوت يك رسانه انقلابي را با يك رسانه امروزي شده نشان دهد.

رسانه اي كه به درد انقلاب استكبارستيز ما نمي خورد.

... و محرم آمد

 

همچنان در گوش تاریخ نوای هل من ناصر ینصرنی نجوا می شود و  لبیک گویان به این قافله می پیوندید یا نه ؟ سئوالی است که در همه تاریخ از همه انسانها پرسیده شده است و الان نوبت به ما رسید . تا عاشورا چه قدر فاصله داریم  و تا کربلا چندفرسنگ ؟ امروز غزه هم عاشوراست و هم کربلاست...

کل یوم عاشورا

آنها و معضلي به نام آزادگي

تو اين آمد و رفت هاي خاتمي ها به دانشگاه تهران كه حواس همگان رو به خودش جلب كرده جنبش حماس با اعلام اينكه ديگر زمان آتش بست با اسراييل رو تمديد نمي كنه عملا وارد فاز جديد از مبارزات مسلحانه شد. اين در حالي كه غزه هفته ها در محاصره سربازان اسراييلي است كمبود غذا و به شهادت رسيدن كودكان بدين علت روز به روز در حال افزايش است. اين فاجعه به گونه اي كه سازمان های مردمی حقوق بشر اروپا با تجمع و راهپيمايي مقابل سفارت مصر از اين كشور خواستند براي شكستن محاصره ‏‌، گذرگاه رفح را باز كند. با اين حال از ابراز همدردي اون دسته از دانشجويان انجمن اسلامي دانشگاه هاي تهران كه اتفاقا پسوند اسلامي رو خيلي با آب و تاب به كار مي برند و در مراسم حضور محمد خاتمي در دانشگاه حضور داشتند تعجب كردم.

از هو كردن دانشجويان به اصطلاح مدعي حقوق بشر در واكنش به ابراز همدردي خيلي جالب توجه و باشكوه !!!! مجري اون برنامه با مردم نوار غزه رو مي گم. تعجب كردم اونها در حالي كه عكس هاي امام خميني تو مراسم رو در كنار عكس هاي خاتمي دورتا دور سالن نصب كرده اند چرا به اين وضوح دارند به كشتار يا بهتر نسل كشي انسانها بي توجهي مي كنند و حتي با هو كردن يه جورايي به اونها توهين مي كنند.

اینها دم ازحقوق بشر می زدند

مي دونم كه چسبوندن عكس هاي امام خميني و دم زدن از طالقاني و چمران و مطهري و جديدا مفتح همه برخاسته از خوي منافق صفتانشونه ولي دفاع از كرامت انساني چيزي نيست كه به خط و ربط هاي سياسي مربوط بشه.

 ارباباي همين آقايون كساني بودند كه صداي حفظ حقوق بشرشون كوش فلك رو كر كرده بود و براي آزادي اكبر گنجي ها به اين بهانه كه حقوق انساني رو سلاخي كرده اند راهپيمايي راه مي انداختند .الان اين آقايون و اكبر گنجي صاحب حقوق بشر و كرامت انساني كجا هستند؟

نمي دونم چي بگم از اين بگم كه تو كيش اينها بهايي ها بايد نماينده مجلس داشته باشند ولي فلسطيني ها حق داشتن پدر و مادر هم ندارند.

از اين بگم كه تو مسلك اينها هم جنس بازان بايد آزادانه به اقدام هاي بشري!!خودشون دست بزنند ولي فلسطيني ها نبايد آزادانه و حتي غير ازادانه تنفس كنند.

كاري به مسلمان بودن ‏فلسطيني ها ‏‌، نظرات امام خميني و رهبري درباره مردم فلسطين و ... ندارم ولي به خدا اينها هم انسان هستند و مانند همه انسان ها براي ادامه زندگي نبايد گلوله به قلبشان بخورد نبايد خانه هاشان با بمب های چند تني خراب بشود نبايد در محاصره باشند و غذا نداشته باشند نمي دونم حقوق بشر در ذهن اين آقايون و خانم ها يعني چي ؟

شما هو می شوید !!!  شما هو می شوید!!!

نه فكر نكنيد كه اين انتظار از آنها مي رود كه چنين جنايت هايي را محكوم كنند ‏‌يا براي ابراز همدرديشون به صورت نمادين يه فاتحه براي شهداي غزه بفرستند ( چه ادعاي زيادي بخشيد !!)‌ و يا براي شهيدان غزه مثل كشته شدگان برج هاي دو قلو شمع روشن كنند نه چنين انتظاري از آنها نيست ولي لااقل با پسوند اسلامي و با ادعاي پيروي از آموزه هاي امام خميني به مردم فلسطين و شهداي غزه توهين نكنند.

خطاب به اين دسته از آقايون و خانم ها مي گم كه نمي خواهم داستان خلخال پاي زن يهودي رو دوباره براتون تكرار كنم چون ميدونم شمايي كه به امام حسين و شهداي كربلا توهين مي كنيد توهين به شهداي غزه براتون خيلي طبيعيه ولي اگر آزاده هم نيستيد حق ندارید به آزادگان توهين كنيد.