فرار به جلو با منافقین جدید

سيد محمد خاتمي رییس بنیاد باران در مراسم سالگرد شهادت آيت‌الله اشرفي اصفهاني به عنوان یکی از سخنرانان این مراسم به ایراد سخنرانی پرداخت و در مقام مدعی افاضه فرمود :  حالا كه منافقين از بين رفته‌اند اين جريان سعي مي‌كند خلق منافقين جديد كنند و مخالف سليقه خود را هر چند از نيروهاي نزديك به امام بوده به همكاري با دست خبيث بيگانه متهم كنند و سعي دارند با اين وضعيت جامعه را در حالت فوق‌العاده قرار دهند.

خاتمی و سخنرانی درباره منافقین جدید!!

البته پی بردن به ظهور منافقین جدید از سوی رییس جمهور سابق کشورمان در خور تقدیر است ولی آنچه که تقدیر ندارد آن است که ایشان مصداق منافقان جدید را 180 درجه بالعکس  گرفته اند.

چه خوب بود این سید قبل از اینکه سخنان دیکته شده اش از سوی قاتلان رجایی و باهنر را برای حاضرین در این مراسم بخواند نگاهی به وصیت نامه شهید بزگوار اسدالله لاجوردی می کرد.

این شهید حدود ده سال قبل و در زمان ریاست جمهوری همین آقا و البته قبل از شهادتشان وصیت نامه مفصلی نوشت که ماهیت و چهره منافقین جدید را به خوبی ترسیم نمود .این مرد خدا  بدون هیچ ملاحظه ای به افشای چهره منافقین خلق و منافقین انقلاب پرداخت و چنان آنها را به خشم آورد که مخاطبان وصیت نامه اش خیلی زود او را به "دشمن شناسی وارونه" متهم نمودند.

جالب آنکه خاتمی نیم نگاهی به وصیت نامه این شهید ننداخته و سخنان کسانی را به زبان می راند که خودشان از دار و دسته منافقان جدید و مورد اشاره شهید لاجوردی بوده اند ولی آنان چه مکارانه جایگاه خود را از مجرم به مدعی تغییر داده اند هر چند که نمی دانند "...و الله خیرالماکرین"

خواندن قسمتی ( به دلیل طولانی نشدن مطلب سعی شده قسمت مرتبط با بحث آورده شود) از وصیت نامه افشاگرانه شهید لاجوردی می تواند معیار مناسبی برای قضاوت باشد.

خدایا تو شاهدی چندین بار به عناوین مختلف خطر منافقین انقلاب را همانها که التقاط به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر کرده است و همانا که ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند، هم رجائی و باهنر را می کشند و هم به سوگشان می نشینند هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی و سپس...! برقرار می کنند، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت به آنان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می شوند، هم در مبارزه علیه آنان و در حقیقت برای جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادی آنان خود را در صف منافق کشان می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقاهت روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند به مسئولین گوشزد کرده ام، ولی نمی دانم چرا اگرچه نسبت به برخی تا انداز ه ای می دانم چرا؟ ترتیب اثر نداده اند.
به مسئولین بارها گفته ام که خطر اینان به مراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است چراکه علاوه بر همه شیوه های منافقانه منافقین سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته و کم کم آنان را در صفوف آخرین و سپس به صف قاعدین و بازنشستگان سوقشان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود در آورده اند به گونه ای که عملا عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصب ها و حفظ و ابقاءها دست به تخریب می زنند، اعمال قدرت می کنند، اینها همه پوچ است و بی اهمیت! مهم و بسیار مهم این است که هدف غایی از همه این تلاش ها، گسترش فکر التقاطی و انحرافی سازمان ضد خدایی اشان است که جز اندیشه های مادی گرایانه و ماتریالیستی چیز دیگری نیست و با بهره گیری از تجربیات مثبت و منفی هم پالکی های چپ و منافقشان توانسته اند متأسفانه به نسبت بسیار زیادی و حتی زیادتر از توفیق منافقان خلق در سالهای 51 تا 54 تا تعداد کثیری از روحانیون را تحت تاثیر قرار دهند و با لطایف‏الحیل بر ذهن و روان آنان اثرات دل خواهشان را بگذارند تا بدانجا که بر اعمال جنایتکارانه آنان با دیده اغماض بنگرند و حتی در مواردی نظیر به شهادت رساندن باهنر و رجایی به دست روی دست مالیدنهای مسامحه کارانه مصلحت اندیشیهای پشیمانی آورنده متوسل شوند، باز مهمتر از همه اینکه با کمال تأسف توانستند تعداد فراوانی از جوانان مسلمان را جذب کرده منحرف نمایند.

بهزاد نبوی در حدودا 20 سال پیش

و صد  افسوس کسانی که خود از قاتلین و از مسببان واقعه هشت شهریور هستند سال جاری در دفتر سازمانشان مراسم بزرگداشتی برای رجایی و باهنر می گیرند و بهزاد نبوی !!!! از مناقب شهید رجایی برای انان می گوید ، نشریه ای که به صاحب امتیازی یکی از همین منافقین جدید و از بستگان منافقن خلق می باشد با پسر شهید رجایی به گفتگو می نشیند و درباره واقعه هشت شهریور مطلب ها می نویسد.

چه قدر پست شده ای چرخ گردون ....

در مطلب قبلی قول داده بودم درباره پیش شرط دوم خاتمی یک مطلب جداگانه بنویسم ولی به همین پاراگراف بسنده می کنم " خاتمی در این مراسم در حالی مسئولان (اجرایی) کشور را بی توجهی به قانون متهم می کند که خود وی چندی پیش در بیان پیش شرط هایش برای انتخابات ریاست جمهوری با مطرح کردن موضوع لوایح دو قلو و ماهیت ضد قانونی آن بار دیگر نشان داد که برای شرکت در انتخابات چشم به افراطیون و چهره های تند جریان اصلاحات دوخته است ."

آقای رییس جمهور سابق تدارکاتچی ، ای کسی که صدای پای دشمن را در 16 آذر سال 83 از اردوگاه اصلاح طلبان به وضوح شنیدی ، به شخصه منتظر آمدنت برای انتخابات سال آتی هستم چون که می دانم جریان اصلاحات با حضور توامان تو و کروبی بسیار بسیار زیبا و دیدنی و به قول زیدآبادی کمدی می شود ولی مواظب باش که این بار کاندیدای تدارکاتچی نشوی !!! آقای خاتمی بپا کمدین نشی !!!!

خاتمی پشت سر بازیگر فیلم های کمدی بهاره رهنما 

پیش شرط برای که ؟

دو سه روز پیش سید محمد خاتمی دوتا پیش شرط برای حضورش در انتخابات تعیین کرد . با خودم گفتم خوبه که بتونیم در این باره با یکدیگر ( اگر نظری دارید )تبادل نظر کنیم.

می خواستم در مورد هر دو پیش شرط تو همین پست مطلب بنویسم ولی دیدم خیلی طولانی میشه برای همین درباره نظر دوم که خیلی هم جالبه !!! ان شا ئ الله بعدا با هم صحبت می کنیم.

از مقدمه هم می گذریم ( چون واقعا طولانی میشه)

خاتمی پیش شرط اول خود برای شرکت در انتخابات را این گونه بیان کرد: پیش شرط اول من این است که بتوان با ملت بر سر خواسته هایشان تفاهم کنم. به اعتقاد من خواست قلبی و تاریخی مردم ایران آزادی ، پیشرفت و عدالت است و در عین سازکاری این امور با دین و ارزشهای معنوی و فرهنگی و این همان گفتمان اصیل اصلاح طلبی است که در اینده تلاش می کنم به صورت مدون آن را به جامعه ارائه نمایم .

وی ادامه داد که " اگر بر سر این موضوع بتوانم با جامعه  تفاهمی روشن دست یابم و این خواسته ها در میان اقشار مختلف جامعه جنبه خود آگاهی یابد به پیش شرط نخست خود دست یافته ام.

به گفته برخی از کارشناسان مخاطب پیش شرط اول خاتمی یعنی " تفاهم با ملت بر سر خواسته هایشان " ، حامیان او در انتخابات آتی هستند.

روزنامه کارگزاران درباره پیش شرط اول می نویسد "‌در طول هشت سال ریاست جمهوری خاتمی بسیار گفته و شنیده شد که هر کسی از ظن خود یار او و اصلاحات مدنظرش شده است.چرا که قرائت خاتمی از اصلاحات و اصلاح طلبی غالبا متفاوت از قرائت های بسیاری از اصلاح طلبان بود.کما اینکه دامنه اصلاحات و. اصلاح طلبی از چهره هایی چون اکبر گنجی و عماد باقی تا مهدی کروبی و غللامحسین کرباسچی را شامل می شد.

البته این روزنامه از طرح خاتمی برای برای اصلاح طلبان که خاتمی وعده آن را در اینده داده است با عنوان " اصلاحات آنگونه که خاتمی می گوید " یاد کرده است.

اما این مسئله ای که خیلی از اصلاح طلبان خواسته یا نا خواسته به راحتی از آن می گذارند ، مناقشه اصلی این طیف از سیاسیون در چند سال اخیر است. مناقشاتی که بحث هایی با موضوع عبور از خاتمی و تدارکچی بودن خاتمی دراصلاحات ، از  زمان ریاست جمهوری خاتمی آغاز و بعد از سوم تیر 84 و کنار کشیدن علنی کروبی از طیف تحریمی ها و مشارکتی ها و مجاهدینی ها وارد فاز دیگری شد.

جنجال های آنان در رسانه های مختلف از آن زمان به بعد چیزی نیست که بتوان با تعارفات معمولی نادیده گرفت . هر چند که در ایم مدت ای تعارفات نیز به پایین تر میزان خود بوده است.

حال که خاتمی از تفاهم اصلاح طلبان برای حضورش در انتخابات سخن می گویدلازم است آخرین دیدگاه گروه های مختلف دوم خردادی را در مورد حضور خاتمی در انتخابات برای بار دیگر مرور کنیم.

ادوار تحکیم وحدت که از تندترین طیف های دوم خردادی به شمار می رود به هیچ وجه خواهان حضور خاتمی در انتخابات نیستند.

 زیدآبادی به عنوان دبیرکل تشکل غیرقانونی ادوار تحکیم  عبدالله نوری را کاندیدای مناسب اصلاح‌طلبان معرفی کرده و می‌گوید: برخلاف خاتمی،  سریع‌الهجه عمل کردن نوری می‌تواند پشتوانه خوبی درتحقق اهداف اصلاح طلبان باشد.
وی البته اظهارنظرهای دیگری هم در مورد خاتمی دارد. چندی پیش هنگامی که حضور خاتمی در انتخابات از سوی برخی از نزدیکانش حتمی خوانده می شد گفت : مشاركت و سازمان مجاهدین لازم نیست با این همه حرارت و اعتماد به نفس ‏خاتمی را وارد عرصه‌ای كنند كه ظهور نخستین آن تراژیك بوده است و بیم آن می‌رود كه ظهور دوباره آن ‏كمدی شود!

مشارکت و مجاهدین نیز که در گذشته استراتژی " یا خاتمی یا هیچ کس " را پیگیری می کردند و حضور بدون خاتمی در انتخابات را تمرین تلقی می کردند ،پس از جدی شدن حضور کروبی و به حاشیه رفتن سید محمد خاتمی در این کارزار از آلترناتیو خاتمی سخن گفتند و عبدالله نوری . را بهترین گزینه برای جایگزینی خاتمی معرفی کردند.

همین افراد در ادامه رایزنی های خودشان درباره انتخابات ریاست جمهوری با سید حسن خمینی دیدار کردندو از وی خواستند برای شرکت در اننتخابات اعلام آمادگی کنند.

هر چند که در جند روز گذشته امثال کسانی مانند تاجزاده و آرمین تنها از خاتمی به عنوان گزینه مناسب برای انتخابات آتی یاد کردند ولی صحبت از الترناتیو وی از سوی بهزاد نبوی ( به عنوان یکی از اصلی ترین اعضا سازمان مجاهدین ) و دیدار با سید حسن خمینی می تواند پیام اشکاری برای خاتمی باشد.

حزب کارگزاران و گروه های نزدیک به آن نیز سیاست یک بام و دوهوایی شان نشان از ان دارند که آنان به هیچ وجه به خاتمی به عنوان گزینه مطلوب خود نگاه نمی کنند.یک روز دبیرکل این حزب از حمایت خود از کروبی می گوید و در وصف خاتمی این نقل قول معروف را به کار می برد " آزموده را آزمودن خطا است" روز دیگر سخنگوی این حزب خاتمی را برگ اس انتخابات می خواندند و یک روز دیگر !!! محمد هاشمی نه خاتمی و نه کروبی را گزینه مطلوب می داند و از نجفی و حسن روحانی به عنوان گزینه مناسب حزب !! نام می برد. ارگان رسمی این حزب نیز یا از خاتمی به عنوان سم مهلک برای اصلاحات نام می برد یا حضور دوباره وی در انتخابات را لازم و ضروری می داند.

وضعیت حزب اعتماد ملی نیز کاملا مشخص است  . هنگامی که از کروبی درباره سیاست حزب اعتماد ملی درباره حضور خاتمی در انتخابات سئوال کردند پاسخ داد :‌آقای خاتمی برای ما عزیز است ولی ما کار خویش را می کنیم.

اعتماد ملی کار خویش را دنبال می کند که کروبی را به عنوان نامزد انتخابات معرفی می کند و در همین راستا هست که حضور خاتم و کروبی را در انتخابات منتفی می داند و در عین حال از تمایل کروبی برای شرکت در انتخابات سخن می گوید.

آنها بر خلاف دیگر گروه های اصلاح طلب ، از کروبی به عنوان بهترین گزینه اصلاح طلبان در انتخابات یاد می کنند و به خاتمی در مورد توطئه های نزدیکانش هشدار می دهند.

از زارع فومنی و راه چمنی و محتشمی و ... هم می گذریم ( چون واقعا طولانی شده )

تعیین پیش شرط ها از سوی خاتمی را می توان مقدمه چینی برای حضور دانست یا فراهم آوردن شرایط برای عدم حضور ؟ خاتمی می تواند به راحتی به این پرسش پاسخ بدهد ، پاسخی که نشانگر شعور سیاسی وی خواهد بود.

همین مطلب را بدون حذفیات و کمی ویرایش می توانید در رجانیوز ببینید

 والسلام

تخریب رییس جمهور و دیگر هیچ !

روز شنبه یکی از دوستان دوم خردادیم هفته نامه شهروند امروز رو خریده بود.از دستش گرفتم .در حال تورق این هفته نامه بودم که چشمم خورد به مصاحبه محمد هاشمی رفسنجانی و از اونجا که تیتر شهروند امروزمصاحبه یک تیتر انتخاباتی بود و مربوط به احزاب می شد و از سویی دیگر من پیگیر اخبار حزبی بودم شروع کردم به خوندن مصاحبه .اما در میانه راه ، این مصاحبه تبدیل شد به یک توهین نامه علیه رییس جمهوری اسلامی ایران. اغلب ابن توهین ها به گونه ای بود که کاملا با سخنان مقام معظم رهبری در مورد دولت در تضاد بود برای من خیلی تعجب برانگیز بود که برادر کوچتر اکبر هاشمی رفسنجانی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام (بنابر اطلاعات داده شده در مقدمه مصاحبه) چنین با صراحت در تضاد با سخنان رهبری ، حرف بزنه.ان شاءالله که از سر جهالت و بی خبری و بی خردی این صحبت ها رو کرده.برای اینکه به مصادره مطلوب کردن و تفسیرهای غیر منطقی متهم نشم عین سخنان حکیمانه رهبر انقلاب و صحبت های محمد هاشمی درباره دکتر احمدی نژاد ودولت نهم رو در زیر میاورم (به صورت موضوعی).در ضمن از بیانات مقام معظم رهبری در حمایت از دولت فقط به سخنان ایشان در دیدار با اعضای هیات دولت در تاریخ 2/6/87 و خطبه های نماز جمعه در تاریخ 29/6/87 استفاده شده است.(سخنانی که با رنگ سبز آمده بیانات حکیمانه رهبر انقلاب می باشد)

۱)شهروند : یعنی  در این دوره ( احمدی نژاد) به نظر شما هیچ انفاقی نیافتاده ؟

ما که ندیدیم ، الان تورمی که در دولت آقای احمدی نژاد وجود دارد بی سابقه است . کار بزرگ علامت دارد.چه کاری انجام دادند.الان نرخ تورم بالاست .نرخ بیکاری افزایش پیدا کرده ، نرخ مفاسد اجتماعی بالا رفته ، ناهنجاری های اجتماعی افزایش پیدا کرده ؛ شاخص های عملکرد مطلوب در این دولت کاهش یافته و منفی است.الان در تابستان برق نداریم در زمستان گاز نداریم.

الف : «يك خصوصيت اين است كه اين دولت، واقعاً يك دولت كار است؛ دولت حركت و اقدام است؛ انرژى و نشاطِ كار اين دولت، يك امر برجسته است. الحمدللَّه شما از سال اول همين‏جور حركت كرديد، الان هم با اين كه سه سال از عمر اين دولت گذشته، انسان احساس ميكند كه تحرك و نشاط و فعاليت و اقدام در اين دولت محسوس است - يعنى كاهش پيدا نكرده؛ افت پيدا نكرده - اين خيلى چيز باارزشى است. در خدمت به مردم جديت وجود دارد. رفتن به شهرها، رفتن به شهرهاى كوچك، همه‏ى نقاط كشور را زير پا گذاشتن و هيچ نقطه‏اى از كشور را از منظر خبرگى و كارشناسى دور قرار ندادن، اينها چيزهاى باارزشى است. اين امتياز اول است؛ در هر مجموعه‏اى اين امتياز وجود داشته باشد، جا دارد كه انسان از آن قدردانى كند، به آن تصريح كند و اميدوار و مطمئن باشد كه خداى متعال هم به آن مجموعه كمك خواهد كرد و ثواب خواهد داد.» دیدار با هیات دولت

ب : «يك چيز ديگرى كه اين روزها انسان مشاهده ميكند - كه اين را هم ميخواهم بخصوص از نخبگان خواهش كنم كه توجه كنند - قضاوتهاى درباره‏ى مسائل دولت و كارهاى دولت است. البته اين از آثار نزديك شدن به دوره‏ى انتخابات است؛ با اينكه خيلى هم نزديك نيست و ما حدود نه ماه هنوز تا انتخابات فاصله داريم، اما خاصيت انتخابات اين است كه عناصر، فعال ميشوند؛ حرف ميزنند. خوب، حرف بزنند.» خطبه های نماز جمعه

 ۲)شهروند : حتی تلویحا (از سوی احمدی نژاد) از خاندان آقای هاشمی نیز به عنوان مافیا نام برده می شود.

هاشمی : اتفاقا این روزها تلویزیون ایران برنامه ای را به نام دفاع مقدس پخش می کند.یک تشابه جالب دیدم .دو سه شب برنامه ای پخش شد که اقای بنی صدر در حال سخنرانی بود و مسعود رجوی کنار او ایستاده بود. بنی صدر بنی صدر به مخالفین خودش که حزب جمهوری و شهید بهشتی بود (مثل الان که دولت و حامیان آن همین جریان فکری را مخالف خود می دانند)هشدار میداد که اگر اصلاح نشویدمن می آیم و شما ها را با اسم افشا می کنم.

شهروند : شما دارید بنی صدر و احمدی نژاد را کنار هم قرار می دهید !؟

خب اقای احمدی نژاد هم همین حرف ها را می زند . سه سال است که می خواهد افشا کند و ...

الف : « تخريب كردن مسئولين، تخريب كردن دولت، هيچ مصلحت نيست و جزو كارهاى صحيح اسلامى نيست. البته در بعضى از جاهاى ديگر؛ در بعضى از كشورهاى دنيا به نام دمكراسى، به نام آزادى، آبروهائى را از بين ميبرند، اشخاصى را به لجن ميكشند؛ اينها كارهاى اسلامى نيست، اينها كارهاى آنهاست؛ مثل خيلى از كارهاى ديگرشان.»خطبه های نماز جمعه

دیدار صمیمانه رهبر معظم انقلاب با رییس جمهور

ب : «جرأت در مقابله‏ى با فساد. مقابله‏ى با فساد خيلى كار سختى است. يك وقتى بنده گفتم كه اين اژدهاى هفت سرِ فساد را به اين آسانى نميشود قلع و قمع كرد؛ خيلى كار سختى است. نه اينكه حالا بگويم قلع و قمع شده؛ نخير، الان هم قلع و قمع نشده؛ ليكن جرأت مقابله‏ى با آن هست. خب، وقتى كه اجزاء مجموعه، خودشان آلوده‏ى به فساد نباشند، طبعاً جرأتشان بيشتر است. بسيارى از مجموعه‏هاى قبلى هم حقيقتاً پاكيزه بودند - يعنى آلودگى نداشتند - اما بالاخره جرأت در مقابله‏ى با فساد يك امتيازى است كه در شما هست.» دیدار با هیات دولت

پ : «خصوصيت و امتياز دوم كه در اين دولت هست، شعار و گفتمان كلى اين دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاى انقلاب است؛ اين خيلى چيز باارزشى است. اين را هيچكس نمى‏تواند نديده بگيرد. هر دلبسته‏ى به انقلاب، اين را قدر مى‏داند؛ هر كسى كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب و با كارگردانى انقلاب تصور مى‏كند، بايد اين را قدر بداند. عدالت‏خواهى در اين دولت پررنگ شد. شعار عدالت‏خواهى به صورت جدى بر روحيه‏ى مسئولان، دولتمردان و برنامه‏ها، پرتو افكند.» دیدار با هیات دولت

۳)هاشمی : تلاششان این است که پرونده هسته ای را به جایی برسانند.برای اینکه به این نقطه برسند ، لازم می دانند که که از یک سری خطوط قرمز عبور کنند.به همین خاطر است که اعلام می کنند ایران دوست مردم اسراییل است .در حالی که به گفته رهبری این حرف غلطی است .اما انها می خواهند با عبور از این خط قرمز برای خود رای جمع کنند.

«حالا كسى حرف اشتباهى ميزند، عكس‏العملهائى هم در مقابل آن نشان داده ميشود. خوب، مسئله را بايد تمام كرد. اين كه يك روز يك نفر از اين طرف بگويد، يكى از آن طرف بگويد، يكى اينجور استدلال كند، يكى از آن طرف حرف بزند، درست نيست. اين التهاب‏آفرينى است. حرفى بود، گفته شد و اشتباه بود و تمام. موضع دولت جمهورى اسلامى هم اين نيست.» خطبه های نماز جمعه

 ۴)هاشمی : این ها به دنبال نرمش آمریکا هستند و نه حتی رابطه و عادی سازی روابط .سیاست خاورمیانه ای آمریکا حول محور اسراییل است.آمریکا به خاطر اسراییل با ما تند برخورد می کند و سختی نشان می دهد.این ها (دولت نهم)تصور می کنند اگر در برابر اسراییل نرمش نشان دهند ، اسراییل لابی می کند و آمریکا در پرونده هسته ای با ایران راه می آید.

 « استكبارستيزى - كه معناى ويژه‏ى انقلابى خودش را دارد - در اين دولت تشخص و تميّز پيدا كرد. معناى استكبارستيزى دشمنى كردن با دولتهاى دنيا نيست، معنايش دشمنى كردن با استكبار است. استكبار - از هر دولتى و از هر نظامى سر بزند - آفتِ براى بشريت است. البته امروز امريكا و صهيونيزم مظهر استكبارند؛ ليكن هر جا، هر كس، هر دولتى و هر مجموعه‏اى كه نسبت به ديگران استكبار بورزند، آفتى در جامعه‏ى بشرى و در نظام زندگى انسان به وجود مى‏آورند. ستيزه‏ى با اين حالت هم يك حالت مطلوب اسلامى است. اين هم يكى از خصوصيات اين مجموعه است كه خوشبختانه برجسته است.» دیدار با هیات دولت

محمد هاشمی رفسنجانی و وظیفه ای به نام تخریب

۵)شهروند امروز : در دولت نهم چه طور ؟ تندروی های دولت اقای احمدی نژاد کجا بود ؟

هاشمی : در حوزه سیاست خارجی که بارزترین آنها مسایلی را مطرح کردندکه نه ضرورت داشت و نه اصلا کسی دنبال این بحث ها بود

شهروند امروز : مثل هولوکاست و محو اسراییل ؟

بله . الان دولت نهم دنبال رفع و رجوع حرف هایی هست که اقای احمدی نژاد زده.آلان حرف هایی که اعضای دولت راجع به دوستی با مردم اسراییل می زنند ، پاک کردن و رفع و رجوع ان صحبت هاست

«"روحيه‏ى تهاجم در مقابله‏ى با زورگويان بين‏المللى"(به عنوان یکی از خصوصیان مثبت دولت). يك وقت هست كه زورگويان بين‏المللى مى‏آيند و ميگويند كه آقا شما فلان كار را كرده‏ايد و ما رفع و رجوع مى‏كنيم و نه واللَّه، نه باللَّه...؛ ولى يك وقت هست كه تهاجمش، تهاجم زورگويانه است؛ بهترين دفاع در چنين مواقعى هجوم است. زورگويان بين‏المللى، نقاط ضعف زيادى دارند: جنايت ميكنند، فساد ميكنند، به حقوق بشر تجاوز ميكنند، به حقوق ملتها تعدى ميكنند، انسانها را لگدمال ميكنند و همه‏ى كارهاى زشت را انجام ميدهند؛ آخر هم طلبگار همه‏اند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمى و با حالت طلبگارى، گفته و بيان بشود. اينجور نيست كه ما براى تهاجمات سياسى بين‏المللى، بخواهيم پاسخ پيدا كنيم. يك وقتى از بنده - سالهاى اوايل - ميپرسيدند كه آقا، شما در مقابل اين حرف چه جوابى داريد؟ ميگفتم ما جواب نداريم؛ ما ادعا داريم و مدعى اينها هستيم؛ در قضيه‏ى زن مدعى هستيم؛ در قضيه‏ى حقوق بشر مدعى هستيم؛ در قضاياى حقوق اساسى انسانها مدعى هستيم. ما مدعى اينها هستيم؛ ما در مقام پاسخگويى نيستيم. چرا بايد سوال بكنند تا كسى مجبور باشد پاسخ بدهد؟ آنها بى‏جا ميكنند سؤال و ادعا ميكنند. اين روحيه، روحيه‏ى خوبى است؛ روحيه‏ى انقلاب اين است؛ اين است كه حقيقت را روشن و درخشان ميكند.»دیدار با اعضای هیات دولت

 ۶)شهروند امروز : مواردی دیگری که مصداق تندروی در دولت نهم است سراغ دارید ؟

هاشمی : بله همین که پرونده هسته ای را با اظهارات نابخردانه خود از آژانس به شورای امنیت کشاندند و سه قطعنامه علیه ایران صادر شد حالا این رفتار را با چه چیزی می خواهند بازسازی کنند ؟

هاشمی در قسمت دیگری از مصاحبه : سه قطعنامه علیه ما صادر شده که تاثیرات منفی آن بر جریان مالی و اقتصادی دولت کشور بسیار است.حتی بر عزت مردم اثر منفی می گذارد.

الف:«يكى از مظاهر دفاع از عزت (در دولت نهم) هم همين مسئله‏ى انرژى هسته‏اى است. مسئله‏ى انرژى هسته‏اى، براى ما فقط اين نبود كه ما ميخواستيم يك فناورى داشته باشيم، ديگران ميخواستند ما نداشته باشيم؛ اين فقط بخشى از قضيه است. بخش ديگر قضيه اين بود كه قدرتهاى گوناگون، پُررو، متجاوز، زورگو و دنباله‏ها و اقمار بى‏ارزش آنها، ميخواستند حرف خودشان را در اين زمينه بر ملت ايران تحميل كنند. خب، ملت ايران، دولتِ شما و شخص رئيس‏جمهور، در مقابل اين زورگويى و اين تحميل و اين افزون‏طلبى ايستاديد؛ خداى متعال هم كمك كرد؛ پيش رفتيد. اينها آن بخشها و اجزاء گفتمان عمومى اين دولت است كه براى من اهميت دارد.»دیدار با هیات دولت

ب : «مسئله‏ى اعاده‏ى عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زياده‏طلبى سياستهاى ديگران و ترك شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى را هم انسان در اين دولت احساس مى‏كند؛ عزت ملى و استقلال حقيقى و معنوى از اينجا حاصل ميشود.»دیدار با هیات دولت

 به عنوان سخن پایانی :

 «من نگرانى‏ام از اين نيست كه حرفى زده شود، از كسى انتقاد شود؛ نه. يك نفر انتقاد ميكند، يك نفر هم جواب ميدهد. نگرانى من از رائج شدنِ اخلاق بى‏انصافى در جامعه است. خدمات فراوانى انجام ميگيرد، انسان همه را كنار بگذارد، به نقطه‏اى بچسبد، اين درست نيست. البته اين خطاب به همه است. اين را ما به شخص خاصى، به گروه خاصى، به جناح خاصى عرض نميكنيم، اين را به همه عرض ميكنيم. همه مراقب باشند يكديگر را تخريب نكنند. اين فضاى تخريب، فضاى خوبى نيست. مردم هم خوششان نمى‏آيد. من اين را حالا در حضور شما مردم به آن حضرات ميگويم: اگر شما خيال ميكنيد كه شما بيائيد بنشينيد و فلان مسئول يا فلان جريان را مذمت كنيد، مردم لذت ميبرند و خوششان مى‏آيد، اشتباه ميكنيد. مردم از فضاى تخريب خوششان نمى‏آيد.» خطبه های نماز جمعه

 والسلام

 

سلام بر قدس

ای قدس ما در راهیم

 

 روز قدس اعلام به اين است كه مسلمين به پيش!براي پيشرفت در همه اقطار عالم.روز قدس،فقط روز فلسطين نيست،روز اسلام است،روز حكومت اسلامي است،

روزي است كه بايد بيرق جمهوري اسلامي در سراسر كشورها، برافراشته شود

امام خمینی (ره)